AFC بیرانوند را الگوی دروازهبان مدرن کرد؛ آمار عجیب ایران در جام جهانی چه میگوید؟
امیر قلعهنویی روز چهارشنبه ۴ شهریور در نشست آنلاین سرمربیان آسیایی و اعضای گروه مطالعات فنی AFC شرکت کرد؛ جلسهای که با هدف بررسی روندهای تاکتیکی جام جهانی ۲۰۲۶ و استخراج درسهای فنی برای فوتبال آسیا برگزار شد.
در این نشست فقط عملکرد یک تیم مورد بررسی قرار نگرفت. سرعت بازی، پرس در یکسوم حریف، میزان استفاده از بلوک دفاعی پایین و تغییر نقش دروازهبانها از جمله محورهایی بودند که گروه مطالعات فنی روی آنها تمرکز کرد.
اهمیت این نشست برای ایران از آنجا بیشتر میشود که تیم قلعهنویی در جام جهانی بدون شکست از گروه کنار رفت؛ ایران مقابل نیوزیلند ۲ بر ۲، مقابل بلژیک صفر بر صفر و برابر مصر یک بر یک مساوی کرد و با سه امتیاز و تفاضل صفر در رده سوم گروه G ایستاد، اما در نهایت در جدول تیمهای سوم جایی در مرحله حذفی پیدا نکرد.
بنابراین نشست AFC عملاً فرصتی بود تا عملکردی که از نظر نتیجه «صعود نکردن» محسوب میشود، از زاویه جزئیات فنی دوباره بررسی شود.
بیرانوند؛ این بار نه فقط برای مهار توپ
بخش خبرساز جلسه به علیرضا بیرانوند اختصاص داشت.
براساس گزارشی که از نشست منتشر شده، گروه مطالعات فنی AFC هنگام توضیح نقش جدید دروازهبانها از تصاویر و عملکرد بیرانوند بهعنوان یکی از نمونهها استفاده کرد. تمرکز اصلی فقط روی توانایی مهار شوت نبود؛ زمان ارسال پاس، انتخاب منطقه هدف و مشارکت در آغاز حمله از ویژگیهایی بود که درباره دروازهبان ایران مورد توجه قرار گرفت.
طبق آمار ارائهشده در همان جلسه، بیرانوند در پایان مرحله گروهی در شاخص مشارکت در بازیسازی در میان ۱۰ دروازهبان برتر جام جهانی قرار داشته است.
این موضوع از منظر تحول فوتبال اهمیت زیادی دارد. دروازهبان مدرن فقط آخرین مدافع نیست؛ در بسیاری از تیمها اولین بازیساز هم محسوب میشود.
مربیان از دروازهبان انتظار دارند زیر فشار مهاجمان حریف تصمیم درست بگیرد، پاس کوتاه یا بلند را در لحظه مناسب انتخاب کند و حتی با یک ارسال دقیق، خط اول پرس حریف را از جریان بازی خارج کند.
هفت مهار مقابل بلژیک؛ شبی که بیرانوند ایران را نگه داشت
آماری که در جلسه AFC درباره مهارهای بیرانوند مطرح شد، بیش از همه به مسابقه مقابل بلژیک مربوط است.
بیرانوند در تساوی بدون گل ایران و بلژیک هفت مهار ثبت کرد و از سوی فیفا نیز بهترین بازیکن مسابقه انتخاب شد.
مشهورترین صحنه مسابقه واکنش او مقابل ماکسیم دیکویپر بود؛ جایی که توپ در فاصلهای بسیار نزدیک به مهاجم بلژیک رسید و بیرانوند با واکنشی سریع مانع گل شد. روزنامه اکیپ فرانسه این مهار را یکی از تماشاییترین واکنشهای مسابقات توصیف کرد.
رویترز نیز پس از آن دیدار بیرانوند را یکی از عوامل اصلی مقاومت ایران برابر فشار بلژیک معرفی کرد.
اما نکته AFC این است که ارزش بیرانوند فقط در همان واکنشها خلاصه نشده؛ عملکرد او با توپ نیز دیده شده است. این دقیقاً همان تغییری است که معیار انتخاب دروازهبان در سطح اول فوتبال جهان را تغییر داده است.
یک تناقض جالب؛ ایران سوم آسیا در پرس از بالا
آمار جالبتر برای قلعهنویی شاید مربوط به پرسینگ باشد.
طبق دادههای ارائهشده از سوی گروه مطالعات فنی AFC، ایران از نظر پرس در مناطق بالای زمین و ایجاد اختلال در بازیسازی حریف رتبه بیستوششم جام جهانی را داشته و در میان نمایندگان آسیا پس از استرالیا و کرهجنوبی در جایگاه سوم قرار گرفته است.
در نگاه اول، رتبه ۲۶ از میان ۴۸ تیم عدد خیرهکنندهای نیست.
اما وقتی فقط تیمهای آسیایی مقایسه شوند، جایگاه سوم نشان میدهد ایران دستکم در بخشی از مسابقات تلاش داشته بازی را از زمین حریف مختل کند؛ تصویری متفاوت با تصور تیمی که صرفاً عقب مینشیند و دفاع میکند.
با این حال یک هشدار تحلیلی مهم وجود دارد: تعداد یا میزان پرس بالا با کیفیت پرس یکسان نیست.
ممکن است یک تیم بارها برای پرس جلو برود اما حریف بهسادگی خط اول فشار را بشکند. برای ارزیابی واقعی باید مشخص شود پرس چند بار به بازپسگیری توپ، پاس اشتباه حریف یا ایجاد موقعیت منجر شده است.
بنابراین رتبه سوم آسیایی نشانهای مثبت است، اما بهتنهایی اثبات نمیکند ایران یکی از بهترین تیمهای قاره در پرسینگ بوده است.
پس چرا ایران صعود نکرد؟
اینجا همان جایی است که اعداد باید کنار نتیجه قرار بگیرند.
ایران در سه مسابقه شکست نخورد، اما هیچ مسابقهای را هم نبرد. سه گل زد و سه گل خورد و با سه امتیاز سوم شد.
تساوی مقابل بلژیک از نظر کیفیت دفاعی و عملکرد دروازهبان ارزش بالایی داشت، اما مساوی ۲ بر ۲ مقابل نیوزیلند عملاً دو امتیاز مهم را از ایران گرفت. در مسابقه آخر برابر مصر نیز یک برد میتوانست معادله را کاملاً تغییر دهد، اما نتیجه یک بر یک شد.
به همین دلیل تحلیل AFC میتواند یک درس مهم برای کادر قلعهنویی داشته باشد: داشتن چند شاخص تاکتیکی خوب کافی نیست؛ تیم باید آن شاخصها را به برد تبدیل کند.
پرس اگر به موقعیت منجر نشود و بازیسازی از عقب اگر نتواند تیم را به یکسوم هجومی برساند، ارزش آماری خود را دارد اما لزوماً امتیاز تولید نمیکند.
موریاسو نسخه آسیا را گفت: سرعت بازی را بالا ببرید
یکی دیگر از بخشهای مهم جلسه به هاجیمه موریاسو، سرمربی ژاپن، اختصاص داشت.
گروه مطالعات فنی از موریاسو درباره مهمترین نیاز فوتبال آسیا برای نزدیکتر شدن به سطح اول جهان پرسید و پاسخ او روشن بود: افزایش سرعت بازی.
سرمربی ژاپن در کنار بالا رفتن سرعت تصمیم و گردش توپ، از AFC خواست درباره اجرای قوانین و افزایش زمان مفید مسابقات نیز جدیتر عمل کند.
«سرعت بازی» فقط به سریع دویدن مربوط نمیشود.
یک تیم ممکن است بازیکنان بسیار سریعی داشته باشد اما فوتبال کندی بازی کند. سرعت واقعی در فوتبال مدرن یعنی فاصله زمانی دریافت توپ تا تصمیم کمتر شود؛ پاس بعدی زودتر ارسال شود، بازیکن بدون توپ سریعتر موقعیت بگیرد و هنگام تغییر مالکیت، کل تیم ظرف چند ثانیه از حمله به دفاع یا برعکس تغییر وضعیت دهد.
همین موضوع شاید یکی از مهمترین فاصلههای فوتبال آسیا با تیمهای برتر جهان باشد.
ژاپن بیشتر از ایران Low Block داشت؛ پس دفاعیتر بود؟
آمار دیگر نشست ممکن است در نگاه نخست عجیب به نظر برسد.
بررسی AFC نشان داده استرالیا و ژاپن نسبت به ایران دقایق بیشتری را در ساختار دفاعی Low Block سپری کردهاند.
آیا این یعنی ژاپن از ایران دفاعیتر بازی کرده؟ الزاماً نه.
Low Block یک ابزار تاکتیکی است، نه نشانه ضعف یا ترس.
تیمهای بزرگ نیز در بخشهایی از مسابقه عقب مینشینند، فاصله خطوط را کم میکنند و فضای پشت مدافعان را میبندند. تفاوت در این است که پس از توپگیری با چه سرعتی از دفاع خارج میشوند.
در واقع یک تیم میتواند در یک مسابقه هم پرس بالا داشته باشد و هم برای دقایقی در بلوک پایین قرار بگیرد. فوتبال مدرن دائماً میان این فازها جابهجا میشود.
همین موضوع تحلیل جام جهانی را پیچیدهتر از تقسیم تیمها به «تهاجمی» و «دفاعی» کرده است.
درس جام جهانی برای قلعهنویی چیست؟
اگر دادههای نشست AFC را کنار نتایج ایران قرار دهیم، تصویر مشخصی ساخته میشود.
ایران در دفاع مقابل یکی از قدرتهای اروپا توانایی مقاومت داشت؛ بیرانوند هم در مهار و هم در شروع بازی جزو نقاط مثبت بود؛ تیم در مقایسه با بسیاری از نمایندگان آسیا تمایل قابل توجهی به پرس از بالا نشان داد و در کل سه مسابقه نیز شکست نخورد.
اما خروجی نهایی فقط سه مساوی بود.
این یعنی مهمترین مرحله بعدی برای تیم ملی نه لزوماً تغییر کامل فلسفه بازی، بلکه افزایش کیفیت اجرای جزئیات است: پرس هماهنگتر، سرعت گردش توپ بیشتر، خروج سریعتر از فشار و تبدیل مالکیتهای خوب به موقعیت و گل.
این همان جایی است که حرف موریاسو با آمار ایران به هم میرسد.
تمجید از بیرانوند، نقد پنهان به بقیه ساختار؟
قرار گرفتن بیرانوند در میان نمونههای دروازهبان مدرن اتفاق مثبتی برای فوتبال ایران است، اما از زاویه دیگری نیز قابل خواندن است.
وقتی دروازهبان یک تیم یکی از برجستهترین بازیکنان آن در جام جهانی میشود و برابر بلژیک هفت مهار دارد، بخشی از داستان به کیفیت خودش مربوط است و بخش دیگر به این واقعیت که حریف توانسته بارها به مرحله شوت برسد.
بلژیک در آن مسابقه ۲۱ شوت زد و ایران برای حفظ صفر-صفر به یکی از بهترین نمایشهای بیرانوند نیاز داشت.
بنابراین تمجید از بیرانوند نباید باعث شود مشکلات ساختاری تیم نادیده گرفته شود.
دروازهبان مدرن باید در بازیسازی کمک کند، اما هدف تیم ملی برای مسابقات آینده باید این باشد که او کمتر مجبور شود قهرمان مسابقه شود.
گزارش AFC برای ایران هم تمجید داشت، هم هشدار
نشست اخیر برای فوتبال ایران مجموعهای از نشانههای مثبت و منفی را کنار هم گذاشت.
بیرانوند در میان ۱۰ دروازهبان برتر از نظر مشارکت در بازیسازی، ایران سومین تیم آسیایی در پرس از بالا و تیم ملی در جام جهانی بدون شکست بود.
اما هیچکدام از این اعداد نتوانست ایران را به مرحله حذفی برساند.
شاید همین مهمترین درس گزارش فنی جام جهانی باشد: در سطح بینالمللی، فاصله میان «نمایش قابل قبول» و «صعود» را چند جزئیات کوچک میسازند.
برای قلعهنویی، حالا سؤال اصلی پس از دیدن این دادهها روشن است: چطور تیمی که میتواند بلژیک را متوقف کند، بیرانوندش در بازیسازی تحسین شود و در پرس از بالا جزو سه تیم برتر آسیا باشد، سه مسابقه را بدون حتی یک برد تمام میکند؟
پاسخ به همین سؤال احتمالاً مهمتر از هر تعریف AFC از عملکرد ایران خواهد بود؛ چون مأموریت بعدی تیم ملی فقط خوب دیده شدن در گزارشهای فنی نیست، بلکه تبدیل همین نشانههای مثبت به بردهایی است که اینبار ایران را از مرحله گروهی عبور دهند.
