استعفای جنجالی عبدالله ویسی پس از باخت به پرسپولیس؛ «دیگر سر تمرین ذوبآهن نمیروم»
عبدالله ویسی شامگاه دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ پس از شکست ذوبآهن برابر پرسپولیس، نشست خبری خود را به یکی از جنجالیترین نشستهای فصل تبدیل کرد.
ویسی که از شعارهای اعتراضی هواداران ذوبآهن ناراحت بود، به صراحت اعلام کرد دیگر در تمرین تیم حاضر نمیشود و باشگاه میتواند هر تصمیمی که میخواهد درباره آینده نیمکت بگیرد. منابع مختلف استعفای او را تأیید کردهاند، هرچند برخی گزارشها آن را استعفای شفاهی توصیف کردهاند؛ بنابراین تا زمان اعلام رسمی باشگاه ذوبآهن، جدایی قطعی و حقوقی ویسی را نباید نهایی تلقی کرد.
ویسی تنها در دوم مرداد ۱۴۰۵ به عنوان جانشین سیروس پورموسوی روی نیمکت ذوبآهن نشست؛ یعنی دوره حضور او در اصفهان، در صورت پذیرفته شدن استعفا، حتی به دو ماه هم نخواهد رسید.
«حیا کن، رها کن»؛ جرقهای که ویسی را به مرز جدایی رساند
ماجرا از سکوهای ورزشگاه شهدای شهر قدس آغاز شد. تعدادی از هواداران ذوبآهن پس از شکست دو گله تیمشان، علیه ویسی شعار دادند و خواستار جدایی او شدند.
واکنش سرمربی بسیار تندتر از آن چیزی بود که معمولاً در هفته ششم یک فصل دیده میشود. ویسی تأکید کرد وقتی هوادار او را نمیخواهد، نمیتواند فقط برای حفظ قرارداد یا دریافت مطالباتش روی نیمکت باقی بماند و گفت دیگر به تمرین نخواهد رفت.
این واکنش البته کاملاً ناگهانی هم نبود. فشار روی کادر فنی ذوبآهن پیش از دیدار با پرسپولیس شکل گرفته بود و حتی مسابقه هفته پنجم برابر پیکان نیز در فضایی همراه با اعتراض هواداری برگزار شد. آن مسابقه در نهایت با گل دیرهنگام به نخستین پیروزی فصل ذوبآهن تبدیل شد.
بنابراین شکست مقابل پرسپولیس را میتوان آخرین ضربه به رابطهای دانست که میان سرمربی و بخشی از سکوها از قبل شکننده شده بود.
ذوبآهن واقعاً تا این حد بد نتیجه گرفته است؟
نتایج خام، تصویر پیچیدهتری از وضعیت تیم ارائه میکنند.
ذوبآهن در چهار هفته نخست سه تساوی و یک شکست داشت. شاگردان ویسی سپس پیکان را یک بر صفر شکست دادند و نخستین برد فصل خود را جشن گرفتند. شکست برابر پرسپولیس دومین باخت فصل بود.
به این ترتیب، کارنامه شش هفته ابتدایی شامل:
یک پیروزی، سه تساوی، دو شکست و شش امتیاز است.
این عملکرد برای باشگاهی با سابقه ذوبآهن قطعاً ایدهآل نیست، اما از طرف دیگر چیزی شبیه به فروپاشی کامل نیز محسوب نمیشود. تیم تنها دو مسابقه را باخته و یکی از این شکستها مقابل پرسپولیسی اتفاق افتاده که اکنون با ۱۳ امتیاز در جایگاه دوم جدول قرار دارد.
همین مسئله استدلال اصلی ویسی بود. او معتقد است رقبای واقعی ذوبآهن در شرایط فعلی پرسپولیس، استقلال و سپاهان نیستند و باید عملکرد تیم را با باشگاههای میانه جدول مقایسه کرد.
پرسپولیس چگونه ویسی را تنبیه کرد؟
ویسی در تحلیل فنی مسابقه نیز نکته قابل توجهی مطرح کرد؛ او گفت مقابل تیمهای مدعی، تیمش باید از تعداد محدود موقعیتهایی که پیدا میکند استفاده کند.
ذوبآهن تا دقیقه ۴۲ بازی را بدون دریافت گل نگه داشت و حتی پیش از گل پرسپولیس فرصتهایی برای ایجاد خطر داشت، اما نتیجه از یک اشتباه تغییر کرد.
علی علیپور روی حرکت مجید عیدی و اشتباه داود نوشیصوفیانی گل نخست را به ثمر رساند و پرسپولیس در نیمه دوم با گل پوریا شهرآبادی کار را تمام کرد. گزارشهای مسابقه نیز بر برتری ۲ بر صفر شاگردان مهدی تارتار و صعود آنها به رده دوم تأکید دارند.
ویسی نیز بعد از مسابقه پذیرفت که سهم پرسپولیس از بازی بیشتر بوده و اشتباه مقابل چنین تیمی معمولاً بدون مجازات باقی نمیماند.
از این منظر، شکست ذوبآهن بیشتر محصول اختلاف کیفیت در لحظات تعیینکننده بود تا یک بازی کاملاً یکطرفه.
استعفای احساسی یا تصمیم حرفهای؟
بحثبرانگیزترین بخش صحبتهای ویسی جایی بود که فشار روانی را دلیل اصلی تصمیم خود دانست.
او گفت یک مربی برای پیاده کردن فلسفه فوتبالیاش به آرامش ذهنی نیاز دارد و وقتی هوادار دائماً انرژی منفی منتقل کند، ادامه کار دشوار میشود. ویسی برای توضیح دیدگاه خود حتی به تجربیات گذشتهاش در استقلال خوزستان و پیکان اشاره کرد و گفت پروژههای فوتبالی به زمان نیاز دارند.
این استدلال از یک جهت قابل فهم است. تغییر مربی در هفته ششم یعنی باشگاه تنها بعد از چند هفته باید وارد پروژه فنی تازهای شود؛ بازیکنانی که با نظر مربی قبلی تمرین کردهاند باید با تفکرات نفر جدید سازگار شوند و برنامه آمادهسازی عملاً از نو تنظیم شود.
از طرف دیگر، سرمربی در فوتبال حرفهای نمیتواند فشار سکوها را متغیری استثنایی بداند. مربی یک باشگاه پرهوادار، مخصوصاً زمانی که نتایج از سطح انتظارات پایینتر باشد، ناگزیر با اعتراض مواجه میشود.
به همین دلیل تصمیم ویسی بیش از آنکه یک استعفای معمولی باشد، به یک اعتراض به فرهنگ بیصبری در فوتبال ایران شباهت دارد.
ویسی اولین قربانی نیمکتهای لیگ شد
گزارشهای منتشرشده پس از بازی از ویسی به عنوان نخستین سرمربی فصل جاری یاد کردهاند که بعد از شروع لیگ از سمت خود کنار کشیده است.
نکته عجیبتر این است که لیگ تنها شش هفته عمر دارد.
در سالهای اخیر عمر کوتاه مربیان به یکی از مشکلات مزمن فوتبال باشگاهی ایران تبدیل شده و فشار مدیریت، هوادار و فضای مجازی میتواند پروژهای چندماهه را پس از چند نتیجه نامطلوب متوقف کند.
خود ویسی نیز دقیقاً همین نکته را مطرح کرد و گفت این سطح از بیتحملی در هفته ششم منطقی نیست.
اما تصمیم او یک تناقض هم ایجاد میکند؛ مربیای که از باشگاهها و هواداران انتظار صبر دارد، خودش نیز پس از نخستین موج جدی اعتراض تصمیم گرفته از تمرینات کنار بکشد. منتقدان میتوانند همین مسئله را مطرح کنند که پایبندی به یک پروژه باید در روزهای سخت معنا پیدا کند، نه فقط زمانی که حمایت عمومی وجود دارد.
آینده ذوبآهن چه میشود؟
در زمان تنظیم این گزارش، اعلام رسمی تازهای از سوی باشگاه ذوبآهن درباره پذیرش استعفای عبدالله ویسی منتشر نشده است. آنچه قطعی است، این است که ویسی گفته در تمرین حاضر نخواهد شد و تصمیم را به مدیریت واگذار کرده است.
مدیران باشگاه اکنون با دو انتخاب دشوار روبهرو هستند.
پذیرش استعفا به معنای آغاز جستوجو برای یک سرمربی جدید در فاصله بسیار کوتاهی از شروع فصل است؛ در حالی که ویسی نیز بخش زیادی از برنامه آمادهسازی و انتخابهای فنی تیم را انجام داده است.
گزینه دوم تلاش برای بازگرداندن سرمربی و آرام کردن فضای هواداری است؛ سناریویی که پس از صحبتهای بسیار صریح ویسی در نشست خبری، آسان نخواهد بود.
بحران ذوبآهن فقط عبدالله ویسی نیست
استعفای ویسی شاید تیتر اصلی شب شکست مقابل پرسپولیس باشد، اما مسئله بزرگتر ذوبآهن را نمیتوان فقط با تغییر سرمربی حلشده دانست.
باشگاه پیش از شروع همین فصل نیز ابتدا سیروس پورموسوی را برای هدایت تیم انتخاب کرد و سپس پیش از آغاز مسابقات، عبدالله ویسی جایگزین او شد. این یعنی ذوبآهن پیش از رسیدن به هفته اول هم یک تغییر مهم روی نیمکت تجربه کرده بود.
حالا کمتر از دو ماه بعد، احتمال دومین تغییر سرمربی مطرح شده است.
برای تیمی که میخواهد از منطقه پایین جدول فاصله بگیرد، ثبات مدیریتی و فنی به اندازه کیفیت سرمربی اهمیت دارد. اگر هر چند هفته یکبار پروژه تازهای آغاز شود، حتی مربی بعدی نیز تضمینی برای تحول فوری نخواهد داشت.
ویسی بعد از شکست مقابل پرسپولیس گفت کنار میرود چون احساس میکند هواداران دیگر او را نمیخواهند. اما سؤال اصلی برای مدیران ذوبآهن اکنون باید فراتر از ماندن یا رفتن یک مربی باشد: آیا مشکل گاندوها با تغییر نیمکت حل میشود، یا باشگاه باید ابتدا دلیل بیثباتی مداوم پروژه فنی خود را پیدا کند؟