جنجال خداداد عزیزی و عالیشاه؛ اصل ماجرای تبریز گم شد؟
دیدار هفته ششم تراکتور و گلگهر مدتها پس از سوت پایان ادامه پیدا کرد. اتفاقاتی که در راهروها و اطراف رختکن ورزشگاه یادگار امام تبریز رخ داد، با انتشار فایلهای صوتی و روایتهای متفاوت به یکی از مهمترین حواشی فصل تبدیل شد و سرانجام کمیته انضباطی نیز به سرعت وارد پرونده شد.
براساس رأی اعلامشده، خداداد عزیزی به دلیل رفتار غیرورزشی و استفاده از الفاظ توهینآمیز، چهار ماه از حضور در ورزشگاههای فوتبال محروم و دو میلیارد تومان جریمه شد. امید عالیشاه نیز چهار مسابقه محروم و به پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان محکوم شد. باشگاه تراکتور نیز به دلیل برخی تخلفات منتسب به تماشاگران جریمه شد.
اما صدور این رأی پایان ماجرا نبود.
تراکتور به حکم خداداد عزیزی اعتراض کرد
باشگاه تراکتور یک روز پس از انتشار رأی اعلام کرد موضوع را از طریق کمیته استیناف دنبال خواهد کرد.
استدلال اصلی باشگاه این است که براساس گزارش ناظر مسابقه، امید عالیشاه نیز مرتکب چند رفتار خلاف مقررات شده و مجازات چهار جلسهای او با حکم چهارماهه خداداد عزیزی تناسب ندارد.
در بیانیه تراکتور آمده که عالیشاه علاوه بر توهین به مدیر تیم، به نیمکت تراکتور و داور مسابقه نیز توهین کرده و باشگاه معتقد است این موارد باید در تعیین مجازات مورد توجه بیشتری قرار میگرفت.
اعتراض به رأی، حق قانونی تراکتور است و کمیته استیناف نیز دقیقاً برای بررسی چنین اعتراضهایی وجود دارد.
بنابراین نفس اعتراض باشگاه به میزان محرومیت خداداد عزیزی اتفاق غیرطبیعی یا خارج از چارچوبی نیست.
بحث از جایی پیچیدهتر میشود که دفاع از حکم انضباطی به موضوع ضبط و انتشار فایل صوتی گره میخورد.
تراکتور درباره فایل صوتی خداداد چه گفت؟
رسانه رسمی باشگاه تراکتور پیش از صدور رأی، فایل صوتی منتشرشده از اتفاقات پس از مسابقه را «گزینششده و تحریفشده» توصیف کرده و مدعی شده بود ضبط صدا بدون مجوز انجام شده است.
باشگاه همچنین احتمال پیگیری حقوقی موضوع از منظر حریم خصوصی و انتشار غیرمجاز محتوا را مطرح کرد.
این ادعا از نظر حقوقی موضوع مستقلی است.
اینکه ضبط یک مکالمه مشخص در آن موقعیت و انتشار آن مطابق قانون بوده یا خیر، موضوعی است که در صورت شکایت باید توسط مرجع صالح بررسی شود؛ نه رسانه و نه باشگاه به تنهایی نمیتوانند درباره قانونی یا غیرقانونی بودن قطعی آن حکم بدهند.
اما حتی اگر درباره شیوه ضبط و انتشار پرسش حقوقی وجود داشته باشد، این مسئله لزوماً اصل رفتار رخداده را از دستور کار خارج نمیکند.
در واقع با دو پرونده جداگانه روبهرو هستیم: یک پرونده درباره رفتار افراد حاضر در ورزشگاه و پروندهای احتمالی درباره نحوه ثبت و انتشار محتوا.
یکی الزاماً دیگری را خنثی نمیکند.
حرفهای حجت کریمی چرا خبرساز شد؟
جنجال بعدی زمانی شکل گرفت که حجت کریمی، مدیرعامل تراکتور، در برنامه تلویزیونی درباره همین پرونده صحبت کرد.
او درباره انتشار فایل صوتی گفت کسی که فایل را ضبط و منتشر کرده باید به آبروی فرد موردنظر هم فکر میکرد و استدلال کرد اگر مسئله مستقیماً به باشگاه منتقل میشد، امکان برخورد داخلی وجود داشت.
کریمی همچنین جملهای درباره گفتوگوی خود با شجاع خلیلزاده مطرح کرد که خیلی زود در شبکههای اجتماعی خبرساز شد. براساس روایت اولیه، اینگونه برداشت شد که کاپیتان تراکتور از مدیرعامل پرسیده چرا اجازه نداده است هواداران علیه حریف شعار دهند.
اما باشگاه تراکتور خیلی زود توضیح تکمیلی منتشر کرد و این برداشت را نادرست دانست.
توضیح تراکتور درباره حرف شجاع خلیلزاده
باشگاه در اطلاعیه رسمی خود اعلام کرد منظور شجاع خلیلزاده مخالفت با کنترل سکوها نبوده است.
طبق توضیح تراکتور، خلیلزاده گلایه کرده بود که باشگاه برای کنترل هواداران جلسه گذاشته و تلاش کرده از رفتار توهینآمیز جلوگیری کند، اما از نگاه او چنین حساسیتی باید نسبت به رفتار بازیکن حریف نیز وجود میداشت.
باشگاه تأکید کرد منظور کاپیتان تیم این بوده که حفظ احترام نباید یکطرفه باشد.
این توضیح تفاوت مهمی ایجاد میکند و بنابراین نسبت دادن حمایت از فحاشی هواداران به شجاع خلیلزاده، با توجه به توضیح رسمی بعدی باشگاه، منصفانه نیست.
اما همچنان بخش دیگری از صحبتهای مدیرعامل تراکتور محل بحث باقی میماند: تمرکز زیاد بر فردی که اتفاقات را ضبط و منتشر کرده است.
اصل ماجرا رفتار است یا رسانهای شدن آن؟
این دقیقاً نقطهای است که پرونده تراکتور و گلگهر از یک دعوای فوتبالی فراتر میرود.
یک باشگاه میتواند همزمان دو موضع داشته باشد: اول اینکه از حقوق یکی از اعضای خود درباره نحوه ضبط یا انتشار یک فایل دفاع کند و دوم اینکه رفتار نامناسب همان فرد را نیز نقد کند.
این دو با یکدیگر تناقض ندارند.
اما اگر بخش عمده دفاعیات عمومی روی این سؤال متمرکز شود که «چرا فایل ضبط و منتشر شد؟»، این خطر وجود دارد که مسئله اصلی یعنی دلیل صدور رأی انضباطی به حاشیه برود.
کمیته انضباطی حکم خود را نه برای رسانهای شدن ماجرا، بلکه براساس رفتارهایی صادر کرده که طبق گزارش ناظر و مستندات پرونده احراز شده است. در گزارشهای منتشرشده از رأی نیز تأکید شده اسناد مسابقه، گزارش ناظر و سایر قرائن مورد بررسی قرار گرفتهاند.
بنابراین حتی بدون ورود به بحث درباره منشأ فایل صوتی، پرونده انضباطی مسیر مستقلی داشته است.
خود خداداد عزیزی چه واکنشی نشان داد؟
خداداد عزیزی نیز بعد از انتشار فایل، اصل وقوع درگیری لفظی را صرفاً انکار نکرد.
او در روایت خود مدعی شد امید عالیشاه ابتدا به او توهین کرده و خودش نیز در پاسخ، با الفاظ بسیار تند واکنش نشان داده است.
این نکته مهم است، زیرا اختلاف اصلی اکنون بیشتر درباره شروع درگیری، میزان تقصیر هر طرف و تناسب مجازاتها است تا اصل وجود یک مشاجره شدید.
همین مسئله نیز استدلال تراکتور در پرونده استیناف را تشکیل میدهد؛ باشگاه میگوید رفتار طرف مقابل در شکلگیری حادثه باید وزن بیشتری در مجازاتها داشته باشد.
کمیته استیناف نهایتاً باید درباره این بخش تصمیم بگیرد.
رسانه باید تخلف را ببیند یا از آن عبور کند؟
در چنین پروندههایی، نقش رسانه حساس است.
رسانه نباید با انتشار گزینشی محتوا، فردی را پیش از رسیدگی رسمی محکوم کند؛ همانطور که باید اصل صحت فایل، زمینه وقوع اتفاق و روایت طرفهای مختلف را نیز بررسی کند.
اما در مقابل، انتظار اینکه رسانه صرفاً به دلیل نام و سابقه یک چهره مشهور از انتشار یک اتفاق مهم فوتبالی صرفنظر کند نیز با وظیفه اطلاعرسانی سازگار نیست.
بهخصوص زمانی که موضوع به رفتار اعضای رسمی باشگاهها در یک مسابقه حرفهای مربوط است و کمیته انضباطی فدراسیون نیز همان اتفاق را موضوع رسیدگی قرار داده است.
رسانه میتواند درباره روش ضبط پرسش داشته باشد و همزمان درباره محتوای رفتار نیز گزارش بدهد.
تقلیل تمام پرونده به «چه کسی ضبط کرد؟» همان اندازه ناقص است که نادیده گرفتن حقوق افراد در شیوه انتشار فایل ناقص خواهد بود.
فوتبال ایران به یک استاندارد واحد نیاز دارد
فراتر از تراکتور، خداداد عزیزی یا امید عالیشاه، اتفاقات هفته ششم یک مسئله قدیمی فوتبال ایران را دوباره آشکار کرد: برخورد با بیاخلاقی نباید تابع نام باشگاه یا محبوبیت افراد باشد.
اگر عالیشاه مرتکب تخلف شده، باید براساس مقررات پاسخگو باشد؛ همانطور که خداداد عزیزی نیز باید درباره رفتار خود پاسخ بدهد. کمیته انضباطی هر دو را محکوم کرده و تراکتور نیز حق دارد نسبت به تناسب احکام اعتراض کند.
اما دفاع سازمانی زمانی مؤثرتر است که مرز میان «دفاع حقوقی از عضو باشگاه» و «توجیه رفتار او» روشن باقی بماند.
مدیران باشگاهها بیش از هر کس دیگری میتوانند این پیام را به بازیکنان، مربیان و هواداران منتقل کنند که پیروزی و شکست هیچکدام مجوز عبور از مرزهای رفتاری نیست.
پرونده تبریز هنوز بسته نشده است
تا چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ آخرین وضعیت رسمی این است که تراکتور نسبت به محرومیت خداداد عزیزی اعتراض کرده و پرونده را به کمیته استیناف میبرد؛ هنوز تصمیم تازهای از استیناف درباره تغییر یا تأیید حکم منتشر نشده است.
ممکن است رأی چهارماهه کاهش پیدا کند، تأیید شود یا بخشهایی از پرونده با ارزیابی متفاوت مواجه شود. این بخش در اختیار مرجع انضباطی است.
اما صرفنظر از نتیجه استیناف، حاشیه تبریز یک درس روشن برای فوتبال ایران دارد: اگر اتفاقی نادرست رخ داده باشد، پرسیدن اینکه چه کسی آن را ثبت کرده نباید جای پرسیدن این سؤال را بگیرد که چرا اساساً آن رفتار رخ داده است.
همان تعبیر قدیمی ادبیات فارسی شاید بهترین جمعبندی باشد: «آینه چون نقش تو بنمود راست، خود شکن، آیینه شکستن خطاست.»
در فوتبال حرفهای، راه کاهش حاشیه نه خاموش کردن آینه، بلکه کم کردن اتفاقاتی است که دیدن تصویرشان برای همه ناخوشایند است.