تناقض بزرگ در فوتبال ایران؛ اعضای هیئترئیسه به فدراسیونی که خود اداره میکنند اعتماد ندارند؟
حجت کریمی پس از مسابقه تراکتور و گلگهر ادعایی مطرح کرد که بسیار فراتر از اعتراض معمول به یک تصمیم داوری بود. او گفت برای جلوگیری از نتیجهگیری تراکتور «ستادی» تشکیل شده و از مهدی تاج خواست با این جریان برخورد کند. با این حال، کریمی نام افراد یا نهادهای عضو چنین ستادی را اعلام نکرد و مستند مشخصی نیز برای این ادعا ارائه نداد.
تفاوت زیادی میان این دو گزاره وجود دارد که «داور در چند مسابقه به ضرر تراکتور اشتباه کرده» یا اینکه «جریانی سازمانیافته برای جلوگیری از موفقیت تراکتور شکل گرفته است». گزاره دوم ادعایی درباره سلامت ساختار فوتبال است و طبیعتاً به مستندات قویتری نیاز دارد.
مسئله زمانی حساستر میشود که مطرحکننده این ادعا یک مدیر باشگاهی عادی نیست. حجت کریمی از اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال است و در انتخابات اخیر در بخش کارشناسان به این رکن راه یافت. او از تیرماه امسال نیز مدیرعاملی تراکتور را برعهده گرفته است.
بنابراین اگر کریمی واقعاً اطلاعاتی درباره وجود یک جریان سازمانیافته در ساختار فوتبال دارد، انتظار طبیعی این است که این موضوع پیش از هر چیز در همان هیئترئیسهای که خود عضو آن است مطرح، مستندسازی و پیگیری شود.
اسفندیارپور و سؤال جنجالی درباره استقلال ارکان قضایی
در طرف مقابل، محمد اسفندیارپور پس از اتفاقات دیدار گلگهر و تراکتور از زاویه دیگری به فدراسیون حمله کرد.
مدیرعامل گلگهر با اشاره به نحوه برخورد کمیته انضباطی با اتفاقات مسابقه، پرسید آیا باید باور کرد که ارکان قضایی فدراسیون مستقل هستند؟ او از گزارش نماینده فدراسیون، شعارهای ورزشگاه و نحوه واکنش رکن قضایی انتقاد کرد و گفت باشگاه گلگهر فیلم و فایل صوتی در اختیار دارد که به کمیته انضباطی ارائه خواهد کرد.
این انتقاد نیز حق یک باشگاه است. گلگهر میتواند به گزارش ناظر، رفتار حریف یا روند رسیدگی انضباطی اعتراض کند و مستندات خود را از مسیر مقرر ارائه دهد.
اما موقعیت اسفندیارپور یک تفاوت مهم ایجاد میکند. او در انتخابات اسفند ۱۴۰۳ با ۳۱ رأی بهعنوان یکی از دو نماینده باشگاهها در هیئترئیسه فدراسیون فوتبال انتخاب شد. یعنی دقیقاً یکی از وظایف سیاسی و مدیریتی جایگاه او انتقال دغدغه باشگاهها به سطح عالی تصمیمگیری فوتبال است.
به همین دلیل وقتی خود نماینده باشگاهها نسبت به استقلال یک رکن بنیادین فدراسیون ابراز تردید میکند، ماجرا دیگر یک مصاحبه پس از مسابقه نیست؛ این سخن میتواند نشانه وجود یک مسئله عمیقتر در اعتماد درونسازمانی باشد.
اعضای هیئترئیسه تماشاگر فدراسیون نیستند
هیئترئیسه را نمیتوان نهادی بیرون از فدراسیون تصور کرد. همین اعضا در موضوعاتی مانند سیاستگذاری، تصویب تصمیمات کلان، برنامهریزی و نظارت مدیریتی نقش دارند.
حجت کریمی پیشتر نیز در ماجرای معرفی نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی تأکید کرده بود که برخی تصمیمات باید در هیئترئیسه گرفته شود و از اینکه اعضای هیئترئیسه در جریان بعضی تصمیمها قرار نمیگیرند انتقاد کرده بود. او همچنین در خردادماه درباره اجرای مصوبات هیئترئیسه، اجرای آنها را وظیفه دبیرکل دانسته بود.
این مواضع نشان میدهد خود کریمی نیز جایگاه هیئترئیسه را یک رکن واقعی تصمیمگیری میداند، نه یک عنوان تشریفاتی.
از این زاویه، سؤال مهم این است: اگر امروز یک عضو هیئترئیسه معتقد است علیه باشگاهش یک جریان سازمانیافته فعالیت میکند، در جلسات این رکن برای بررسی آن چه اقدامی انجام شده است؟ آیا موضوع در دستور جلسه قرار گرفته؟ آیا گزارش کتبی درخواست شده؟ آیا سازوکار نظارتی به کار افتاده است؟
بدون پاسخ به این سؤالات، اعتراض رسانهای به تنهایی مشکل را حل نمیکند.
یک مرز مهم؛ هیئترئیسه نباید در رأی قضایی دخالت کند
با این حال، مسئولیت هیئترئیسه را نیز نباید با دخالت در پروندههای قضایی اشتباه گرفت.
استقلال کمیته انضباطی، استیناف و سایر ارکان قضایی دقیقاً به این معناست که رئیس فدراسیون یا عضو هیئترئیسه نباید درباره نتیجه یک پرونده دستور بدهد. مسئولان فدراسیون نیز در موارد مشابه بارها تأکید کردهاند که هیئترئیسه امکان اعمال نظر مستقیم در آرای قضایی را ندارد و تعارض منافع در چنین پروندههایی باید جدی گرفته شود.
طبق توضیحاتی که درباره اساسنامه مصوب ۱۳۹۹ ارائه شده، اعضای ارکان مستقل و قضایی در نهایت باید از طریق سازوکار انتخاب مجمع تعیین شوند و هیئترئیسه نیز در فرآیند معرفی نامزدهای واجد شرایط نقش دارد.
بنابراین مطالبه درست از اعضای هیئترئیسه این نیست که برای تراکتور یا گلگهر رأی قضایی مطلوب بگیرند؛ چنین کاری خود نقض استقلال است.
مسئولیت آنها چیز دیگری است: ایجاد و حفاظت از ساختاری که بتوان به استقلال آن اعتماد کرد.
نقد رأی با زیر سؤال بردن استقلال تفاوت دارد
در فوتبال حرفهای، باشگاهها دائماً از آرای انضباطی، تصمیمات داوری یا احکام نقلوانتقالاتی ناراضی میشوند. برای همین نیز سازوکار اعتراض و تجدیدنظر پیشبینی شده است.
اما اینکه یک باشگاه بگوید «این رأی اشتباه است» با اینکه یک عضو ارشد فدراسیون بپرسد «آیا ارکان قضایی مستقل هستند؟» تفاوت جدی دارد.
در حالت اول، اختلاف بر سر یک پرونده است. در حالت دوم، اعتبار خود نهاد داوری مورد سؤال قرار میگیرد.
اگر اسفندیارپور برای تردید خود اسناد مشخصی دارد، اهمیت این اسناد از نتیجه یک بازی بسیار بیشتر است و باید در مسیر رسمی مطرح شوند. اگر چنین اسنادی وجود ندارد، طرح عمومی چنین تردیدی از سوی عضو هیئترئیسه میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و بیاعتمادی به کل فوتبال را افزایش دهد.
همین منطق درباره ادعای «ستاد علیه تراکتور» نیز صادق است.
تعارض نقش؛ مدیر باشگاه یا مدیر فدراسیون؟
اصل حضور مدیران باشگاهها در هیئترئیسه چیز عجیبی نیست؛ اساساً دو کرسی هیئترئیسه برای نمایندگان باشگاهها تعریف شده و اسفندیارپور نیز از همین مسیر انتخاب شده است.
اما همین ساختار یک چالش دائمی ایجاد میکند: مدیر باید بداند در هر لحظه با کدام کلاه سخن میگوید.
مدیرعامل تراکتور طبیعتاً باید از منافع تراکتور دفاع کند و مدیرعامل گلگهر نیز وظیفه دارد حقوق باشگاهش را پیگیری کند. ولی زمانی که همین فرد روی صندلی هیئترئیسه فدراسیون مینشیند، وظیفه او دیگر فقط دفاع از یک باشگاه نیست؛ باید منافع کل فوتبال و اصل برابری رقابت را در نظر بگیرد.
این دو نقش الزاماً غیرقابل جمع نیستند، اما بدون سازوکار شفاف مدیریت تعارض منافع میتوانند دردسرساز شوند.
به همین دلیل نیز در موضوعاتی که مستقیماً به باشگاه عضو هیئترئیسه مربوط میشود، اصل بیطرفی و عدم مداخله اهمیت دوچندان پیدا میکند.
بحران واقعی فوتبال ایران؛ کمبود اعتماد
شاید مهمترین بخش این ماجرا نه تراکتور باشد، نه گلگهر و نه حتی نتیجه مسابقه هفته ششم.
مسئله اصلی اعتماد نهادی است.
فوتبال زمانی قابل اداره است که باشگاه بداند داور بر اساس قوانین تصمیم میگیرد، کمیته انضباطی مستقل رأی میدهد، هیئترئیسه در چارچوب اختیارات خود عمل میکند و برای اعتراض نیز یک مسیر روشن وجود دارد.
وقتی عضو هیئترئیسه از «ستاد علیه یک باشگاه» سخن میگوید و عضو دیگر همان هیئت درباره استقلال رکن قضایی ابراز تردید میکند، ناخواسته این پیام به هوادار منتقل میشود که حتی مدیران درون سیستم نیز به سیستم اطمینان کامل ندارند.
چنین وضعیتی با یک تکذیبیه یا چند مصاحبه برطرف نمیشود.
پاسخ فدراسیون باید شفاف باشد، نه شعاری
اگر ادعای کریمی درباره وجود جریانی علیه تراکتور بیاساس است، فدراسیون باید با بررسی شفاف آن را روشن کند. اگر اسفندیارپور درباره نحوه رسیدگی انضباطی مستنداتی دارد، باید نتیجه بررسی این مدارک مشخص شود.
در مقابل، خود این دو عضو هیئترئیسه نیز باید توضیح دهند که برای حل مشکلات ادعایی از ابزارهای مدیریتی جایگاهشان چه استفادهای کردهاند.
عضویت در هیئترئیسه فقط حق حضور در جلسات و رأی دادن نیست؛ با آن مسئولیت پاسخگویی نیز همراه است.
فوتبال ایران نمیتواند مدلی داشته باشد که مدیران وقتی تصمیمی موافق منافع باشگاهشان است، بخشی از ساختار باشند و وقتی اختلافی ایجاد میشود، همان ساختار را صرفاً از جایگاه یک منتقد خارجی مورد حمله قرار دهند.