مسکن تهران ۱۳۰۰ دلاری شد؛ دلار ۲۲۰ هزار تومانی قیمت هر متر را به ۲۸۶ میلیون می‌رساند؟

 مسکن
بازار مسکن تهران در ماه‌های پساجنگ با یک معادله پیچیده روبه‌رو شده است: رکود شدید معاملات در یک سو و فشار هزینه‌های ساخت و قیمت‌های پیشنهادی بالا در سوی دیگر. برآوردهای تازه، ارزش دلاری هر مترمربع مسکن تهران را حوالی ۱۳۰۰ دلار قرار می‌دهند؛ اما این عدد یک متوسط رسمی حاصل از معاملات قطعی نیست و بیشتر برآوردی از وضعیت فعلی بازار محسوب می‌شود. اگر نرخ دلار در آینده به ۲۲۰ هزار تومان برسد و نسبت ۱۳۰۰ دلاری ثابت بماند، حاصل ریاضی آن حدود ۲۸۶ میلیون تومان برای هر مترمربع خواهد بود. با نرخ آزاد حدود ۱۸۷ هزار تومان امروز، همین محاسبه به حدود ۲۴۳ میلیون تومان می‌رسد؛ عددی نزدیک‌تر به برآوردهای ۲۳۰ تا ۲۴۰ میلیون تومانی مطرح‌شده برای بازار فعلی تهران.
۱۵:۳۷ - ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

«قیمت دلاری مسکن» از تقسیم قیمت تومانی هر مترمربع ملک بر نرخ دلار به دست می‌آید. این شاخص برای مقایسه ارزش مسکن در دوره‌هایی که ریال با تورم و کاهش ارزش روبه‌روست استفاده می‌شود. برخی بررسی‌های تازه بازار، متوسط دلاری مسکن تهران را در محدوده ۱۳۰۰ دلار در هر مترمربع برآورد کرده‌اند.

اما یک تفاوت مهم باید در تیتر و متن خبر رعایت شود: این ۱۳۰۰ دلار در شرایط فعلی آمار رسمی مرکز آمار یا بانک مرکزی از معاملات قطعی مردادماه نیست.

بازار مسکن تهران در سال‌های اخیر با ضعف شدید آمار معاملاتی به‌روز روبه‌رو بوده و بسیاری از گزارش‌های روزانه بر پایه فایل‌های عرضه، بررسی میدانی و برآورد فعالان بازار تهیه می‌شوند. به همین دلیل، قیمت پیشنهادی فروشندگان، قیمت فایل‌شده و قیمت نهایی معامله الزاماً یکسان نیستند.

پس بهتر است گفته شود: «برآورد قیمت دلاری مسکن تهران به حدود ۱۳۰۰ دلار رسیده است»، نه اینکه «قیمت قطعی هر متر مسکن تهران ۱۳۰۰ دلار شده است».

دلار ۲۲۰ هزار تومانی یعنی مسکن متری ۲۸۶ میلیون؟

از نظر ریاضی بله:

۱۳۰۰ دلار × ۲۲۰ هزار تومان = ۲۸۶ میلیون تومان

اما این یک سناریوی فرضی است و نه قیمت امروز.

گزارش‌های بازار ارز در ۲۳ مرداد، دلار آزاد را در حوالی ۱۸۷ هزار تومان نشان می‌دهند. اگر همین نرخ را در عدد ۱۳۰۰ دلار ضرب کنیم، ارزش حاصل حدود ۲۴۳ میلیون تومان برای هر متر خواهد بود.

این عدد با برخی برآوردهای تازه بازار مسکن که میانگین را در محدوده ۲۳۰ تا ۲۴۰ میلیون تومان اعلام کرده‌اند فاصله چندانی ندارد. با این حال، این ارقام نیز عمدتاً برآورد بازار هستند و نباید با آمار رسمی معاملات قطعی اشتباه گرفته شوند.

بنابراین جمله «مسکن تهران با دلار ۲۲۰ هزار تومانی متری ۲۸۶ میلیون شده» دقیق نیست. عبارت درست‌تر این است:

اگر دلار به ۲۲۰ هزار تومان برسد و ارزش دلاری مسکن همچنان ۱۳۰۰ دلار باقی بماند، قیمت متناظر هر متر به حدود ۲۸۶ میلیون تومان می‌رسد.

چرا بازار مسکن تا این اندازه به دلار حساس شده است؟

رابطه دلار و مسکن مستقیم و لحظه‌ای نیست؛ خانه مانند طلا یا ارز در هر ساعت قیمت‌گذاری نمی‌شود. اما نرخ ارز از چند مسیر مهم روی بازار ملک اثر می‌گذارد.

نخستین مسیر، هزینه ساخت است. افزایش دلار می‌تواند قیمت فولاد، تجهیزات تأسیساتی، برخی مصالح و ماشین‌آلات را بالا ببرد. مسیر دوم، انتظارات تورمی است؛ وقتی صاحبان ملک انتظار کاهش بیشتر ارزش ریال را دارند، معمولاً حاضر نیستند دارایی خود را با قیمت‌های قبلی بفروشند.

داده‌های مربوط به نهاده‌های ساختمانی نیز نشان می‌دهد فشار هزینه‌ای فقط یک تصور نیست. بر اساس آمار منتشرشده از مرکز آمار، شاخص قیمت نهاده‌های ساختمان‌های مسکونی تهران در بهار ۱۴۰۵ نسبت به بهار سال قبل ۱۰۶.۸ درصد افزایش داشته و تورم سالانه این نهاده‌ها به ۸۰ درصد رسیده است.

بنابراین حتی در صورت رکود معاملات، کاهش شدید قیمت اسمی مسکن با مانعی به نام هزینه جایگزینی و ساخت روبه‌روست.

معمای بازار؛ قیمت بالا می‌رود اما خریدار نیست

مشکل اصلی بازار تهران این است که فشار هزینه‌ای لزوماً به معنای توان بازار برای جذب قیمت‌های بالاتر نیست.

رئیس اتحادیه مشاوران املاک تهران اخیراً گفته بازار از خرداد وارد فاز سردرگمی شده و معاملات امسال در سطوح بسیار پایینی قرار گرفته است. تقاضای مصرفی موجود نیز بیشتر به سمت واحدهای کوچک‌تر و آپارتمان‌هایی متمایل شده که تا حدی با توان مالی خریداران سازگارند.

این همان نقطه‌ای است که مسکن را از بسیاری از بازارهای مالی جدا می‌کند.

فروشنده ممکن است قیمت پیشنهادی خود را متناسب با دلار، تورم و هزینه ساخت افزایش دهد، اما اگر خانوار نتواند آن قیمت را تأمین کند، معامله‌ای انجام نمی‌شود.

نتیجه می‌تواند ترکیبی عجیب باشد:

قیمت اسمی بالا، فایل‌های گران‌تر و هم‌زمان معاملات کمتر.

این وضعیت همان «رکود تورمی مسکن» است؛ بازاری که الزاماً ارزان نمی‌شود، اما رونق هم ندارد.

اگر دلار به ۲۲۰ هزار تومان برسد چه می‌شود؟

در چنین سناریویی، ساده‌ترین تحلیل این است که قیمت مسکن هم متناسب با دلار بالا می‌رود؛ اما بازار در عمل پیچیده‌تر است.

اگر دلار از ۱۸۷ هزار تومان فعلی به ۲۲۰ هزار تومان برسد، رشد آن حدود ۱۸ درصد خواهد بود. در صورتی که نسبت ۱۳۰۰ دلار برای هر متر بدون تغییر باقی بماند، قیمت متناظر مسکن نیز از حدود ۲۴۳ میلیون به ۲۸۶ میلیون تومان می‌رسد.

اما این محاسبه فرض می‌کند قیمت دلاری ثابت می‌ماند.

در واقعیت ممکن است قدرت خرید خانوار اجازه چنین انتقال کاملی را ندهد و قیمت دلاری مسکن کاهش پیدا کند. برای مثال، اگر قیمت ریالی ملک کمتر از دلار رشد کند، ارزش دلاری هر متر از ۱۳۰۰ دلار پایین‌تر خواهد آمد.

این اتفاق در اقتصاد ایران سابقه دارد؛ در دوره‌های جهش سریع ارز، دلار می‌تواند جلوتر از مسکن حرکت کند و پس از آن بازار ملک با وقفه زمانی بخشی از فاصله را جبران کند.

اگر دلار کاهش پیدا کند، خانه ارزان می‌شود؟

نه الزاماً.

این یکی از مهم‌ترین خطاهای تحلیل بازار مسکن است.

کاهش دلار می‌تواند انتظارات تورمی را آرام کند و انگیزه افزایش قیمت‌های پیشنهادی را کاهش دهد، اما برای افت محسوس قیمت ریالی مسکن عوامل دیگری نیز لازم است.

هزینه ساخت، قیمت زمین، وضعیت عرضه و رفتار فروشندگان همچنان نقش دارند. وقتی هزینه نهاده‌های ساختمانی در مقایسه با سال قبل بیش از دو برابر شده، سازنده نیز به‌سادگی نمی‌تواند واحد تازه را با قیمت بسیار پایین‌تر عرضه کند.

در چنین شرایطی، واکنش بازار به کاهش دلار ممکن است نه «ریزش قیمت»، بلکه طولانی‌تر شدن زمان فروش و تشدید رکود معاملات باشد.

فروشنده قیمتش را پایین نمی‌آورد؛ خریدار هم توان پرداخت ندارد. نتیجه، معامله‌ای است که انجام نمی‌شود.

قدرت خرید؛ متغیری مهم‌تر از خود دلار

تمرکز بیش از حد روی دلار می‌تواند مسئله اصلی بازار مسکن را پنهان کند: قدرت خرید خانوارها.

گزارش‌های اخیر نشان می‌دهند حتی تسهیلات خرید مسکن بخش بسیار کوچکی از هزینه خرید یک آپارتمان در تهران را پوشش می‌دهد. یک بررسی در بهار امسال قدرت واقعی تسهیلات خرید را در شرایط بازار تا محدوده چند مترمربع ارزیابی کرده بود.

وقتی قیمت هر متر در برآوردهای بازار به ۲۳۰ تا ۲۴۰ میلیون تومان می‌رسد، یک واحد ۵۰ متری حدود ۱۱.۵ تا ۱۲ میلیارد تومان قیمت خواهد داشت.

در چنین سطحی، حتی ثابت ماندن قیمت نیز برای بسیاری از خانوارها به معنای «قابل خرید شدن» خانه نیست.

به همین دلیل، شاخص مهم‌تر برای آینده بازار فقط قیمت دلاری نیست؛ باید نسبت قیمت مسکن به درآمد خانوار و قدرت پوشش تسهیلات نیز بررسی شود.

۱۳۰۰ دلار؛ مسکن تهران ارزان است یا گران؟

از روی این عدد به‌تنهایی نمی‌توان حکم داد.

۱۳۰۰ دلار ممکن است در مقایسه با بعضی دوره‌های تاریخی بازار تهران پایین یا بالا به نظر برسد، اما ارزندگی یک ملک فقط با تبدیل قیمت آن به دلار تعیین نمی‌شود.

سرمایه‌گذار باید مجموعه‌ای از عوامل را ببیند: نرخ اجاره نسبت به ارزش ملک، قدرت نقدشوندگی، هزینه نگهداری، نرخ سود، چشم‌انداز ساخت‌وساز، وضعیت سیاسی و ارزی و فاصله قیمت فروشنده با معامله واقعی.

این نکته اکنون اهمیت بیشتری دارد، زیرا فعالان بازار از کاهش محسوس معاملات سرمایه‌ای و مصرفی خبر می‌دهند.

ملکی که روی کاغذ ارزشش بالا می‌رود اما برای فروش آن مشتری کافی وجود ندارد، از نظر سرمایه‌گذاری شرایط متفاوتی با یک دارایی کاملاً نقدشونده دارد.

سناریوی محتمل؛ رشد اسمی همراه با رکود

داده‌های فعلی تصویری دوگانه می‌سازند.

از یک طرف، تورم سنگین نهاده‌های ساختمانی اجازه نمی‌دهد هزینه تولید مسکن به‌سادگی کاهش یابد. شاخص نهاده‌های ساختمانی در بهار نسبت به سال قبل ۱۰۶.۸ درصد بالا رفته است.

از طرف دیگر، بازار معاملات به‌شدت ضعیف است و بخش مهمی از تقاضای باقی‌مانده فقط به دنبال واحدهای کوچک و ارزان‌تر است.

ترکیب این دو عامل می‌تواند سناریوی «افزایش یا چسبندگی قیمت اسمی همراه با رکود معاملات» را تقویت کند.

به عبارت دیگر، ممکن است خانه ارزان نشود، اما خریداری هم برای قیمت‌های جدید پیدا نشود.

جمع‌بندی؛ ۲۸۶ میلیون تومان فعلاً یک سناریو است

عدد ۱۳۰۰ دلار برای هر متر مسکن تهران، یک برآورد قابل‌توجه از وضعیت فعلی بازار است، اما نباید به‌عنوان متوسط رسمی معاملات مردادماه معرفی شود.

از طرف دیگر، رقم ۲۸۶ میلیون تومان حاصل ضرب ۱۳۰۰ دلار در دلار ۲۲۰ هزار تومانی است؛ یعنی سناریویی برای آینده، نه قیمت متناظر با نرخ ارز امروز.

با دلار حدود ۱۸۷ هزار تومانی گزارش‌شده در ۲۳ مرداد، رقم متناظر حدود ۲۴۳ میلیون تومان است؛ سطحی که به برآوردهای ۲۳۰ تا ۲۴۰ میلیون تومانی مطرح‌شده در گزارش‌های اخیر بازار نزدیک است.

اما سرنوشت مسکن تهران فقط در دست دلار نیست. افزایش ۱۰۶.۸ درصدی نقطه‌به‌نقطه نهاده‌های ساختمانی از یک سو و افت شدید توان خرید و معاملات از سوی دیگر، بازار را میان دو نیروی متضاد قرار داده‌اند.

اگر دلار جهش کند، فشار برای افزایش قیمت اسمی بیشتر می‌شود؛ اگر ارز آرام بگیرد، الزاماً شاهد سقوط قیمت خانه نخواهیم بود و ممکن است رکود عمیق‌تر شود.

در نهایت، مهم‌ترین سؤال بازار دیگر این نیست که «هر متر خانه چند دلار است؟» بلکه این است که چه تعداد خانوار هنوز توان خرید همان یک متر را دارند؟

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط