تاوان جوانگرایی یا محافظهکاری؟ پاسخ عجیب تارتار بعد از شکست پرسپولیس زیر ذرهبین
پرسپولیس در هفته سوم لیگ برتر با گل دقیقه ۹۰ تومیسلاو اشترکالی مقابل تراکتور شکست خورد. گل برتری میزبان بعد از دفع اشتباه دانیال ایری به ثمر رسید؛ مدافع جوانی که در نیمه دوم به زمین آمده بود. شاگردان مهدی تارتار پیش از این مسابقه دو بازی نخست فصل را برده بودند و شکست تبریز اولین باخت آنها در فصل جدید بود.
بنابراین مسئله اصلی فعلاً یک شکست نیست. پرسپولیس هنوز در ابتدای فصل قرار دارد و هیچ تیمی با یک باخت در هفته سوم از قهرمانی خارج نمیشود. آنچه واکنشها را به همراه داشته، تحلیلی است که سرمربی سرخها از دلیل شکست تیمش ارائه کرد.
تارتار دقیقاً درباره جوانگرایی چه گفت؟
برای قضاوت منصفانه باید ابتدا صحبت مهدی تارتار را دقیق خواند. او پس از مسابقه مسئولیت شکست را متوجه کادر فنی دانست و از هواداران عذرخواهی کرد. سپس درباره بازیکنان جوان گفت: «بازی دادن به جوانان تاوان دارد.» تارتار در ادامه توضیح داد که بیشتر تعویضهای پرسپولیس بازیکنان ۲۲ و ۲۳ ساله بودند و آنها برای کسب تجربه نیاز به چنین مسابقاتی دارند.
این بخش اهمیت دارد؛ تارتار نگفت کل ترکیب اصلی پرسپولیس جوان بوده، بلکه مشخصاً به بازیکنان جوانی اشاره کرد که در جریان بازی وارد زمین شدند.
حتی اشتباه منجر به گل نیز توسط دانیال ایری انجام شد؛ بازیکنی که در دقیقه ۶۶ جای محمدمهدی محبی را گرفت و در دقیقه ۹۰ نتوانست توپ بلند تراکتور را بهدرستی دفع کند. اشترکالی همان توپ را با ضربهای تماشایی به گل تبدیل کرد.
پس حرف تارتار کاملاً بدون زمینه نیست؛ اما مشکل از جایی شروع میشود که «کمتجربگی جوانها» به توضیح اصلی برای شکست تبدیل شود.
ترکیب پرسپولیس جوان نبود؛ میانگین دقیقاً ۲۸ سال
ترکیب اصلی پرسپولیس مقابل تراکتور شامل پیام نیازمند، حسین کنعانیزادگان، محمدمهدی زارع، مهدی تیکدری، مجید عیدی، پویا پورعلی، محمد خدابندهلو، پوریا لطیفیفر، محمدمهدی محبی، تیوی بیفوما و علی علیپور بود.
بررسی سن این ۱۱ بازیکن نشان میدهد مجموع سن آنها بر اساس سنهای اعلامشده ۳۰۸ سال و میانگین ترکیب اصلی دقیقاً ۲۸ سال بوده است؛ نه ترکیبی که بتوان آن را یک تیم فوقالعاده جوان توصیف کرد. در ترکیب اولیه بازیکنانی مانند نیازمند، کنعانیزادگان، تیکدری، پورعلی، عیدی، بیفوما و علیپور حضور داشتند که بخش عمده دوران حرفهای خود را پشت سر گذاشته و تجربه فراوانی در فوتبال باشگاهی و ملی دارند.
در واقع استفاده از یکی دو بازیکن ۲۳ ساله در فوتبال امروز اساساً «ریسک بزرگ جوانگرایی» محسوب نمیشود.
اگر پروژه جوانگرایی پرسپولیس قرار است جدی باشد، باید آن را در طول فصل و با تعداد قابل توجهی از بازیکنان کمسن در ترکیب مشاهده کرد؛ نه اینکه پس از یک شکست، حضور چند بازیکن ۲۰ تا ۲۳ ساله در نیمه دوم به عنوان یکی از عوامل اصلی نتیجه معرفی شود.
مشکل بزرگتر پرسپولیس؛ نوع بازی مقابل تراکتور بود
بحث اصلی درباره دیدار تبریز شاید اصلاً سن بازیکنان نباشد.
پرسپولیس با تیمی پرمهره وارد مسابقه شد، اما در نیمه دوم بیش از اندازه عقب نشست. جواد نکونام بعد از مسابقه نیز دقیقاً روی همین نکته دست گذاشت و گفت تراکتور توانسته فوتبالش را به پرسپولیس تحمیل کند و سرخپوشان را مجبور به بازی با پنج مدافع و عقبنشینی کند.
طبیعی است که روایت سرمربی تیم برنده را نمیتوان به تنهایی ملاک تحلیل مسابقه دانست، اما اتفاقات زمین نیز نشان میداد پرسپولیس در بخش مهمی از نیمه دوم بیشتر به کنترل نتیجه بدون گل فکر میکرد تا تحمیل بازی برای کسب سه امتیاز.
همینجاست که سؤال اصلی از مهدی تارتار شکل میگیرد: آیا شکست پرسپولیس واقعاً نتیجه جوانگرایی بود یا نتیجه تصمیمی برای محافظهکارتر کردن تیم؟
سرمربی پرسپولیس با تعویضهای متعدد ساختار تیمش را تغییر داد. محمد عمری، دانیال ایری، پوریا شهرآبادی، امیرحسین محمودی و مارکو باکیچ در نیمه دوم وارد زمین شدند، اما مجموع این تغییرات نتوانست جریان مسابقه را به نفع سرخها برگرداند.
جوان بودن بعضی از این نفرات واقعیت دارد؛ اما مسئولیت انتخاب زمان ورود آنها، نقش تاکتیکیشان و ساختاری که باید در آن بازی کنند، همچنان متوجه کادر فنی است.
پذیرفتن مسئولیت کافی نیست؛ تصمیمات فنی هم باید بررسی شوند
یک نکته مثبت درباره صحبتهای تارتار وجود داشت که نباید نادیده گرفته شود. او صریحاً اعلام کرد مسئولیت شکست با کادر فنی است. این موضع با تلاش برای انداختن تمام تقصیرها گردن یک بازیکن جوان تفاوت دارد.
اما مشکل اینجاست که ادامه صحبتهای او عملاً تمرکز را به سمت «کمتجربگی» برد.
در تیمی مانند پرسپولیس، سرمربی بیش از هر چیز بابت انتخابهای خودش قضاوت میشود. چرا یک بازیکن در ترکیب قرار گرفت؟ چرا بازیکن دیگری نیمکتنشین بود؟ چرا سیستم تیم در جریان مسابقه تغییر کرد؟ چرا تیم در نیمه دوم عقب نشست؟ چرا تعویضها نتوانستند فشار بیشتری روی دروازه تراکتور ایجاد کنند؟
اینها پرسشهایی فنی هستند که پاسخ آنها را نمیتوان با یک عبارت کلی مثل تاوان جوانگرایی کنار گذاشت.
اینجا پرسپولیس است؛ زمان صبر کوتاهتر از چیزی است که تصور میشود
مهدی تارتار البته حق دارد برای ساخت تیم جدید زمان بخواهد. پرسپولیس در تابستان تغییرات زیادی داشته و بیش از نیمی از ترکیب تیم نسبت به فصل گذشته تغییر کرده است. چنین تیمی طبیعتاً برای رسیدن به هماهنگی کامل به زمان نیاز دارد.
اما مسئله این است که نیمکت پرسپولیس معمولاً چنین زمانی را سخاوتمندانه در اختیار مربیان قرار نمیدهد.
تجربه وحید هاشمیان در فصل گذشته نمونه نزدیکی است. اعتراض هواداران به او حتی پیش از اولین شکست لیگ آغاز شد؛ پس از تساوی هفته چهارم برابر چادرملو، شعار «حیا کن، رها کن» از روی سکوها شنیده شد.
هاشمیان در ادامه بعد از نتایجی شامل دو پیروزی، پنج تساوی و یک شکست از پرسپولیس کنار رفت. باشگاه چهارم آبان ۱۴۰۴ رسماً پایان همکاری با او را اعلام کرد.
پس مسئله این نیست که «یک شکست» بهتنهایی مربی پرسپولیس را برکنار میکند؛ مسئله این است که در این باشگاه فاصله میان حمایت و اعتراض بسیار کوتاه است.
تارتار باید خیلی زود تفاوت پرسپولیس را لمس کند
پرسپولیس باشگاهی نیست که هوادارانش صرفاً با وعده ساختن تیم برای آینده راضی شوند. جوانگرایی میتواند بخشی از یک برنامه باشد، اما در کنار آن نتیجه هم مطالبه میشود.
سرمربی میتواند به بازیکنان جوان میدان بدهد، اشتباه آنها را تحمل کند و برای آینده تیم سرمایهگذاری کند؛ ولی در نهایت مسئولیت استفاده از همان بازیکنان با خودش است. نمیتوان بازیکن جوان را وارد یک مسابقه بزرگ کرد و اگر اشتباه کرد، نتیجه را هزینه طبیعی جوانگرایی دانست.
مخصوصاً وقتی ترکیب اصلی با میانگین سنی ۲۸ سال وارد زمین شده باشد.
شکست مقابل تراکتور برای پرسپولیس فاجعه نیست و لیگ تازه شروع شده است. تارتار نیز هنوز فرصت زیادی برای اصلاح تیم دارد. اما مسابقه تبریز یک هشدار زودهنگام بود: در پرسپولیس فقط نتیجه نهایی زیر ذرهبین نیست، شیوه رسیدن به نتیجه هم اهمیت دارد.
اگر قرار باشد یک تیم مدعی در مسابقات بزرگ بیش از اندازه محتاط باشد، عقب بنشیند و سپس شکست را به کمتجربگی چند بازیکن جوان پیوند بزند، فشار خیلی زودتر از آنچه تصور میشود آغاز خواهد شد.
جوانگرایی ممکن است تاوان داشته باشد؛ اما در پرسپولیس، تاوان اصلی را سرمربی زمانی میدهد که تیمش نبرد، جام نگیرد و هوادار احساس کند تیم برای پیروزی به اندازه کافی جسورانه بازی نمیکند.