برنج هندی تا ۳.۵ میلیون تومان؛ فاصله ۸۷۸ هزار تومانی فقط بین ۴ برند بازار
بازار برنج وارداتی در روزهای پایانی مرداد برخلاف برخی اقلام خوراکی با جهش روزانه بزرگی مواجه نیست، اما سطح عمومی قیمت همچنان بالاست.
براساس نرخهای مورد بررسی، برنج هندی دانهبلند ۱۱۲۱ محسن در بسته ۱۰ کیلویی ۳ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان، ۱۵۰۹ هایلی ۳ میلیون و ۵۰ هزار تومان، ۱۱۲۱ خاطره ۳ میلیون و ۵۲۸ هزار تومان و ۱۷۱۸ ماهپیشونی ۲ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان عرضه میشوند.
یعنی هزینه هر کیلو از این چهار محصول بهترتیب حدود ۳۱۰ هزار، ۳۰۵ هزار، ۳۵۲ هزار و ۸۰۰ و ۲۶۵ هزار تومان است.
یک کیسه برنج، از ۲.۶۵ تا ۳.۵۳ میلیون تومان
همین چهار عدد نشان میدهد دیگر نمیتوان برای «برنج هندی» یک قیمت واحد اعلام کرد.
گرانترین محصول این فهرست، خاطره ۱۱۲۱ است که حدود ۳.۵۳ میلیون تومان قیمت دارد؛ ارزانترین نیز ۱۷۱۸ ماهپیشونی با ۲.۶۵ میلیون تومان است. اختلاف این دو کیسه ۸۷۸ هزار تومان یا بیش از ۳۳ درصد است.
این فاصله لزوماً به معنای گرانفروشی یک برند و ارزانفروشی دیگری نیست. واریته برنج، کیفیت و یکنواختی دانه، میزان شکستگی، روش فرآوری، تاریخ واردات، نوع بستهبندی، حاشیه سود شبکه توزیع و حتی فروشگاهی که کالا را عرضه میکند، میتواند روی قیمت نهایی اثر بگذارد.
به همین دلیل قیمت یک برند در دو فروشگاه یا حتی در دو هفته متفاوت ممکن است چندصد هزار تومان اختلاف داشته باشد.
یک نکته مهم؛ قیمت «امروز» الزاماً میانگین کل بازار نیست
برای نمونه، در ۱۵ مرداد یک گزارش بازار، قیمت ۱۰ کیلو برنج ۱۱۲۱ محسن را ۳ میلیون و ۵۳۰ هزار تومان و خاطره را ۳ میلیون و ۵۶۸ هزار تومان ثبت کرده بود. نرخ فعلی مورد بررسی برای محسن ۳.۱ میلیون تومان و برای خاطره ۳.۵۲۸ میلیون تومان است.
آیا این یعنی محسن ظرف چند روز ۴۳۰ هزار تومان ارزان شده است؟
نه لزوماً.
چنین اختلافی میتواند حاصل تفاوت فروشگاه، تخفیف، تاریخ تأمین کالا، موجودی قدیمی و جدید یا کانال توزیع باشد. بنابراین نرخهای فروشگاهی را باید نمونهای از بازار دانست، نه یک قیمت رسمی سراسری.
این نکته بهخصوص در بازار کالاهای بستهبندیشده اهمیت دارد؛ چون برخلاف برخی کالاهای تنظیمبازاری، برای تمام برندهای برنج هندی یک نرخ واحد پشت همه ویترینها وجود ندارد.
چرا برنج هندی دیگر آن کالای ارزان گذشته نیست؟
مهمترین اتفاق ساختاری بازار برنج در یک سال اخیر، تغییر نظام ارزی واردات است.
وزیر جهاد کشاورزی در آذر ۱۴۰۴ حذف ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برای برنج وارداتی را تأیید کرد. پس از آن، واردکنندگان باید ارز مورد نیاز را با نرخ بسیار بالاتری تأمین کنند. دبیر انجمن واردکنندگان برنج در خرداد امسال گفته بود نرخ ارز مورد استفاده برای واردات برنج در آن مقطع به حدود ۱۴۷ هزار تومان رسیده است.
اثر چنین تغییری مستقیم است.
برنجی که قیمت خرید خارجی آن دلاری یا یورویی است، با جهش نرخ ارز وارداتی هزینه ریالی بسیار بیشتری پیدا میکند. هزینه حمل، بیمه، ترخیص، بستهبندی و شبکه توزیع نیز بعد از ورود کالا به کشور به آن اضافه میشود.
بنابراین رشد قیمت برنج هندی را نمیتوان فقط به برند یا سود فروشنده نسبت داد؛ بخش مهمی از آن از تغییر هزینه پایه واردات میآید.
۹۶۰ میلیون یورو؛ گره تازه بازار برنج
اما مسئله فقط قیمت ارز نیست.
انجمن واردکنندگان برنج در تازهترین گزارش خود در ۲۸ مرداد اعلام کرده حدود ۹۶۰ میلیون یورو مطالبات ارزی واردکنندگان مربوط به محمولههایی که از اواخر ۱۴۰۳ وارد و در بازار فروخته شدهاند، همچنان تعیین تکلیف نشده است. این عدد ادعای انجمن صنفی واردکنندگان است و نه گزارش حسابرسی مستقل دولت، اما از منظر تأمینکنندگان یک هشدار مهم محسوب میشود.
مسئله از این قرار است که واردکننده کالا را وارد کرده، در بازار فروخته و به فروشنده خارجی بدهکار شده، اما بخشی از ارزی که قرار بوده برای تسویه آن محموله تخصیص پیدا کند، پرداخت نشده است.
اگر چنین بدهیای طولانی شود، فقط سود واردکننده را کاهش نمیدهد؛ سرمایه در گردش و اعتبار او نزد فروشنده خارجی را هم محدود میکند.
به همین دلیل ممکن است بازار امروز موجودی کافی داشته باشد، اما واردات ماههای آینده سختتر شود.
بازار فعلاً کمبود ندارد؛ واردات اما کاهش یافته است
همین تفاوت میان «موجودی امروز» و «ریسک آینده» یکی از مهمترین نکات بازار است.
دبیر انجمن واردکنندگان برنج گفته از ابتدای سال تا اواخر مرداد حدود ۴۰۰ هزار تن برنج سفید وارد کشور شده و این میزان نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است. او در عین حال تأکید کرده موجودی فعلی کشور مناسب است و بازار از نظر عرضه فعلاً در شرایط کمبود قرار ندارد.
طبق برآورد همین تشکل، واردات حدود ۴۰ درصد نیاز برنج کشور را تأمین میکند و سالانه چیزی در محدوده ۱.۳ تا ۱.۵ میلیون تن واردات برای تکمیل تولید داخلی نیاز است. این ارقام برآورد انجمن است و باید از آمار نهایی دستگاههای رسمی تفکیک شود.
بنابراین در شرایط فعلی مسئله اصلی این نیست که «برنج هندی در بازار پیدا نمیشود».
مسئله این است که آیا جریان ورود محمولههای جدید در پاییز و زمستان نیز با همین نظم ادامه پیدا خواهد کرد یا نه.
دولت امسال ممنوعیت واردات فصل برداشت را لغو کرد
یک تصمیم مهم هم میتواند به حفظ عرضه کمک کند.
در سالهای گذشته، واردات و ترخیص برنج در فصل برداشت محصول داخلی از ابتدای مرداد تا پایان آبان محدود میشد. اما برای سال ۱۴۰۵ این ممنوعیت فصلی لغو شده و واردکنندگان اجازه دارند در همین دوره نیز برنج را ترخیص کنند.
هدف عملی این تصمیم جلوگیری از وقفه در تأمین بازار وارداتی است، هرچند درباره اثر آن بر کشاورزان داخلی و زمان برداشت برنج ایرانی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
از نگاه مصرفکننده، استمرار ترخیص میتواند ریسک کمبود ناگهانی برنج خارجی را کاهش دهد. اما از نگاه تولیدکننده داخلی، همزمانی واردات با برداشت محصول میتواند روی رقابت قیمتی اثر بگذارد.
به همین دلیل سیاستگذار باید میان حمایت از شالیکار و حفظ دسترسی خانوار به برنج ارزانتر تعادل ایجاد کند.
۱۱۲۱، ۱۵۰۹ یا ۱۷۱۸؛ عدد روی کیسه مهم است؟
تا حدی بله.
ارقام ۱۱۲۱، ۱۵۰۹ و ۱۷۱۸ به گونهها و لاینهای مختلف برنج باسماتی مربوط میشوند و ویژگیهایی مثل طول دانه، میزان قدکشیدن پس از پخت، عطر و عملکرد محصول با یکدیگر تفاوت دارد.
اما خریدار نباید تصور کند صرف درج عدد «۱۱۲۱» روی کیسه به تنهایی تضمین میکند آن محصول از تمام انواع ۱۵۰۹ یا ۱۷۱۸ بهتر است.
در بازار مصرف، کیفیت فرآوری، میزان شکستگی، خلوص محصول، کهنگی و شرایط نگهداری نیز اهمیت دارند. حتی خود برندها ممکن است یک رقم مشابه را در سطوح کیفی و بستهبندی متفاوت عرضه کنند.
بنابراین اختلاف ۸۷۸ هزار تومانی میان محصولات امروز را نمیتوان فقط با سه عدد ۱۱۲۱، ۱۵۰۹ و ۱۷۱۸ توضیح داد.
برنج هندی هنوز اقتصادی است؟
پاسخ این سؤال دیگر مثل چند سال قبل ساده نیست.
کیسه ۱۰ کیلویی در محدوده ۲.۶۵ تا ۳.۵۳ میلیون تومان یعنی یک خانواده برای خرید فقط ۲۰ کیلو برنج هندی باید چیزی بین ۵.۳ تا بیش از ۷ میلیون تومان کنار بگذارد.
این ارقام نشان میدهد حتی کالایی که در مقایسه با برنج مرغوب ایرانی «اقتصادیتر» محسوب میشود، دیگر الزاماً خرید کوچکی در بودجه خانوار نیست.
از طرف دیگر، همین فشار قیمتی باعث شده مصرفکنندگان بین برند، نوع دانه و وزن بسته حساستر شوند؛ یک خانوار ممکن است به جای برند گرانتر، به محصول ۱۷۱۸ ارزانتر برود یا به جای خرید چند کیسه، خرید را مرحلهای کند.
خطر اصلی بازار کجاست؟
در کوتاهمدت، دادههای موجود از کمبود جدی برنج خارجی خبر نمیدهند. موجودی مناسب است و ممنوعیت فصلی ترخیص نیز برای امسال برداشته شده است.
اما سه ریسک همچنان باقی است: کاهش واردات نسبت به سال قبل، مطالبات ارزی سنگین واردکنندگان و هزینه بالای ارز.
اگر این سه عامل تشدید شوند، بازار ممکن است در ماههای آینده دوباره با فشار قیمتی روبهرو شود. اگر پرداخت مطالبات سرعت بگیرد و محمولههای تازه بدون وقفه وارد شوند، احتمال ثبات بیشتر خواهد بود.
فعلاً داستان بازار برنج هندی یک تناقض روشن دارد: کالا هست، اما ارزان نیست.
از کیسه ۲ میلیون و ۶۵۰ هزار تومانی تا محصول ۳ میلیون و ۵۲۸ هزار تومانی، مصرفکننده با بازاری روبهروست که حتی میان برندهای وارداتی آن نزدیک ۹۰۰ هزار تومان اختلاف وجود دارد.
و شاید مهمترین عدد برای ماههای آینده اصلاً قیمت روی کیسهها نباشد؛ ۹۶۰ میلیون یورو مطالبات ارزی معوقی است که اگر حل نشود، میتواند آرامش فعلی قفسهها را به مسئله تأمین در ماههای بعد تبدیل کند.