تراکتور به جای یک «ببخشید» چند بیانیه داد؛ بحران خداداد عزیزی چرا بزرگتر شد؟
حاشیه دیدار تراکتور و گلگهر دیگر فقط درباره یک مشاجره فوتبالی نیست. این پرونده در چند روز گذشته به نمونهای از نحوه مدیریت بحران در فوتبال ایران تبدیل شده است؛ جایی که یک اتفاق نامناسب میتواند با چند واکنش نسنجیده، از اصل خود بزرگتر شود.
کمیته انضباطی سرانجام خداداد عزیزی را چهار ماه از همراهی تیم و حضور در ورزشگاهها محروم و دو میلیارد تومان جریمه کرد. امید عالیشاه نیز چهار جلسه محروم و ۵۰۰ میلیون تومان جریمه شد. تراکتور هم اعلام کرد نسبت به رأی خداداد اعتراض دارد و پرونده را به کمیته استیناف خواهد برد.
اعتراض حقوقی حق باشگاه است. مشکل اما جایی دیگر شکل گرفت؛ در شیوهای که بحران برای افکار عمومی روایت شد.
فایل صوتی خداداد؛ «تقطیع شده» اما اصل فحاشی چه؟
باشگاه تراکتور پس از انتشار فایل صوتی خداداد عزیزی، در بیانیه رسمی خود اعلام کرد فایل بهصورت «گزینشی و تحریفشده» منتشر شده و حتی موضوع ضبط و انتشار آن را از منظر حقوقی و امنیتی قابل پیگیری دانست.
این ادعا البته میتواند در مراجع قانونی بررسی شود. اگر فایلی واقعاً دستکاری شده، باشگاه حق دارد نسخه کامل یا مستندات خود را ارائه و پیگیری کند.
اما مسئله مهم این است که تراکتور تا این لحظه توضیح عمومی روشنی نداده که کدام بخش فایل تغییر کرده و این تغییر دقیقاً چگونه معنای الفاظ شنیدهشده را عوض میکند. حتی برخی رسانهها نیز همین پرسش را مطرح کردهاند.
مهمتر اینکه خود خداداد عزیزی نیز بعدتر اصل پاسخ تند خود را انکار نکرد و گفت طرف مقابل به او فحاشی کرده و او نیز پاسخ داده است. بنابراین بحث دیگر صرفاً درباره «انتساب یک فایل ناشناس» نیست.
طعنه به اینکه در عصر هوش مصنوعی میشد گفت کل فایل ساختگی است، شاید برای متن طنز جذاب باشد؛ اما واقعیت پرونده این است که باشگاه تراکتور چنین ادعایی نکرده است. موضع رسمی باشگاه «تقطیع، گزینش و تحریف» بوده، نه جعل کامل فایل با هوش مصنوعی.
حسننژاد و ادامه خط دفاعی تراکتور
محمدحسننژاد، سخنگوی هیئتمدیره تراکتور نیز در گفتوگوهای رسانهای وارد دفاع از خداداد شد و حتی او را چهرهای توصیف کرد که برای دفاع از باشگاه حاضر به هزینه دادن شده است. گزارشهای برنامه فوتبال ۳۶۰ نیز نشان میدهد او موضعی کاملاً حمایتی نسبت به مدیر تیم داشته است.
اینجا همان نقطهای است که مدیریت رسانهای اهمیت پیدا میکند.
وظیفه سخنگو فقط دفاع از مجموعه نیست؛ گاهی مهمترین وظیفه او جلوگیری از بیشتر شدن خسارت است.
زمانی که یک فایل صوتی با محتوای آشکاراً نامناسب منتشر شده و خود فرد نیز اصل درگیری لفظی را پذیرفته، شاید دفاع مؤثرتر این باشد که باشگاه بگوید رفتار رخداده مورد تأیید ما نیست، شرایط مسابقه باعث از دست رفتن کنترل شده، موضوع داخلی بررسی خواهد شد و بابت آن از جامعه فوتبال عذرخواهی میکنیم.
این موضع نه حق اعتراض به رفتار احتمالی عالیشاه را از بین میبرد و نه حق استیناف درباره حکم خداداد را.
جمله حجت کریمی؛ بحرانی که به توضیح دوم نیاز پیدا کرد
سپس نوبت حجت کریمی، مدیرعامل تراکتور رسید.
او در برنامه تلویزیونی در دفاع از نحوه مدیریت سکوها، از گلایه شجاع خلیلزاده صحبت کرد. روایت اولیه از حرفهای کریمی این برداشت را ایجاد کرد که خلیلزاده پرسیده چرا اجازه داده نشده هواداران واکنش شدیدتری به بازیکن حریف نشان دهند. همین جمله به سرعت در رسانهها بازتاب پیدا کرد.
باشگاه تراکتور بلافاصله مجبور شد بیانیه دیگری منتشر کند.
در توضیح رسمی گفته شد منظور شجاع این بوده که چرا باشگاه برای حفظ احترام و کنترل هواداران تلاش کرده، اما از نظر او بازیکن حریف به همان اندازه به رعایت اخلاق ملزم نشده است. بنابراین باشگاه صراحتاً برداشت مربوط به حمایت خلیلزاده از فحاشی را رد کرد.
این توضیح باید پذیرفته شود و منصفانه نیست جملهای را که باشگاه درباره آن شفافسازی کرده، به شکلی قطعی علیه خلیلزاده استفاده کرد.
اما از زاویه مدیریت بحران یک سؤال باقی میماند: چرا مدیرعامل باشگاه در اوج یک بحران رسانهای باید جملهای را به شکلی بیان کند که ۱۲ ساعت بعد نیازمند بیانیه توضیحی تازه شود؟
یک سخنگوی حرفهای دقیقاً برای همین لحظههاست؛ برای اینکه مدیران، بازیکنان و چهرههای تیم در اوج هیجان وارد گفتوگوهای چندلایهای نشوند که هر جمله آن خوراک یک حاشیه تازه شود.
پوزش چه چیزی از تراکتور کم میکرد؟
این شاید مهمترین سؤال کل پرونده باشد.
فرض کنیم روایت تراکتور درباره شروع درگیری کاملاً درست باشد. فرض کنیم امید عالیشاه ابتدا توهین کرده باشد؛ باشگاه نیز دقیقاً همین ادعا را مبنای اعتراض خود به رأی قرار داده و گفته طبق گزارش ناظر، عالیشاه سه تخلف داشته است.
حتی در این صورت، آیا یک عذرخواهی بابت الفاظ خداداد به معنای مقصر دانستن صددرصدی تراکتور بود؟
خیر.
باشگاه میتوانست همزمان بگوید:
رفتار عالیشاه را پیگیری میکنیم؛ به حکم صادرشده اعتراض داریم؛ اما ادبیات بهکاررفته از سوی مدیر تیم ما نیز مورد تأیید باشگاه نیست و بابت آن از هواداران فوتبال عذرخواهی میکنیم.
تمام.
چنین متنی احتمالاً بخش بزرگی از فشار افکار عمومی را کم میکرد.
در عوض، هر بار یک موضوع فرعی به متن اضافه شد: چه کسی ضبط کرد؟ چرا منتشر کرد؟ چرا آبروی فرد را برد؟ فایل تقطیع شده؟ چرا رسانهها چنین برداشت کردند؟ چرا حکم چهار ماه است؟
هر کدام از این پرسشها ممکن است به خودی خود قابل بحث باشند، اما کنار هم این تصویر را ساختهاند که باشگاه پیش از پذیرش سهم خود در ماجرا، به دنبال یافتن مقصر در بیرون از مجموعه است.
واکنش خود خداداد نیز آتش را خاموش نکرد
خداداد عزیزی پس از حکم کمیته انضباطی نیز رویکردی عذرخواهانه انتخاب نکرد.
او در ویدیویی با کنایه به محرومیت چهارماهه خود گفت به زمین چمن میرود و امیدوار است کسی «صدای قدمهایش» را ضبط نکند؛ واکنشی که عملاً دوباره ماجرای فایل صوتی را به مرکز توجه بازگرداند.
همین امروز نیز رسانهها به این نکته پرداختهاند که خداداد به جای عذرخواهی، همچنان بر دفاع از رفتار خود تأکید دارد.
این دقیقاً همان جایی است که باشگاه باید نقش کنترلکننده داشته باشد.
یک مدیر رسانهای حرفهای در چنین شرایطی تلاش میکند تعداد مصاحبهها را کاهش دهد، افراد مرتبط را از واکنشهای لحظهای دور نگه دارد و تنها یک موضع رسمی، دقیق و حسابشده از باشگاه منتشر شود.
در تراکتور برعکس، چند صدا همزمان شنیده شد و هر صدا بخشی تازه به بحران اضافه کرد.
بحران رسانهای چگونه باید مدیریت میشد؟
اصل کلاسیک مدیریت بحران ساده است: اول واقعیت را بپذیر، بعد توضیح بده، سپس از حق خود دفاع کن.
اگر ترتیب برعکس شود، دفاع خیلی زود شبیه توجیه دیده میشود.
تراکتور میتوانست از همان روز نخست سه خط اصلی داشته باشد:
نخست، محکوم کردن هرگونه توهین از سوی هر دو طرف؛ دوم، عذرخواهی بابت رفتار عضو رسمی خود؛ سوم، اعلام پیگیری حقوقی تخلفات احتمالی گلگهر و اعتراض به ضبط یا انتشار غیرقانونی فایل.
در این صورت هیچ حقی نیز از باشگاه سلب نمیشد.
اما وقتی اولین واکنش برجسته، اعتراض به فایل و انتشار آن باشد، طبیعی است افکار عمومی بپرسد چرا موضوع اصلی یعنی محتوای همان فایل در اولویت دوم قرار گرفته است.
«توجیه» یا «پوزش»؛ انتخابی که هنوز ممکن است
پرونده از نظر حقوقی هنوز تمام نشده است. تراکتور به کمیته استیناف رفته و ممکن است محرومیت خداداد کاهش یابد، تغییر کند یا تأیید شود.
اما پرونده افکار عمومی با رأی استیناف بسته نمیشود.
حتی اگر ثابت شود عالیشاه آغازگر درگیری بوده، هیچیک از آنها کیفیت الفاظ منتشرشده را تغییر نمیدهد. همانطور که تخلف یک طرف، مجوز تخلف طرف دیگر نیست.
شاید بهترین جمعبندی همان جملهای باشد که در متن اولیه آمده بود:
صد بار «توجیه» کردی و دیدی ثمرش را؛ «پوزش» چه بدی داشت که یکبار نکردی؟
برای باشگاهی بزرگ مثل تراکتور، عذرخواهی نشانه ضعف نیست. برعکس، میتواند نشانه آن باشد که باشگاه آنقدر بزرگ هست که خطای یکی از اعضای خود را بپذیرد، بدون اینکه حق دفاع قانونی از او را کنار بگذارد.
در مدیریت حرفهای، گاهی یک «ببخشید» بیشتر از ده بیانیه، سه مصاحبه و یک پرونده حقوقی میتواند یک بحران را تمام کند.