محمد نصرتی بعد از دربی ۱۰۷: اورونوف معمولی بود / تساوی استقلال و پرسپولیس واقعاً عادلانه بود؟
یکی از مهمترین نکات صحبتهای محمد نصرتی، شکل متفاوت دربی ۱۰۷ بود.
او معتقد است استقلال و پرسپولیس برخلاف بسیاری از شهرآوردهای گذشته بیش از حد محتاط نبودند و بهویژه در نیمه دوم سرعت مسابقه افزایش پیدا کرد. گزارشهای بعد از بازی نیز این برداشت را تأیید میکنند؛ دربی نقش جهان با تساوی یک بر یک تمام شد، اما دو تیم مجموعاً بیش از ۳۰ شوت به سمت دروازه یکدیگر داشتند و چند موقعیت جدی نیز توسط دروازهبانها یا با اختلاف کم از دست رفت.
محمدمهدی محبی در دقیقه ۵۰ پرسپولیس را جلو انداخت و یاسر آسانی حدود ۱۰ دقیقه بعد بازی را مساوی کرد. آسانی پیش از گل نیز تیر دروازه پیام نیازمند را زده بود و پرسپولیس هم در ادامه فرصتهایی برای گل دوم داشت.
این روند با تصویر سنتی بسیاری از دربیهای کمموقعیت تفاوت داشت.
دو تیم برای یک اشتباه حریف انتظار نکشیدند؛ هر دو تلاش کردند با فشار، شوت و انتقال سریع به گل برسند و همین اتفاق کیفیت نمایشی مسابقه را بالا برد.
آیا تساوی یک بر یک واقعاً عادلانه بود؟
نظر نصرتی درباره عادلانه بودن مساوی را میتوان از دو زاویه بررسی کرد.
از نظر نتیجه، هر دو تیم دورههایی از مسابقه را در اختیار داشتند، هر دو گل زدند و هر دو دروازهبان نیز مجبور به واکنش شدند. بنابراین تساوی نتیجهای غیرمنطقی نیست.
اما اعداد میگویند پرسپولیس در تولید موقعیت کمی دست بالاتر را داشت.
براساس آمار منتشرشده پس از مسابقه، پرسپولیس ۲۱ شوت در مقابل ۱۳ شوت استقلال ثبت کرد. امید گل سرخها نیز ۱.۸۵ بود، در حالی که استقلال به عدد ۱.۳۴ رسید. این اختلاف نشان میدهد پرسپولیس از نظر حجم و کیفیت مجموع موقعیتها برتری نسبی داشته است.
در طرف مقابل، استقلال ضربات دقیقتری داشت.
شش شوت آبیها در چارچوب قرار گرفت، در حالی که پرسپولیس پنج ضربه در چارچوب داشت. بنابراین میتوان گفت پرسپولیس فعالتر بود، ولی استقلال در تبدیل حملات به ضربات دقیقتر عملکرد بهتری داشت.
در نتیجه، تعبیر «تساوی عادلانه» قابل دفاع است؛ اما مساوی به این معنا نیست که تمام شاخصهای مسابقه پنجاه-پنجاه بودهاند.
تعویض سرگیف؛ تصمیم اشتباه تارتار بود؟
یکی از بحثهای مهم بعد از مسابقه، خارج کردن ایگور سرگیف و ورود محمد عمری بود.
سرگیف بازی را کنار علی علیپور در خط حمله شروع کرد. تارتار در نیمه دوم مهاجم ازبک را بیرون کشید و محمد عمری را وارد کرد؛ تغییری که باعث شد ساختار تهاجمی پرسپولیس انعطاف بیشتری پیدا کند و تیوی بیفوما نیز امکان حضور نزدیکتر به مرکز خط حمله داشته باشد. گزارش رسمی مسابقه نیز تعویض سرگیف با عمری را ثبت کرده است.
نصرتی از این تصمیم دفاع کرده است.
منطق فنی این تغییر قابل فهم بود. استقلال بعد از گل محبی مجبور بود جلوتر بیاید و در چنین شرایطی فضای بیشتری پشت خط دفاع و وینگبکهایش ایجاد میشد. بازیکنانی مانند عمری، بیفوما و علیپور از نظر سرعت و حرکت بدون توپ میتوانستند از این فضا استفاده کنند.
اما این تصمیم یک هزینه هم داشت.
سرگیف یک مهاجم مرکزی تخصصی است که میتواند مدافعان را در مرکز مشغول کند و حضور فیزیکی در محوطه جریمه داشته باشد. با خروج او، پرسپولیس بخشی از نقطه اتکای خود در نوک حمله را از دست داد.
مشکل این بود که استقلال خیلی زود گل زد
نصرتی به نکته مهمی اشاره کرده است: شاید اگر پرسپولیس چند دقیقه فرصت داشت تا ساختار جدید خود را اجرا کند، نتیجه تغییر میکرد.
استقلال مدت کوتاهی بعد از تغییر تارتار به گل مساوی رسید.
محمدحسین اسلامی که خودش بهعنوان بازیکن تعویضی وارد شده بود، پاس گل یاسر آسانی را داد و وینگر آلبانیایی با ضربهای دقیق نتیجه را یک بر یک کرد.
اما از نظر تحلیلی نباید میان خروج سرگیف و گل استقلال رابطه مستقیم ساخت.
گل آسانی محصول یک حمله و کیفیت فردی بازیکنان استقلال بود و نمیتوان گفت اگر سرگیف در زمین باقی میماند، آن گل حتماً اتفاق نمیافتاد.
اتفاق مهمتر این است که تارتار قصد داشت از فضای پشت استقلال استفاده کند، اما قبل از اینکه تیمش بتواند از شرایط جدید بهره ببرد، بازی دوباره مساوی شد و معادله تاکتیکی تغییر کرد.
استقلال چرا از نگاه نصرتی در دفاع باثباتتر بود؟
نصرتی یکی از نقاط مثبت استقلال را ثبات ساختار دفاعی دانست.
آبیها در دربی با حبیب فرعباسی درون دروازه و رستم آشورماتوف، عارف آقاسی و سامان فلاح در خط سهنفره دفاعی بازی کردند. صالح حردانی و حسین گودرزی نیز دو وینگبک بودند.
منظور از ثبات در اینجا الزاماً تکرار صددرصدی ترکیب نیست؛ مهمتر، تداوم ساختاری است که بازیکنان در آن نقش خود را میشناسند.
این مسئله در برابر تیمی مانند پرسپولیس اهمیت داشت؛ سرخها ۲۱ بار شوت زدند اما فقط پنج ضربه آنها در چارچوب بود. یعنی استقلال با وجود اجازه دادن به تعداد نسبتاً زیادی شوت، توانست بخشی از حملات را به ضربات کمدقتتر هدایت کند.
البته امید گل ۱.۸۵ پرسپولیس نشان میدهد دفاع استقلال کاملاً بدون مشکل هم نبوده است.
محمدحسین اسلامی؛ تعویضیای که بازی را تغییر داد
نصرتی همچنین از محمدحسین اسلامی تعریف کرده و این بخش از تحلیل او کاملاً با اتفاق مهم مسابقه تطابق دارد.
اسلامی به جای علیرضا کوشکی وارد زمین شد و فقط مدت کوتاهی بعد پاس گل استقلال را برای یاسر آسانی ارسال کرد.
این دقیقاً همان چیزی است که مربیان از یک بازیکن تعویضی میخواهند: ورود و اثرگذاری فوری.
اسلامی شاید گل نزد، اما اولین مداخله بزرگ او در مسابقه مستقیماً نتیجه را تغییر داد.
از این منظر، دو تعویض همزمان دو مربی تأثیر متفاوتی داشتند؛ تغییر استقلال خیلی سریع به پاس گل منجر شد، در حالی که پرسپولیس برای پیدا کردن خروجی از تغییر هجومی خود به زمان بیشتری نیاز داشت.
اورونوف باز هم معمولی بود؟
تیتر اصلی صحبتهای نصرتی احتمالاً همین بخش است.
اوستون اورونوف در دقیقه ۷۷ به جای محمدمهدی محبی وارد میدان شد. یعنی ستاره ازبک زمان محدودی در اختیار داشت تا روی نتیجه مسابقه اثر بگذارد و نتوانست حرکت تعیینکنندهای ایجاد کند.
نصرتی معتقد است اورونوف در این دربی «معمولی» بود و در بازیهای اخیر نیز درخشش گذشته را نداشته است.
این ارزیابی درباره خود دربی قابل فهم است.
اورونوف بعد از ورود نه گل زد، نه پاس گل داد و نه توانست مثل بهترین روزهای خود با دریبلهای متوالی ساختار دفاع استقلال را بشکند.
اما برای نتیجهگیری بزرگتر درباره افت دائمی او باید محتاط بود.
او در مسابقه قبلی مقابل ملوان نیز از ابتدا در ترکیب نبود و دقیقه ۷۱ به جای محبی وارد شد؛ دیداری که پرسپولیس سه بر صفر برد.
وقتی یک بازیکن در دو مسابقه متوالی حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه فرصت دارد، طبیعی است که امکان اثرگذاری او کمتر از زمانی باشد که از ابتدا وارد میدان میشود.
نیمکتنشینی اورونوف خودش یک پیام دارد
در عین حال، اینکه مهدی تارتار در دو مسابقه مهم اخیر محمدمهدی محبی را به اورونوف ترجیح داده، اتفاق کوچکی نیست.
محبی مقابل ملوان در ترکیب اصلی بود و در دربی نیز از ابتدا بازی کرد؛ حتی گل پرسپولیس برابر استقلال را هم به ثمر رساند. اورونوف در هر دو مسابقه جای او را در نیمه دوم گرفت.
بنابراین رقابت برای حضور در ترکیب پرسپولیس واقعی است.
نام بزرگ یا سابقه درخشان، جایگاه ثابت تضمین نمیکند. اگر محبی به گلزنی و اثرگذاری ادامه دهد، اورونوف برای بازگشت به ترکیب اصلی باید دوباره همان کیفیتی را نشان دهد که او را به یکی از مهمترین ستارههای خارجی لیگ تبدیل کرده بود.
این شاید بخش مهمتر حرف نصرتی باشد.
آیا پرسپولیس واقعاً خیلی پرمهرهتر از استقلال است؟
نصرتی با یک برداشت رایج هم مخالفت کرده است؛ اینکه پرسپولیس یک تیم پرستاره و استقلال تیمی با امکانات محدودتر است.
دربی نشان داد فاصله دو اسکواد آنقدر که گاهی در فضای رسانهای تصور میشود، بزرگ نیست.
پرسپولیس بازیکنانی مانند علیپور، سرگیف، بیفوما، اورونوف، محبی و عمری را در اختیار دارد، اما استقلال نیز یاسر آسانی، سعید سحرخیزان، محمدحسین اسلامی، علیرضا کوشکی و چند بازیکن جوان باکیفیت را در بخش هجومی دارد. ترکیب و نیمکت دو تیم در دربی نیز عمق قابل توجه هر دو طرف را نشان داد.
در چنین شرایطی سطح توقع از هر دو تیم بالا میرود.
پرسپولیس نمیتواند هر نتیجهای را صرفاً با کمبود بازیکن توضیح دهد و استقلال هم تیمی نیست که تنها با ساختار دفاعی بتوان آن را تعریف کرد.
حرف نصرتی با آمار دربی همخوان بود؟
در بخش بزرگی از تحلیل، بله.
دربی ۱۰۷ واقعاً از بسیاری از شهرآوردهای گذشته هجومیتر و پرموقعیتتر بود. تساوی نیز با توجه به فرصتهای دو تیم نتیجهای قابل دفاع است، هرچند آمار امید گل و تعداد شوتها اندکی به سود پرسپولیس است.
تصمیم تارتار برای خروج سرگیف نیز از نظر تاکتیکی منطق داشت، اما استقلال آنقدر سریع پاسخ داد که پرسپولیس فرصت زیادی برای بهرهبرداری از فضای پشت دفاع آبیها پیدا نکرد.
درباره اورونوف هم قضاوت نصرتی برای همین مسابقه سخت قابل رد کردن است: ستاره ازبک وارد شد اما ستاره بازی نشد.
با این حال فصل تازه در هفته پنجم است و اورونوف نیز در دو بازی اخیر بیشتر نقش بازیکن تعویضی داشته است. برای اینکه بگوییم نسخه درخشان او دیگر برنمیگردد، هنوز زود است.
دربی ۱۰۷ یک پیام مهم برای پرسپولیس داشت: داشتن نیمکتی پر از نامهای بزرگ کافی نیست؛ هر بازیکنی که وارد زمین میشود باید در زمان محدود خودش تفاوت ایجاد کند. محبی این کار را با گل انجام داد، عمری و اورونوف نتوانستند نتیجه را عوض کنند و در نهایت استقلال و پرسپولیس با تساوی یک بر یک از نقش جهان خارج شدند.