شورش سه قاره علیه اینفانتینو؛ آیا رئیس فیفا در آستانه سقوط پیش از انتخابات ۲۰۲۷ است؟
نامه سرگشاده AFC، یوفا و کونکاکاف در دوشنبه ۱۰ اوت ۲۰۲۶ منتشر شد؛ نامهای که دیگر اختلاف بر سر یک تصمیم تجاری را مطرح نمیکند، بلکه مستقیماً شیوه رهبری و حکمرانی جانی اینفانتینو در فیفا را زیر سؤال میبرد.
سه کنفدراسیون میگویند مدیریت فوتبال جهان متعلق به یک فرد نیست و رئیس فیفا وظیفه دارد به مجموعه فدراسیونهای عضو پاسخگو باشد. آنها نحوه طراحی و ارائه پروژه موسوم به FIFA Forward Enterprise یا FFE را نه صرفاً یک اشتباه ارتباطی، بلکه «شکستی عمیق در قضاوت و تصمیمگیری» میدانند.
ماجرای فروش جام جهانی از کجا شروع شد؟
ریشه این بحران به طرحی بازمیگردد که فیفا در اواخر ژوئیه مطرح کرد. براساس این پیشنهاد، قرار بود یک شرکت تجاری جدید با نام FIFA Forward Enterprise ایجاد شود و مدیریت فعالیتهای تجاری و عملیاتی مسابقاتی مانند جام جهانی را برعهده بگیرد.
ارزش این شرکت حدود ۲۰ میلیارد دلار در نظر گرفته شده بود و فیفا قصد داشت حداکثر ۲۰ درصد از آن را به سرمایهگذاران خصوصی واگذار کند؛ معاملهای که میتوانست حدود ۴.۲ میلیارد دلار سرمایه تازه برای فیفا ایجاد کند.
فیفا استدلال میکرد سرمایه حاصل از این طرح به توسعه فوتبال در سراسر جهان کمک خواهد کرد. اینفانتینو حتی آن را یک «فرصت طلایی» معرفی کرد و گفت هدف، افزایش ارزش تجاری مسابقات و رساندن منابع بیشتر به ۲۱۱ فدراسیون عضو است. برنامه رسمی فیفا شامل افزایش بالقوه کمکهای توسعهای هر فدراسیون از حدود هشت میلیون دلار در چرخه فعلی به ۲۰ میلیون دلار در چرخه ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ بود.
اما مشکل اصلی مخالفان نه فقط رقم معامله، بلکه مالکیت بخشی از منافع اقتصادی آینده جام جهانی توسط سرمایهگذاران خصوصی و نحوه تصمیمگیری درباره آن بود.
چرا یوفا، AFC و کونکاکاف عصبانی شدند؟
مخالفان میگویند پروژهای با چنین ابعاد اقتصادی باید پس از مشورت گسترده با شورای فیفا، کنفدراسیونها و فدراسیونهای عضو طراحی میشد.
رویترز گزارش داده است کنفدراسیونهای منطقهای از نحوه ارائه پیشنهاد غافلگیر شدند. یوفا نیز ۳۰ ژوئیه به همراه هر ۵۵ فدراسیون عضو خود رسماً طرح انتقال منافع مالکیتی مسابقات فیفا به سرمایهگذاران خصوصی را رد کرد.
شدت مخالفت به اندازهای بود که اینفانتینو در نهایت از پروژه عقبنشینی کرد و طرح فروش سهام کنار گذاشته شد.
اما عقبنشینی، بحران را تمام نکرد.
مخالفان گفتند مسئله دیگر فقط جلوگیری از فروش سهام نیست؛ آنها میخواهند بدانند چنین تصمیم بزرگی چگونه، توسط چه افرادی و با چه سطحی از مشورت پیش رفته است.
فیفا اشتباه را پذیرفت؛ منتقدان قانع نشدند
پنجم اوت، مدیران ارشد فیفا در رباط مراکش جلسهای برگزار کردند. فیفا پس از این نشست رسماً پذیرفت که در فرآیند پروژه FFE اشتباهاتی رخ داده و اعلام کرد شورای فیفا و فدراسیونهای عضو نباید احساس میکردند از تصمیمگیری کنار گذاشته شدهاند.
در همان بیانیه، دبیرکل و اعضای هیئت مدیریتی حاضر در نشست حمایت خود را از اینفانتینو اعلام کردند. فیفا همچنین وعده داد روندهای داخلی و ارتباطات مرتبط با این پرونده را بررسی کند.
اما همین پاسخ به یکی از محورهای نامه جدید سه کنفدراسیون تبدیل شد.
AFC، یوفا و کونکاکاف میگویند توضیح دادن اتفاق رخداده با عبارت «اشتباه ارتباطی» کافی نیست؛ زیرا از نگاه آنها، مسئله یک تصمیم بنیادی درباره داراییهای تجاری فوتبال جهان بوده است.
آنها همچنین خواستار بررسی پرونده توسط یک نهاد ثالث کاملاً مستقل شدهاند و تأکید دارند کارکنان فیفا یا افرادی که خود در ماجرا ذینفع بودهاند نباید مسئول تحقیق درباره عملکرد خود باشند.
جلسه مراکش هم به یک موضوع جنجالی تبدیل شد
یکی دیگر از انتقادهای نامه به نشست رباط مربوط میشود.
فیفا خود اعلام کرده است اینفانتینو تنها مقام منتخب از سوی ۲۱۱ فدراسیون عضو بود که در آن جلسه حضور داشت و سایر حاضران از مدیران ارشد اجرایی فیفا بودند.
منتقدان این ساختار را نمونه دیگری از تمرکز تصمیمگیری میدانند. آنها سؤال میکنند چرا برای رسیدگی به بحرانی که مستقیماً روابط رئیس فیفا با شورای فیفا و فدراسیونهای عضو را درگیر کرده، نمایندگان منتخب آن مجموعهها در مرکز تصمیمگیری حضور نداشتهاند.
همین مسئله باعث شده بحران از یک اختلاف درباره مدل درآمدزایی به بحثی درباره پاسخگویی و میزان تمرکز قدرت در فیفا تبدیل شود.
آیا سه کنفدراسیون رسماً خواستار استعفای اینفانتینو شدهاند؟
اینجا باید میان متن نامه و فضای سیاسی پیرامون آن تفاوت گذاشت.
براساس گزارش رویترز، نامه مشترک AFC، یوفا و کونکاکاف تا مرز درخواست استعفا پیش میرود اما مستقیماً عبارت «اینفانتینو استعفا کند» را مطرح نمیکند. منابع آگاه به رویترز گفتهاند پیام نامه را میتوان فرصتی برای کنارهگیری محترمانه رئیس فیفا تفسیر کرد.
بنابراین توصیف نامه بهعنوان بخشی از فشار برای استعفای اینفانتینو قابل دفاع است، اما نوشتن اینکه «AFC، یوفا و کونکاکاف رسماً استعفای اینفانتینو را مطالبه کردند» از متن موجود فراتر میرود.
در مقابل، برخی نهادها صریحتر عمل کردهاند. رئیس فدراسیون فوتبال نروژ مستقیماً خواستار استعفای اینفانتینو شده و فدراسیون انگلیس نیز حمایت خود را از انتخاب مجدد او پس گرفته است.
انتخابات بعدی فیفا چه زمانی برگزار میشود؟
اینفانتینو در کنگره فیفا در ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ رسماً اعلام کرد برای یک دوره دیگر نامزد ریاست فیفا خواهد شد.
انتخابات در ۱۸ مارس ۲۰۲۷ در رباط مراکش و در هفتادوهفتمین کنگره فیفا برگزار میشود.
بنابراین این بحران تنها یک مناقشه مدیریتی کوتاهمدت نیست. اتفاقات امروز مستقیماً وارد رقابت انتخاباتی شدهاند و هر فدراسیونی که حمایت خود را پس بگیرد، میتواند محاسبات اینفانتینو برای دوره بعد را تغییر دهد.
براساس گزارش رویترز، تا ۱۰ اوت نزدیک به ۷۰ فدراسیون از مجموع ۲۱۱ عضو فیفا بهصورت علنی گفتهاند همچنان از اینفانتینو حمایت میکنند؛ در مقابل حدود دوازده فدراسیون حمایت قبلی خود را پس گرفتهاند یا اعلام کردهاند به او رأی نخواهند داد.
آیا اتحاد AFC، یوفا و کونکاکاف یعنی اینفانتینو ۱۳۰ رأی را از دست داده است؟
خیر؛ و این مهمترین نکته درباره تحلیل انتخاباتی این نامه است.
یوفا ۵۵ عضو دارد، AFC شامل ۴۷ عضو کنفدراسیونی است و کونکاکاف نیز ۴۱ عضو دارد. البته همه اعضای AFC و کونکاکاف الزاماً عضو رأیدهنده فیفا نیستند؛ برای نمونه بعضی قلمروهای عضو این کنفدراسیونها عضویت فیفا ندارند.
مهمتر از تعداد این است که کنفدراسیونها در انتخابات ریاست فیفا یک رأی بلوکی واحد ندارند. رئیس فیفا را فدراسیونهای عضو در کنگره انتخاب میکنند. بنابراین مخالفت شیخ سلمان، الکساندر چفرین یا ویکتور مونتاگلیانی بهصورت خودکار به این معنا نیست که تمام فدراسیونهای زیرمجموعه آنها علیه اینفانتینو رأی خواهند داد.
همین حالا نیز شکافهایی وجود دارد.
مکزیک، با وجود عضویت در کونکاکاف، از اینفانتینو حمایت کرده است. در آسیا نیز چند فدراسیون موضعی متفاوت با رهبری AFC دارند. در سوی دیگر، کنفدراسیون فوتبال آفریقا و برخی فدراسیونهای آمریکای جنوبی حمایت خود را از رئیس فیفا اعلام کردهاند.
بنابراین حرف اصلی درباره انتخابات این نیست که اینفانتینو ناگهان اکثریت را از دست داده؛ بلکه این است که سه مرکز بزرگ قدرت در فوتبال جهان اکنون در سطح رهبری مقابل او قرار گرفتهاند و میتوانند برای تغییر رفتار فدراسیونهای عضو تلاش کنند.
اینفانتینو برای پیروزی چند رأی میخواهد؟
براساس قواعد انتخاباتی فیفا، رئیس برای پیروزی در دور نخست به دو سوم آرای معتبر نیاز دارد. اگر کار به مراحل بعدی برسد، اکثریت ساده برای انتخاب رئیس کافی خواهد بود. رویترز نیز همین ساختار را برای انتخابات ۲۰۲۷ تأیید کرده است.
این سازوکار اهمیت اختلاف فعلی را دوچندان میکند.
حتی اگر منتقدان نتوانند اکثریت مطلق فدراسیونها را از اینفانتینو جدا کنند، داشتن تعداد کافی رأی مخالف میتواند مانع پیروزی راحت او در دور نخست شود و انتخابات را به مرحلهای رقابتیتر بکشاند.
چه کسانی میتوانند رقیب اینفانتینو شوند؟
هنوز فهرست نهایی نامزدهای انتخابات ۲۰۲۷ شکل نگرفته است، اما نام چند مدیر بلندپایه مطرح شده است.
رویترز از ویکتور مونتاگلیانی، رئیس کونکاکاف؛ الکساندر چفرین، رئیس یوفا؛ شیخ سلمان بن ابراهیم آلخلیفه، رئیس AFC؛ و لیز کلاونس، رئیس فدراسیون نروژ بهعنوان چهرههایی یاد کرده که در فضای فعلی میتوانند بخشی از مذاکرات مربوط به جانشینی را تحت تأثیر قرار دهند. مطرح شدن نام آنها به معنای اعلام رسمی نامزدی نیست.
از این میان مونتاگلیانی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هم نایبرئیس فیفا است، هم ریاست کونکاکاف را در اختیار دارد و اکنون یکی از سه امضاکننده جریان انتقادی علیه مدیریت اینفانتینو محسوب میشود.
بزرگترین بحران اینفانتینو از زمان ریاست فیفا؟
اینفانتینو از سال ۲۰۱۶ در رأس فیفا قرار دارد و طی این دوره درآمدها و بودجه توسعه فوتبال افزایش چشمگیری پیدا کرده است. فیفا برای چرخه ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ درآمد ۱۴ میلیارد دلاری پیشبینی کرده و بودجه برنامه Forward نیز قرار است به ۲.۷ میلیارد دلار برسد.
همین موضوع یکی از اصلیترین ابزارهای دفاعی اوست: حامیان اینفانتینو میگویند افزایش درآمد فیفا منابع بیشتری را به فدراسیونهای کوچک و کشورهای درحالتوسعه رسانده است.
در مقابل، منتقدان میگویند موفقیت مالی نمیتواند جایگزین اصول حکمرانی، مشورت و پاسخگویی شود.
این همان نقطهای است که نامه سه کنفدراسیون روی آن تمرکز کرده است؛ آنها حتی تأکید کردهاند گسترش جام جهانی، انتخاب میزبانان ۲۰۳۰ و ۲۰۳۴ و افزایش منابع مالی حاصل تصمیم یک نفر نبوده و مجموعه فوتبال جهان در این تصمیمها نقش داشته است.
فیفا در آستانه یک شکاف تاریخی قرار گرفته است؟
هنوز برای چنین نتیجهای زود است، اما خطر شکاف واقعی شده است.
یوفا پیشتر تهدید کرده بود در صورت پیش رفتن طرح واگذاری منافع مسابقات، فدراسیونهای اروپایی در رقابتهای فیفا شرکت نخواهند کرد. پس از کنار گذاشته شدن FFE، تهدید فوری تا حدی عقب نشست، اما اختلاف بر سر رهبری فیفا باقی مانده است.
در همین حال گزارشها از بررسی گزینههای فشار بیشتر، از جمله تحریم برخی رویدادهای فیفا، خبر دادهاند؛ هرچند هنوز تصمیم مشترک سه کنفدراسیون برای خروج از مسابقات فیفا اعلام نشده است.
بنابراین سناریوی محتملتر فعلاً جنگ سیاسی و انتخاباتی در داخل ساختار فیفا است، نه تشکیل فوری یک فدراسیون جهانی رقیب.
این نامه یک هشدار است، نه حکم برکناری
نامه مشترک AFC، یوفا و کونکاکاف را میتوان جدیترین ائتلاف سازمانیافته علیه جانی اینفانتینو در آستانه انتخابات ۲۰۲۷ دانست؛ اما هنوز نباید آن را رأی عدم اعتماد یا برکناری رئیس فیفا تلقی کرد.
این سه کنفدراسیون صراحتاً بر مسئله اعتماد، شفافیت، تحقیق مستقل و محدود شدن تمرکز قدرت تأکید کردهاند. از سوی دیگر، فیفا میگوید اشتباهات پروژه FFE پذیرفته شده، خود طرح کنار گذاشته شده و تغییر رئیس باید تنها از مسیر اساسنامه و فرآیندهای دموکراتیک این سازمان انجام شود.
اکنون نبرد اصلی بر سر یک سؤال است: آیا رهبران AFC، یوفا و کونکاکاف میتوانند موضع تشکیلاتی خود را به رأی فدراسیونهای عضو تبدیل کنند؟
اگر چنین اتفاقی رخ دهد، انتخابات ۱۸ مارس ۲۰۲۷ میتواند به سختترین رقابت دوران ریاست اینفانتینو تبدیل شود. اما اگر فدراسیونهای آسیایی و آمریکای شمالی مانند مکزیک مستقل از موضع کنفدراسیون خود رأی دهند و حمایت آفریقا و آمریکای جنوبی نیز حفظ شود، اینفانتینو همچنان شانس قابلتوجهی برای ماندن تا سال ۲۰۳۱ خواهد داشت.
به همین دلیل، اهمیت نامه ۱۰ اوت نه در این است که رئیس فیفا را همین امروز برکنار میکند؛ بلکه در این است که برای نخستین بار سه قطب بزرگ قدرت فوتبال جهان با یک صدای مشترک مشروعیت شیوه رهبری او را زیر سؤال بردهاند.