قطعنامه ضدایرانی شورای حکام تصویب شد؛ پرونده هستهای ایران دوباره به شورای امنیت رفت / تهران، مسکو و پکن: مبنای حقوقی ندارد
قطعنامه در شورای ۳۵ عضوی حکام با ۲۳ رأی موافق، سه رأی مخالف و هشت رأی ممتنع تصویب شد و یک عضو نیز در رأیگیری شرکت نکرد. روسیه، چین و نیجر سه کشوری بودند که مستقیماً به متن پیشنهادی غرب رأی منفی دادند.
این میزان حمایت برای تصویب قطعنامه کافی بود، اما عدم اجماع کامل نیز شکاف جدی میان اعضای آژانس درباره نحوه برخورد با پرونده ایران را نشان میدهد.
متن قطعنامه از مدیرکل آژانس میخواهد قطعنامه جدید، قطعنامههای قبلی مرتبط و آخرین گزارش خود درباره ایران را به تمام اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل ارسال کند. به این ترتیب، موضوع از سطح فنی شورای حکام وارد مرحله سیاسی مهمتری در نیویورک میشود.
آیا پرونده ایران رسماً به شورای امنیت ارجاع شد؟
از نظر رویه آژانس، پاسخ مثبت است.
اساسنامه آژانس در ماده XII.C پیشبینی کرده است که در صورت تشخیص عدم پایبندی یک کشور به تعهدات پادمانی، شورای حکام میتواند موضوع را به شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش کند. بنابراین رأی چهارشنبه صرفاً یک بیانیه سیاسی یا محکومیت لفظی نیست و یک اثر حقوقی ـ نهادی مشخص دارد.
با این حال، ارجاع به شورای امنیت به معنای تصویب خودکار تحریم یا اقدام تنبیهی تازه نیست.
شورای امنیت باید درباره هر اقدام بعدی جداگانه تصمیم بگیرد و روسیه و چین، دو عضو دائم دارای حق وتو، با قطعنامه شورای حکام مخالف بودهاند. رویترز نیز گزارش داده است که همین مسئله احتمال تصویب اقدام الزامآور تازه علیه ایران در شورای امنیت را محدود میکند.
بنابراین از نظر سیاسی، ارجاع پرونده یک تشدید فشار محسوب میشود، اما نتیجه نهایی آن در شورای امنیت از پیش تعیینشده نیست.
چرا آمریکا و اروپا این قطعنامه را مطرح کردند؟
کشورهای بانی قطعنامه میگویند موضوع اصلی به اجرای توافق پادمانی ایران با آژانس برمیگردد.
شورای حکام در ژوئن ۲۰۲۵ ایران را به دلیل حلنشدن پرسشها درباره آثار اورانیوم در چند مکان اعلامنشده در وضعیت «عدم پایبندی» قرار داد. قطعنامه تازه، ادامه همان فرآیند و گام لازم برای گزارش رسمی آن تصمیم به شورای امنیت محسوب میشود.
موضوع دیگری که طی ماههای بعد به اختلاف اضافه شده، دسترسی بازرسان آژانس به تأسیسات هستهای آسیبدیده در حملات نظامی است.
آژانس میگوید پس از حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در سال ۲۰۲۵، امکان دسترسی مستمر به شماری از سایتهای کلیدی و راستیآزمایی موجودی مواد هستهای را از دست داده است. تهران در مقابل میگوید حملات نظامی و شرایط امنیتی ایجادشده امکان اجرای عادی بازرسیها را مختل کرده است.
اختلاف بر سر ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی
یکی از محورهای اصلی نگرانی آژانس، وضعیت ذخیره اورانیوم غنیشده ایران است.
طبق آخرین برآوردی که پیش از از دست رفتن دسترسی کامل انجام شده، ایران حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد در اختیار داشته است. این سطح از غنیسازی بسیار بالاتر از نیاز معمول نیروگاههای هستهای است و به همین دلیل برای آژانس و کشورهای غربی حساسیت ویژه دارد.
در عین حال، این نکته مهم است که گزارشهای آژانس به معنای تأیید ساخت سلاح هستهای توسط ایران نیستند. ایران همواره تأکید کرده برنامه هستهای خود را برای اهداف صلحآمیز دنبال میکند و تولید سلاح هستهای را رد کرده است.
اختلاف اصلی اکنون بر سر توان آژانس برای راستیآزمایی این ادعا، تعیین دقیق محل و میزان مواد هستهای و پاسخ به پرسشهای قدیمی پادمانی است.
واکنش ایران، روسیه و چین؛ «ارجاع فاقد مبنای حقوقی است»
پیش از رأیگیری، ایران، روسیه و چین در بیانیه مشترکی از اعضای شورای حکام خواستند از قطعنامه حمایت نکنند.
سه کشور استدلال کردند ارجاع موضوع ایران به شورای امنیت در شرایط فعلی «فاقد مبنای حقوقی» است و بیش از آنکه به حل اختلاف کمک کند، باعث افزایش فشار و پیچیدهتر شدن مسیر دیپلماسی خواهد شد.
آنها همچنین بانیان قطعنامه را متهم کردند که در متن پیشنهادی خود نقش حملات نظامی به تأسیسات هستهای تحت پادمان ایران را نادیده گرفتهاند.
از نگاه تهران، مسکو و پکن، حملات نظامی عامل اصلی ایجاد شرایطی است که اکنون بازرسیهای آژانس را دشوار کرده و نباید پیامد آن بهعنوان عدم همکاری صرف ایران تفسیر شود.
در مقابل، طرفهای غربی میگویند مسائل پادمانی مورد بحث آژانس عمدتاً پیش از جنگ و حملات به تأسیسات هستهای شکل گرفته و به پرسشهای چندساله درباره مواد هستهای در مکانهای اعلامنشده مربوط است.
ماجرای اسنپبک؛ اختلاف حقوقی هنوز تمام نشده است
بخش مهم دیگری از بیانیه ایران، روسیه و چین به قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و سازوکار موسوم به «اسنپبک» مربوط است.
تهران، مسکو و پکن معتقدند اقدام انگلیس، فرانسه و آلمان برای فعال کردن اسنپبک در سال ۲۰۲۵ از نظر حقوقی و رویهای معتبر نبوده و تمام مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ مطابق زمانبندی اولیه در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ خاتمه یافته است. این موضع در نامه رسمی سه کشور به سازمان ملل نیز ثبت شده است.
اما کشورهای اروپایی این تفسیر را کاملاً رد میکنند.
انگلیس، فرانسه و آلمان میگویند اسنپبک را پیش از تاریخ پایان قطعنامه و طبق سازوکار مندرج در ۲۲۳۱ فعال کردهاند و در نتیجه تحریمهای پیشین شورای امنیت در سپتامبر ۲۰۲۵ دوباره برقرار شده است. اسناد سازمان ملل نیز نشان میدهد دبیرخانه پس از فرآیند اسنپبک، سازوکارهای مربوط به تحریمهای قبلی را دوباره فعال کرده است.
بنابراین برخلاف برخی روایتها، وضعیت ۲۲۳۱ از نظر سیاسی و حقوقی موضوعی مورد مناقشه است و نمیتوان موضع یکی از دو طرف را بهعنوان نظر مورد قبول همه اعضای سازمان ملل معرفی کرد.
حملات به تأسیسات هستهای چگونه معادله را تغییر داد؟
پرونده هستهای ایران دیگر در شرایط عادی پیش از جنگ بررسی نمیشود.
آژانس در گزارش رسمی خود تأیید کرده که پس از حملات نظامی ژوئن ۲۰۲۵، فعالیتهای راستیآزمایی در ایران متوقف و بازرسان برای مدتی به دلایل امنیتی از کشور خارج شدند. پس از آن نیز دسترسی به بسیاری از تأسیسات آسیبدیده برقرار نشد.
همزمان درگیری نظامی میان ایران و آمریکا در ماههای اخیر ادامه یافته و تنها در روزهای اخیر حملات متقابل به شناورها و اهداف منطقهای بار دیگر شدت گرفته است.
این شرایط باعث شده پرونده هستهای بیش از گذشته با بحران امنیتی منطقه گره بخورد؛ وضعیتی که کار آژانس برای بازرسی فنی را دشوارتر و تصمیمات شورای حکام را سیاسیتر کرده است.
همکاری ایران با آژانس ادامه پیدا میکند؟
ایران، روسیه و چین در بیانیه خود بر این نکته تأکید کردهاند که تهران همچنان عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است و قصد دارد همکاری پادمانی را در چارچوب شرایط امنیتی ادامه دهد.
در این بیانیه همچنین به موافقت ایران با درخواست دسترسی به نیروگاه هستهای بوشهر در اواسط سپتامبر ۲۰۲۶ اشاره شده و سه کشور آن را نشانه ادامه تعامل ایران و آژانس دانستهاند.
با این حال، مسئله اصلی آژانس فقط بوشهر نیست. بازرسان به دنبال بازگرداندن امکان راستیآزمایی کامل مواد و تأسیسات هستهای، بهویژه سایتهایی هستند که در حملات آسیب دیدهاند.
از این رو، نحوه واکنش عملی تهران به قطعنامه میتواند تعیین کند تنش در ماههای آینده کاهش مییابد یا وارد مرحله تازهای میشود.
قطعنامه جدید چه پیامدی برای ایران دارد؟
در کوتاهمدت سه پیامد مهم قابل تصور است.
نخست، افزایش فشار دیپلماتیک است. بازگشت رسمی پرونده ایران به شورای امنیت بعد از حدود ۲۰ سال، از نظر نمادین اتفاق مهمی محسوب میشود و میتواند فضای مذاکرات احتمالی را تحت تأثیر قرار دهد.
دوم، احتمال افزایش فشارهای اقتصادی و تحریمی از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی است. انگلیس نیز همین هفته مقررات تازهای برای تشدید محدودیتهای اقتصادی مرتبط با برنامه هستهای ایران منتشر کرده است.
سوم، خطر کاهش بیشتر همکاری تهران با آژانس است. ایران پیش از رأیگیری هشدار داده بود تصویب قطعنامه بیپاسخ نخواهد ماند، هرچند واکنش اولیه نمایندگی ایران پس از رأیگیری جزئیات اقدام متقابل مشخصی ارائه نکرد.
پرونده هستهای ایران وارد مرحلهای حساستر شد
رأی چهارشنبه شورای حکام را نمیتوان صرفاً یکی دیگر از قطعنامههای معمول آژانس دانست. این بار شورا از مرحله درخواست همکاری فراتر رفته و تصمیم گرفته موضوع عدم پایبندی مورد ادعای آژانس را رسماً به شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش کند.
با این حال، پرونده از نظر سیاسی بهشدت دوقطبی است. آمریکا و سه کشور اروپایی میگویند آژانس باید بتواند درباره تمام مواد و فعالیتهای هستهای ایران اطمینان ایجاد کند؛ ایران، روسیه و چین نیز معتقدند غرب با نادیده گرفتن حملات نظامی و شرایط امنیتی، سازوکارهای فنی آژانس را به ابزار فشار سیاسی تبدیل کرده است.
در نتیجه تصویب قطعنامه پایان پرونده نیست، بلکه آغاز مرحله تازهای از تقابل دیپلماتیک است.
اکنون نگاهها از وین به نیویورک منتقل میشود؛ جایی که شورای امنیت باید با پروندهای روبهرو شود که نهفقط پنج عضو دائم آن بر سر نحوه برخورد با ایران اختلاف جدی دارند، بلکه جنگ و حملات به تأسیسات هستهای نیز معادله فنی آژانس را به یکی از پیچیدهترین پروندههای امنیتی جهان تبدیل کرده است.