دفاع محمد مهاجری از عراقچی؛ چرا سخن گفتن از «حفره امنیتی» جنجالی شد؟
منشأ جنجال، گفتوگوی مفصل عباس عراقچی با جواد موگویی در برنامه «ماجرای جنگ دوم» بود. وزیر امور خارجه در بخشی از این مصاحبه گفت بمباران محل استقرار رهبر پیشین جمهوری اسلامی «از طریق یک حفره امنیتی» انجام شده و مدعی شد این حفره همچنان وجود دارد و حتی میتواند بر جهتگیریها و فرایند تصمیمسازی اثر بگذارد. بخش عمده مصاحبه به مذاکرات، تحولات جنگ و تصمیمهای سیاست خارجی اختصاص داشت، اما همین قسمت کوتاه بیش از دیگر بخشها بازتاب یافت.
اهمیت این جمله فقط به استفاده از واژه «حفره» مربوط نیست. عراقچی عملاً از یک نقص مقطعی در حفاظت فیزیکی سخن نگفت، بلکه احتمال داد مسئله به لایههای تصمیمسازی نیز رسیده باشد. چنین برداشتی، دامنه بحث را از اشتباه عملیاتی به احتمال دسترسی اطلاعاتی، نشت داده یا تأثیرگذاری بر فرایندهای داخلی گسترش میدهد.
منتقدان عراقچی چه گفتند؟
پس از انتشار مصاحبه، مصطفی خوشچشم، کارشناس شبکه افق، تحلیل عراقچی را به سخنان غیرتخصصی تشبیه کرد و با لحنی کنایهآمیز گفت میترسد این تحلیلها خود از طریق «حفرههای امنیتی» به وزیر امور خارجه القا شده باشند. این واکنش نمونهای از انتقادهایی بود که نه فقط درستی ادعای عراقچی، بلکه صلاحیت او برای طرح عمومی چنین موضوعی را زیر سؤال بردند.
منتقدان میتوانند استدلال کنند که بیان جزئیات آسیبپذیریهای امنیتی، آن هم از زبان یک مقام عالی، ممکن است اطلاعات مفیدی در اختیار دشمن قرار دهد یا سبب افزایش نگرانی عمومی شود. بااینحال، میان افشای اطلاعات عملیاتی و پذیرش کلی وجود ضعف تفاوت وجود دارد. عراقچی نام افراد، روش نفوذ، مسیر دسترسی یا ساختار حفاظتی را توضیح نداد؛ او یک ارزیابی کلی و در عین حال بسیار سنگین مطرح کرد.
مهاجری چگونه از وزیر امور خارجه دفاع کرد؟
محمد مهاجری گفت عراقچی در یک مصاحبه طولانی فقط در جملهای کوتاه به موضوع حفره امنیتی اشاره کرده و حمله به او به دلیل طرح این مسئله منطقی نیست. به گفته مهاجری، اگر کشتهشدن رهبر پیشین جمهوری اسلامی، فرماندهان نظامی و چهرههای ارشد نتیجه ضعف امنیتی نبوده باشد، باید توضیح دیگری ارائه شود که شاید از مفهوم حفره امنیتی نیز گستردهتر باشد.
مهاجری همچنین گفت موضوع نفوذ اسرائیل دیگر در جامعه قابل کتمان نیست و سکوت مسئولان فقط میدان را برای روایتسازی رسانههای بیرون از کشور باز میگذارد. استدلال اصلی او این است که پذیرش ضعف، نخستین مرحله اصلاح آن است و پاسخگویی یک مقام مطلع میتواند به کاهش شایعات کمک کند.
این بخش از سخنان مهاجری بر یک اصل مهم حکمرانی استوار است: خلأ اطلاعات رسمی معمولاً با حدس، شایعه و روایتهای اغراقآمیز پر میشود. بااینحال، اعتماد عمومی تنها با بهکاربردن واژه «نفوذ» بازسازی نمیشود؛ مردم به توضیح روشن درباره ابعاد رخداد، مسئولیت نهادها، نتیجه تحقیقات و اقدامات اصلاحی نیاز دارند.
آیا «حفره امنیتی» یک واقعیت اثباتشده است؟
این عبارت در حال حاضر توصیف و ارزیابی عباس عراقچی است. تا زمان انتشار این گزارش، نتیجه جامع و عمومی یک هیئت تحقیق رسمی که نوع نقص، عاملان داخلی احتمالی یا مسیر انتقال اطلاعات را مشخص کند، منتشر نشده است. بنابراین میتوان گفت حملات دقیق و نتایج سنگین آنها پرسشهای جدی امنیتی ایجاد کردهاند، اما نمیتوان تمام جزئیات مورد ادعا درباره نفوذ سازمانیافته یا اثرگذاری بر تصمیمسازی را یافته قطعی یک تحقیق رسمی معرفی کرد.
علی لاریجانی، دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی، در اسفند ۱۴۰۴ همراه با فرزند و تعدادی از همکارانش کشته شد و منابع رسمی جمهوری اسلامی این واقعه را اعلام کردند. منابع رسمی بعدی نیز از نقش او در مدیریت ساختار امنیت ملی پس از حملات هشتم اسفند و کشتهشدن مقامهای ارشد سخن گفتهاند. این وقایع، زمینه نگرانی عمومی از نشت اطلاعات و ضعف حفاظتی را توضیح میدهند، اما تشخیص علت دقیق آنها نیازمند گزارش تخصصی و مستند است.
مرز شفافیت با حفاظت از اطلاعات کجاست؟
سکوت کامل درباره یک رخداد امنیتی بزرگ میتواند این تصور را ایجاد کند که مسئولان مسئله را انکار میکنند یا برنامهای برای اصلاح آن ندارند. در مقابل، انتشار جزئیات فنی درباره مسیرهای دسترسی، نقاط آسیبپذیر یا اشخاص تحت بررسی ممکن است تحقیقات و عملیات ضدنفوذ را مختل کند.
راه میانه، انتشار یک گزارش عمومی کنترلشده است: چه نوع ضعفهایی شناسایی شدهاند، چه نهاد مستقلی آنها را بررسی کرده، چه مسئولیتهایی احراز شده و چه تغییراتی اعمال شده است. بخشهای عملیاتی میتوانند محرمانه بمانند، اما اصل پاسخگویی نباید به بهانه محرمانگی تعطیل شود.
طرح موضوع از سوی وزیر امور خارجه میتواند زنگ خطر باشد، ولی عراقچی مسئول مستقیم دستگاههای حفاظتی و اطلاعاتی نیست. ازاینرو، اظهارات او باید با گزارش نهادهای مسئول تکمیل شود؛ در غیر این صورت، جملهای هشدارآمیز مطرح میشود، اما افکار عمومی همچنان درباره منشأ، دامنه و راهحل مسئله بیپاسخ میماند.
مقایسه عراقچی با علی لاریجانی چه معنایی داشت؟
مهاجری پرسید آیا عراقچی و محمدباقر قالیباف نیز باید مانند لاریجانی کشته شوند تا ارزش و جایگاهشان مورد پذیرش قرار گیرد. او برای تقویت این استدلال، به حمله به سخنرانی لاریجانی در قم اشاره کرد؛ واقعهای که در ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ رخ داد و طی آن گروهی با ایجاد اخلال و پرتاب مهر و کفش، مانع ادامه سخنرانی رئیس وقت مجلس شدند.
این مقایسه بیشتر یک هشدار سیاسی درباره قهرمانسازی پس از مرگ است: چهرهای ممکن است در زمان مسئولیت با تخریب گسترده روبهرو شود، اما پس از کشتهشدن همان منتقدان از او تجلیل کنند. بااینحال، این قیاس نباید سبب شود هر انتقادی از عراقچی با خشونت سیاسی یا حملات گذشته همتراز تلقی شود. نقد استدلالی درباره سخنان وزیر امور خارجه مشروع است؛ تهدید، توهین و حذف شخصیت او نیست.
ادعای نقش «کاسبان تحریم» چقدر مستند است؟
مهاجری در بخش تندتر سخنان خود گفت پشت حملات به عراقچی، «کاسبان تحریم» قرار دارند و افرادی را بدون دریافت مزد برای حمله رسانهای به وزیر امور خارجه به میدان میفرستند. این جمله یک اتهام سیاسی است و در مصاحبه منتشرشده سند، نام یا رابطه مالی مشخصی برای اثبات آن ارائه نشده است.
ممکن است گروهها یا اشخاصی از تداوم محدودیتهای اقتصادی، تجارت غیرشفاف یا دورزدن تحریمها منفعت ببرند؛ اما نمیتوان هر مخالف مذاکره یا هر منتقد عراقچی را ذینفع اقتصادی تحریم دانست. همان منطقی که مهاجری برای نقد مستدل مطالبه میکند، باید درباره اتهامهای خودش نیز اجرا شود.
مسئله اصلی؛ مقابله سیاسی یا اصلاح امنیتی؟
جنجال ایجادشده ممکن است اصل مسئله را به حاشیه ببرد. پرسش مهم این نیست که عراقچی اجازه داشت واژه «حفره امنیتی» را به کار ببرد یا خیر؛ پرسش اصلی این است که پس از مجموعه حملات دقیق، چه تحقیقاتی انجام شده و چه اصلاحاتی در حفاظت اطلاعات، امنیت ارتباطات و فرایند تصمیمگیری صورت گرفته است.
دفاع مهاجری از ضرورت سخن گفتن درباره ضعفهای امنیتی، از منظر پاسخگویی عمومی قابل توجه است. در عین حال، واژههایی مانند «نفوذ قطعی» و «کاسبان تحریم» تا زمانی که اسناد و گزارشهای رسمی منتشر نشدهاند، باید در جایگاه تحلیل و اتهام سیاسی باقی بمانند.
بحث سالم زمانی شکل میگیرد که منتقدان عراقچی توضیح دهند کدام بخش سخنان او نادرست یا زیانبار بوده و مدافعان او نیز شواهد ادعاهای خود را ارائه کنند. تبدیل این اختلاف به دوگانه «افشاگر دلسوز» در برابر «عامل کاسبان تحریم»، شاید برای رقابت سیاسی مفید باشد، اما کمکی به شناسایی و ترمیم ضعفهای امنیتی کشور نمیکند.