استقلال ۶ امتیازی اما هنوز نه کامل؛ آسانی کلید حمله است و همین میتواند خطر باشد
استقلال بعد از پیروزی چهار بر صفر مقابل مس شهربابک، در قائمشهر آزمونی کاملاً متفاوت داشت. نساجی تا دقیقه ۸۲ مقاومت کرد و علیرضا جعفرپور بارها مقابل حملات آبیها ایستاد، اما محمدرضا آزادی تنها دو دقیقه بعد از ورود به زمین از توپ برگشتی یک کرنر تمرینشده استفاده کرد و گل سهامتیازی مسابقه را زد. استقلال با این برد به شش امتیاز، پنج گل زده و صفر گل خورده رسید و در صدر جدول رسمی لیگ قرار گرفت.
همین تفاوت میان دو مسابقه نکته مهمی درباره استقلال فعلی میگوید. آبیها در هفته نخست توانستند حریف را با چهار گل شکست دهند، اما هفته دوم مجبور شدند برای شکستن یک بازی بسته تا دقایق پایانی صبر کنند. برای تیمی که هدفش قهرمانی است، توانایی بردن هر دو نوع مسابقه اتفاق امیدوارکنندهای است؛ با این حال تحلیل فنی نشان میدهد هنوز پرسشهای مهمی بیپاسخ ماندهاند.
استقلال در دفاع؛ پنج نفر عقب، سه نفر هنگام ساخت بازی
استقلال در بخش زیادی از دو هفته ابتدایی در فاز بدون توپ به آرایشی نزدیک به ۵-۴-۱ میرسد. حضور همزمان سامان فلاح، عارف آقاسی و رستم آشورماتوف سه مدافع مرکزی را تشکیل میدهد و صالح حردانی و حسین گودرزی در زمان دفاع عقبتر قرار میگیرند.
وقتی استقلال صاحب توپ میشود، شکل تیم میتواند به ۳-۴-۳ یا ساختارهای مشابه آن نزدیک شود. وینگبکها بالاتر میروند و سه مدافع مرکزی مسئولیت پوشش پشت حمله را برعهده میگیرند.
ترکیب اصلی استقلال در هر دو مسابقه نخست تقریباً همین منطق را نشان میداد؛ فلاح، آقاسی و آشورماتوف در عقب، حردانی و گودرزی در دو سمت و رزاقینیا و قلیزاده در مرکز.
مزیت اولیه این انتخاب کاملاً مشخص است: امنیت دفاعی.
استقلال هنوز در لیگ گل نخورده و این فقط محصول عملکرد حبیب فرعباسی نیست. سه مدافع مرکزی باعث شده تیم مقابل انتقالهای حریف کمتر در وضعیت نفر به نفر قرار بگیرد و در اطراف محوطه جریمه نیز پوشش بیشتری داشته باشد. آمار رسمی جدول پس از دو هفته، صفر گل خورده را برای استقلال ثبت کرده است.
رزاقینیا؛ قطعهای که شاید کمتر دیده شود
در چنین ساختاری نقش امیرمحمد رزاقینیا حیاتی است.
او بازیکنی نیست که الزاماً با گل و پاس گل تیتر اول شود، اما فاصله بین خطوط را کنترل میکند، پشت بازیکنان هجومی را پوشش میدهد و هنگام از دست رفتن توپ یکی از نخستین موانع ضدحمله حریف است.
نمونه تأثیر هجومی او نیز در هفته نخست دیده شد. در گل دوم برابر مس شهربابک، رزاقینیا پس از دریافت توپ و چرخشی مناسب، پاس عمقی دقیقی برای سحرخیزان فرستاد و مهاجم استقلال گل دوم خودش را به ثمر رساند.
وجود چنین بازیکنی یک فایده دیگر نیز دارد: اسماعیل قلیزاده میتواند آزادتر بازی کند.
قلیزاده دائماً میان مرکز، نیمفضاها و حوالی محوطه جریمه حرکت میکند. اگر پشت سر او پوشش مناسبی وجود نداشت، این جابهجاییها میتوانست ساختار استقلال را به هم بریزد؛ اما حضور رزاقینیا اجازه میدهد قلیزاده بیشتر به دنبال توپ و فضا باشد.
گل چهارم مقابل مس شهربابک نیز توسط قلیزاده به ثمر رسید؛ حملهای سریع که با مشارکت حردانی و محمدرضا آزادی شکل گرفت.
یاسر آسانی؛ مرکز ثقل واقعی حمله استقلال
اما مهمترین ویژگی فوتبال استقلال در حال حاضر در سمت راست دیده میشود.
یاسر آسانی تنها یک وینگر کنار خط نیست. او بارها از جناح به سمت نیمفضای راست حرکت میکند، پشت هافبکهای حریف توپ میگیرد و حردانی را آزاد میگذارد تا از بیرون اضافه شود.
مقابل نساجی این الگو کاملاً قابل مشاهده بود. گزارش مسابقه نیز تأکید دارد استقلال در نیمه دوم از سمت راست فشار بیشتری ایجاد کرد؛ حردانی وارد محوطه شد، برای سحرخیزان پاس عرضی فرستاد و کمی بعد با یک کاتبک دیگر قلیزاده را در موقعیت شوت قرار داد.
این همکاری برای مدافع حریف یک دوگانگی ایجاد میکند. اگر مدافع کناری به آسانی نزدیک شود، مسیر حردانی باز میشود؛ اگر حردانی را دنبال کند، آسانی میتواند در نیمفضا صاحب توپ شود.
همین رابطه در هفته نخست هم تأثیر مستقیم داشت. هنگام گل سوم مقابل مس شهربابک، استقلال در ضدحمله توپ را در سمت راست به آسانی رساند و پاس عرضی او محمدحسین اسلامی را در موقعیت گل قرار داد.
حتی گل برتری مقابل نساجی نیز از ارسال کرنر آسانی آغاز شد؛ کرنری زمینی و تمرینشده که پس از ضربه قلیزاده و دفع ناقص دفاع مقابل آزادی افتاد.
یعنی آسانی در دو مسابقه نخست، حتی زمانی که خودش گل نزده، در مهمترین لحظات هجومی استقلال حضور داشته است.
سحرخیزان چرا برای این سیستم مهم است؟
نقش سعید سحرخیزان نیز فقط تمامکنندگی نیست.
او میتواند از خط آخر فاصله بگیرد و برای دریافت توپ به سمت میانه زمین حرکت کند. این عقبنشینی مدافع مرکزی حریف را با تصمیمی دشوار مواجه میکند: سحرخیزان را دنبال کند یا موقعیت خود را حفظ کند؟
اگر مدافع همراه او بیرون بیاید، فضای عمقی برای آسانی یا یکی دیگر از بازیکنان هجومی ایجاد میشود. اگر عقب بماند، سحرخیزان میتواند بین خطوط توپ بگیرد و حمله را ادامه دهد.
دبل او در بازی نخست نشان داد استقلال از حضور مهاجمی بهره میبرد که هم حرکت بدون توپ دارد و هم قادر است موقعیت را تمام کند. گل دوم سحرخیزان نیز دقیقاً از یک انتقال سریع و پاس عمقی رزاقینیا ساخته شد.
این تحرک باعث میشود مثلث آسانی–حردانی–سحرخیزان در سمت راست ساختاری ثابت نداشته باشد؛ هر سه بازیکن میتوانند جای خود را عوض کنند و مدافعان حریف را از منطقه مطلوبشان خارج کنند.
اما همین نقطه قوت، اولین هشدار استقلال است
مشکل بالقوه استقلال نیز از همینجا آغاز میشود.
وقتی بخش زیادی از تولید موقعیت از سمت راست اتفاق بیفتد، مربیان حریف بهسرعت برای آن راهحل طراحی خواهند کرد. یک هافبک دفاعی میتواند به سمت آسانی متمایل شود، مدافع کناری مسیر حردانی را ببندد و مدافع مرکزی نیز مراقب نفوذ سحرخیزان باشد.
در این شرایط استقلال باید بتواند فشار ایجادشده در یک سمت را به مزیت در سمت دیگر تبدیل کند.
اگر دو بازیکن برای مهار آسانی درگیر شوند، به معنی آزاد شدن فضا برای قلیزاده، کوشکی، گودرزی یا بازیکن سمت مخالف است. تیم قهرمان تیمی نیست که نقطه قوت نداشته باشد؛ تیمی است که وقتی حریف برای خنثی کردن نقطه قوتش هزینه میدهد، از فضای ایجادشده در جای دیگری استفاده کند.
استقلال هنوز برای اثبات این بخش زمان میخواهد.
بازی نساجی یک هشدار دیگر هم داشت؛ استقلال همیشه چهار گل نمیزند
برد چهار بر صفر هفته نخست ممکن بود تصویری اغراقآمیز از قدرت هجومی استقلال ایجاد کند.
مقابل نساجی شرایط متفاوت بود. آبیها فرصتهای متعددی ساختند، اما تا دقیقه ۸۲ نتوانستند گل بزنند و دروازهبان میزبان چند موقعیت مهم را مهار کرد. سرانجام یک ضربه ایستگاهی تمرینشده و حضور مناسب آزادی قفل مسابقه را شکست.
این نوع مسابقات در طول فصل بسیار بیشتر تکرار خواهد شد.
بسیاری از تیمها مقابل استقلال عقب مینشینند، فضاهای پشت خط دفاع را میبندند و اجازه انتقال سریع نمیدهند. آنجا دیگر سرعت آسانی یا حرکت حردانی به تنهایی کافی نیست و استقلال به گردش سریعتر توپ، تغییر جهت بازی، شوت از پشت محوطه، حرکات ترکیبی در مرکز و کیفیت ضربات ایستگاهی نیاز خواهد داشت.
گل قائمشهر از این جهت ارزشمند بود: استقلال نشان داد حداقل یک راه جایگزین برای شکستن بازی بسته دارد.
انتقال سریع؛ شاید خطرناکترین سلاح آبیها
دو هفته نخست یک ویژگی دیگر استقلال را نیز برجسته کرده است: سرعت بالا بعد از توپگیری.
گل سوم مقابل مس شهربابک نمونه کامل این موضوع بود. حریف برای کرنر نفراتش را جلو برد، استقلال توپ را گرفت، خیلی سریع تعداد زیادی بازیکن را وارد حمله کرد و در نهایت پاس آسانی به اسلامی به گل تبدیل شد.
سهدفاعه بودن میتواند در این بخش به استقلال کمک کند؛ چون بازیکنان جلویی مطمئن هستند پشت سرشان پوشش وجود دارد و راحتتر برای ضدحمله حرکت میکنند.
اما این سلاح زمانی کماثر میشود که حریف خودش عقب بنشیند.
به همین دلیل یکی از مهمترین آزمونهای آینده بختیاریزاده این است که استقلال مقابل بلوک دفاعی پایین چقدر توانایی خلق موقعیت در بازی مالکانه دارد.
استقلال مدعی است؛ قهرمان بودن هنوز باید اثبات شود
شش امتیاز از شش امتیاز، پنج گل زده و دو کلینشیت چیزی نیست که بتوان آن را صرفاً «خوششانسی» دانست. استقلال هم مس شهربابک را با چهار گل شکست داده و هم مسابقه دشواری را در ورزشگاه وطنی با یک گل دیرهنگام برده است. جدول رسمی نیز آبیها را با تفاضل بهتر نسبت به تراکتور در صدر نشان میدهد.
نشانههای یک مدعی وجود دارد: ساختار دفاعی، کیفیت انتقال، نیمکت اثرگذار، بازیکنان جوان و مهمتر از همه، یک الگوی هجومی قابل تشخیص.
اما فصل قهرمانی زمانی ساخته میشود که حریفان همین الگوها را بشناسند.
اگر آسانی مهار شود چه؟ اگر حردانی نتواند آزادانه اضافه شود چه؟ اگر فضایی برای ضدحمله وجود نداشته باشد چه؟ و اگر استقلال برای نخستینبار عقب بیفتد، آیا قادر به تغییر ریتم و ساختار خواهد بود؟
پاسخ این سؤالها مشخص خواهد کرد تیم سهراب بختیاریزاده فقط شروع درخشانی داشته یا واقعاً برای قهرمانی ساخته شده است.
فعلاً شاید بهترین توصیف همین باشد: استقلال مدعی است، اما هنوز کامل نیست؛ و برای تیمی که با شش امتیاز و بدون گل خورده صدرنشین است، همین ظرفیتِ بهتر شدن میتواند امیدوارکنندهترین خبر فصل باشد.