دربی پر از گزینه تیم ملی، جای قلعهنویی خالی؛ تغییر نسل از پشت تلویزیون؟
اولین نکته درباره خبر امروز نیازمند یک تفکیک ساده است.
گزارش منتشرشده درباره قلعهنویی تأیید میکند که او و دستیارانش در ورزشگاه نقشجهان حضور نداشتند و سرمربی تیم ملی برای تماشای حضوری دربی راهی اصفهان نشده بود. همان گزارش احتمال داده است او مسابقه را از تلویزیون دنبال کرده باشد.
بنابراین تیترهایی که میگویند «قلعهنویی دربی را تماشا نکرد» کمی فراتر از اطلاعات موجود میروند.
عدم حضور در ورزشگاه به معنای ندیدن مسابقه نیست. کادرهای فنی تیمهای ملی امروز علاوه بر پخش زنده، به تصاویر کامل مسابقات، دادههای آماری و سیستمهای آنالیز ویدیویی دسترسی دارند و حتی ممکن است مسابقه چند بار توسط تحلیلگران بررسی شود.
موضوع قابل بحث، چیز دیگری است:
چرا سرمربی یا حداقل بخشی از کادر فنی تیم ملی برای دیدن از نزدیک چنین مسابقهای در ورزشگاه حضور نداشت؟
چرا دربی ۱۰۷ برای تیم ملی اهمیت بیشتری داشت؟
این شهرآورد فقط نبرد دو تیم پرطرفدار لیگ نبود.
ترکیب دو تیم تعداد قابل توجهی بازیکن در محدوده سنی مناسب برای تیم ملی داشت.
استقلال در مرکز زمین با امیرمحمد رزاقینیا و اسماعیل قلیزاده ۲۰ ساله بازی کرد. سامان فلاح و حسین گودرزی ۲۵ ساله بودند، سعید سحرخیزان ۲۳ سال داشت و محمدحسین اسلامی ۲۵ ساله پس از ورود به زمین، با اولین لمس خود پاس گل تساوی یاسر آسانی را ساخت.
آن سوی میدان نیز محمدمهدی زارع ۲۳ ساله در قلب دفاع پرسپولیس بازی کرد، محمدمهدی محبی ۲۶ ساله گل زد و پوریا شهرآبادی ۲۰ ساله در نیمه دوم وارد زمین شد.
پس اگر قرار باشد نسل تازهای برای تیم ملی ساخته شود، بخشی از مواد اولیه آن دقیقاً در همین مسابقه حضور داشت.
قلعهنویی هم پیشتر درباره ضرورت «تغییر نسل» در تیم ملی صحبت کرده و تأکید داشته که نباید جوانگرایی را صرفاً به استفاده نمایشی از بازیکنان کمسن تقلیل داد؛ بازیکنی باید وارد تیم ملی شود که کیفیت لازم برای جایگزینی نسل قبلی را داشته باشد.
دربی یکی از بهترین محیطها برای سنجش همین مسئله است.
چیزی که دوربین تلویزیونی همیشه نشان نمیدهد
اینکه یک مربی مسابقه را از تلویزیون تماشا کند الزاماً به معنای آنالیز ناقص نیست. اتفاقاً تصاویر تلویزیونی برای بررسی بسیاری از جزئیات تاکتیکی بسیار مفیدند.
اما حضور در ورزشگاه مزایایی دارد که قاب دوربین همیشه ارائه نمیکند.
سرمربی از روی سکو میتواند حرکت بازیکن بدون توپ را در زمانی ببیند که توپ در سمت دیگر زمین است؛ فاصله خطوط را زیر نظر بگیرد؛ واکنش بازیکن پس از اشتباه را مشاهده کند؛ ارتباط مدافعان و هافبکها را بشنود یا ببیند و حتی رفتار بازیکن هنگام توقفهای بازی را بررسی کند.
برای بازیکنانی که هنوز ملیپوش تثبیتشده نیستند، همین جزئیات اهمیت زیادی دارد.
برای مثال، رزاقینیا را فقط نباید براساس تعداد پاس یا قطع توپ ارزیابی کرد. اینکه یک هافبک ۲۰ ساله زیر فشار روانی دربی چگونه جایگیری میکند، بعد از لو دادن توپ چه واکنشی دارد و وقتی تیمش عقب میافتد آیا همچنان مسئولیت دریافت توپ را میپذیرد یا نه، از دادههای مهم استعدادیابی در سطح ملی است.
همین مسئله درباره زارع، قلیزاده، اسلامی یا شهرآبادی نیز صدق میکند.
قرارداد قلعهنویی دیگر مبهم نیست؛ تا جام ملتها میماند
یکی از دلایلی که غیبت قلعهنویی بیشتر مورد توجه قرار گرفته، پایان یافتن ابهام درباره آینده خودش است.
پس از جام جهانی ۲۰۲۶ مدتی بحثهایی درباره ادامه همکاری فدراسیون با او مطرح بود. هیئترئیسه حتی درباره قرارداد بلندمدت اختلاف نظر داشت و گزارش شده بود برخی اعضا با تمدید طولانیمدت موافق نیستند.
اما در چهارم شهریور تکلیف روشن شد.
هیئترئیسه فدراسیون فوتبال به صورت رسمی قرارداد امیر قلعهنویی را تا پایان جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ تمدید کرد. قلعهنویی و سعید الهویی نیز در همان جلسه حاضر شدند و برنامه کادر فنی تا جام ملتها را ارائه دادند.
پس دیگر نمیتوان گفت سرمربی به دلیل نامشخص بودن آیندهاش از لیگ فاصله گرفته است.
او مسئول مستقیم تیمی است که چند ماه دیگر باید برای مهمترین جام قاره وارد عربستان شود.
فدراسیون هم انتظار کوچکی از قلعهنویی ندارد
فشار روی کادر فنی فقط رسانهای نیست.
هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون فوتبال، پس از بررسی آینده تیم ملی گفت انتظار فدراسیون از قلعهنویی قهرمانی یا حداقل رسیدن به فینال جام ملتهای آسیا است. او همچنین توضیح داد که ادامه همکاری با سرمربی تیم ملی بعد از این مسابقات دوباره ارزیابی خواهد شد.
این یعنی جام ملتهای ۲۰۲۷ برای قلعهنویی یک تورنمنت عادی نیست.
نتیجه این مسابقات احتمالاً درباره ادامه یا پایان دوره او در تیم ملی تصمیم خواهد گرفت.
در چنین شرایطی، لیگ برتر باید یکی از اصلیترین منابع بازیکن برای کادر فنی باشد؛ بهویژه پس از جام جهانی، زمانی که بحث بالا رفتن سن بخشی از نسل قبلی تیم ملی و ضرورت اضافه شدن نفرات جدید جدیتر شده است.
فقط چهار ماه تا جام ملتهای آسیا
زمان هم چندان زیاد نیست.
طبق برنامه رسمی کنفدراسیون فوتبال آسیا، جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ از ۷ ژانویه تا ۵ فوریه ۲۰۲۷ در عربستان سعودی برگزار میشود. ایران در گروه C با چین، قرقیزستان و سوریه همگروه است.
نخستین بازی ایران ۹ ژانویه مقابل چین خواهد بود؛ چهار روز بعد شاگردان قلعهنویی با قرقیزستان روبهرو میشوند و ۱۸ ژانویه نیز مقابل سوریه قرار میگیرند.
از امروز تا شروع جام ملتها حدود چهار ماه باقی مانده است.
در چهار ماه، فرصت زیادی برای آزمون و خطای گسترده وجود ندارد.
بازیکنان جدید باید شناسایی شوند، در اردوها قرار بگیرند، در مسابقات ملی آزمایش شوند و در صورت موفقیت، جایگاهی در فهرست نهایی پیدا کنند.
به همین علت پنج هفته اول لیگ بیش از آنکه صرفاً شروع یک فصل باشگاهی باشد، بخشی از دوره استعدادیابی برای جام ملتهاست.
آیا قلعهنویی واقعاً هیچ بازی لیگ را از نزدیک ندیده است؟
گزارش منتشرشده امروز مدعی شده سرمربی تیم ملی در پنج هفته نخست لیگ برتر در هیچیک از دیدارها حضور پیدا نکرده است. همین ادعا در چند بازنشر رسانهای هم تکرار شده است.
اما درباره این بخش باید محتاط بود.
در حال حاضر فهرست رسمی و جامع از حضور قلعهنویی و تمام اعضای کادر فنی تیم ملی در تکتک مسابقات پنج هفته نخست در دسترس نیست تا بتوان این گزاره را بهصورت مستقل و قطعی تأیید کرد.
بنابراین دقیقتر این است که گفته شود طبق گزارشهای امروز، قلعهنویی تاکنون در ورزشگاههای لیگ دیده نشده یا حضورش گزارش نشده است؛ نه اینکه با قطعیت بگوییم هیچ مسابقهای را حضوری ندیده است.
درباره نقشجهان اما ابهامی وجود ندارد: او برای دربی ۱۰۷ در ورزشگاه حاضر نبود.
نبودن قلعهنویی جرم نیست؛ اما سؤال ایجاد میکند
هیچ مقرراتی سرمربی تیم ملی را مجبور نمیکند شخصاً روی سکوی هر مسابقه لیگ بنشیند.
کادرهای مدرن وظایف استعدادیابی را تقسیم میکنند، مسابقات توسط دستیاران و آنالیزورها دیده میشود و حجم اطلاعات ویدیویی امروز بسیار بیشتر از گذشته است.
پس صرف غیبت قلعهنویی از یک مسابقه را نمیتوان نشانه بیتوجهی به لیگ دانست.
اما وقتی سرمربی و دستیاران اصلی همزمان در مهمترین مسابقه باشگاهی کشور دیده نمیشوند، سؤال طبیعی است.
بهخصوص مسابقهای که چند بازیکن بالقوه نسل آینده تیم ملی در آن نمایش خوبی داشتهاند.
اگر تغییر نسل واقعاً بخش مهم برنامه ارائهشده به هیئترئیسه بوده، افکار عمومی انتظار دارد آثار این برنامه را در نحوه رصد لیگ، دعوتهای آینده و دادن فرصت به بازیکنان تازه ببیند.
دربی تمام شد؛ حالا منتظر لیست قلعهنویی باشید
شاید قضاوت اصلی درباره غیبت کادر تیم ملی نه امروز، بلکه هنگام اعلام فهرستهای بعدی انجام شود.
اگر بازیکنانی مانند رزاقینیا، قلیزاده، محمدمهدی زارع و دیگر نفرات آماده لیگ وارد چرخه تیم ملی شوند، مشخص خواهد شد که رصد مسابقات ـ حتی بدون حضور دائمی روی سکوها ـ در حال انجام است.
اما اگر ترکیب تیم ملی بدون تغییر جدی به سمت جام ملتها حرکت کند، غیبت از مسابقاتی مانند دربی معنای متفاوتی پیدا خواهد کرد.
قلعهنویی از چهارم شهریور دیگر سرمربی موقت یا بلاتکلیف تیم ملی نیست؛ قراردادش تا جام ملتها تمدید شده و فدراسیون حتی از او انتظار فینال یا قهرمانی دارد.
دربی ۱۰۷ چند اسم تازه برای پروژه تغییر نسل روی میز گذاشت. قلعهنویی در نقشجهان نبود؛ حالا مهمتر از اینکه مسابقه را از کجا تماشا کرده، این است که از آنچه در زمین دیده شد چه استفادهای خواهد کرد.