حکم ۴ماهه خداداد عزیزی کافی است؟ یک پرونده و پرسش بزرگ درباره سقوط اخلاق در فوتبال ایران
دیدار هفته ششم تراکتور و گلگهر در ورزشگاه یادگار امام تبریز با تنشهای زیادی همراه شد و درگیری لفظی خداداد عزیزی و امید عالیشاه پس از پایان مسابقه نیز ادامه پیدا کرد. باشگاه گلگهر اعلام کرد مستنداتی از توهینهای شدید عزیزی در اختیار دارد و خواستار برخورد انضباطی شد. کمیته انضباطی نیز یک روز بعد برای مدیر تیم تراکتور ابلاغیه صادر کرد و ۴۸ ساعت برای ارائه دفاعیات فرصت داد.
سرانجام در ۱۶ شهریور رأی صادر شد. خداداد عزیزی بابت بدرفتاری، استفاده از الفاظ موهن و رفتار غیرورزشی به چهار ماه محرومیت از حضور در ورزشگاههای فوتبال کشور و پرداخت دو میلیارد تومان جریمه محکوم شد. امید عالیشاه نیز چهار مسابقه محروم و ۵۰۰ میلیون تومان جریمه شد. باشگاه تراکتور بابت شعارهای موهن تماشاگران، استفاده از مواد محترقه و مسائل مربوط به تعداد بلیت و تماشاگر یک میلیارد تومان و گلگهر نیز بابت سوءرفتار تیمی ناشی از پنج اخطار ۲۰ میلیون تومان جریمه شدند.
از این جهت نمیتوان گفت کمیته انضباطی فقط یک طرف پرونده را مجازات کرده است؛ تخلفهای منتسب به عالیشاه نیز در رأی مورد رسیدگی قرار گرفت و برای او محرومیت قابل توجهی صادر شد.
پنج سابقه قبلی؛ عددی که اصل ماجرا را تغییر میدهد
اما مهمترین بخش رأی شاید مبلغ دو میلیارد تومان یا چهار ماه محرومیت نباشد.
در مستندات منتشرشده از حکم تأکید شده خداداد عزیزی از زمان حضور در سمت سرپرستی تراکتور پنج سابقه محکومیت انضباطی داشته است و همین سابقه به عنوان یکی از دلایل تشدید مجازات جدید در نظر گرفته شده است.
اینجا دقیقاً همان جایی است که بحث از یک عصبانیت چنددقیقهای فراتر میرود.
اگر یک مدیر تیم با وجود چند محکومیت قبلی باز هم وارد پروندهای تازه با چنین ابعادی میشود، باید پرسید احکام قبلی چه میزان بازدارندگی داشتهاند؟ فلسفه مجازات انضباطی فقط تنبیه یک تخلف گذشته نیست؛ هدف اصلی این است که تکرار تخلف برای فرد و دیگران پرهزینه شود.
وقتی تکرار اتفاق نشان میدهد این هدف محقق نشده، طبیعی است انتقادها از میزان و نوع مجازات بالا بگیرد.
سرعت کمیته انضباطی قابل دفاع بود؛ اما چرا دیر؟
یکی از نکات مثبت این پرونده سرعت رسیدگی است.
اتفاقات مسابقه در ۱۴ شهریور رخ داد، کمیته انضباطی ۱۵ شهریور برای عزیزی ابلاغیه فرستاد و حکم در ۱۶ شهریور اعلام شد. برای فوتبال ایران که برخی پروندهها هفتهها در رفتوآمد میان کمیتههای مختلف باقی میمانند، این سرعت میتواند یک الگوی مناسب باشد.
با این حال حتی در رسانهها نیز بحثی شکل گرفته که این حکم «سریع اما دیر» بوده است؛ نه دیر از نظر تعداد روزهای رسیدگی به همین پرونده، بلکه دیر از این منظر که تنشها و رفتارهای مشابه در سالهای قبل بارها دیده شده و برخوردها نتوانستهاند یک استاندارد پایدار بسازند.
اگر اولین واکنش جدی زمانی اتفاق بیفتد که یک فایل صوتی به صورت گسترده منتشر شده و افکار عمومی به شدت واکنش نشان داده است، این سؤال باقی میماند که آیا ساختار انضباطی فوتبال باید پیش از رسیدن پروندهها به این نقطه فعالتر میشد؟
دفاع خداداد از رفتارش؛ زنگ خطری مهمتر از خود فایل
مسئله فقط انتشار یک فایل نیست.
عزیزی پس از مطرح شدن این پرونده اصل پاسخ تند خود را انکار نکرد. او در واکنش رسانهای گفت اگر کسی به او توهین کند، پاسخ شدیدتری خواهد داد و مدعی شد ابتدا از سوی طرف مقابل به او توهین شده است.
این بخش اهمیت زیادی دارد.
حتی اگر فرض کنیم ادعای او درباره آغاز درگیری از سوی طرف مقابل درست باشد، ساختار ورزش حرفهای دقیقاً برای جلوگیری از تبدیل شدن هر اختلافی به تسویهحساب شخصی ایجاد شده است. بازیکن، مربی یا مدیر حق دارد شکایت کند، گزارش ناظر را مطالبه کند و از کمیته انضباطی انتظار رسیدگی داشته باشد؛ اما «جواب توهین با توهین شدیدتر» نمیتواند به عنوان یک قاعده پذیرفته شود.
اگر چنین منطقی پذیرفته شود، دیگر مرزی برای پایان دادن به تنش وجود ندارد.
حمایت مدیرعامل تراکتور؛ جملهای که بحثبرانگیز شد
واکنش حجت کریمی، مدیرعامل تراکتور، نیز به یکی از بخشهای خبرساز پرونده تبدیل شد.
او در یک برنامه تلویزیونی گفت اگر خداداد عزیزی توهینی کرده، حتماً اتفاقی افتاده و کسی کاری انجام داده که چنین واکنشی به وجود آمده است. کریمی همچنین به رفتار عالیشاه در جریان مسابقه و نحوه برخورد داور اشاره کرد.
از منظر باشگاه تراکتور، این موضع در چارچوب دفاع از عضو باشگاه و اعتراض به آنچه رفتار تحریکآمیز طرف مقابل میداند، قابل توضیح است. اما منتقدان دقیقاً به همین منطق ایراد دارند: تحریک شدن نمیتواند به خودی خود توجیهکننده هر نوع واکنشی باشد.
باشگاه تراکتور در ادامه نیز نسبت به حکم اعتراض کرد و مدعی شد گزارش ناظر سه تخلف را برای عالیشاه ثبت کرده است؛ از جمله توهین به مدیر تیم، نیمکت و داور. باشگاه اعلام کرد رأی را در کمیته استیناف پیگیری خواهد کرد. تا امروز نتیجه نهایی استیناف منتشر نشده است.
پس روایت تراکتور را نیز باید در تحلیل دید؛ اما حتی اثبات تخلف طرف مقابل مسئولیت فرد دیگر را از میان نمیبرد.
تمسخر حکم؛ آیا چهار ماه محرومیت واقعاً اثر گذاشته است؟
یک روز پس از اعلام رأی، عزیزی ویدیویی منتشر کرد و با اشاره طعنهآمیز به محرومیت چهارماهه گفت برای سر زدن به یک زمین چمن راهی مشهد شده است. این واکنش در برخی رسانهها به عنوان تمسخر یا سبک گرفتن حکم تعبیر شد.
همین اتفاق یکی از مهمترین استدلالهای منتقدان مجازات فعلی است.
مجازات زمانی بازدارنده است که فرد احساس کند تکرار تخلف میتواند موقعیت حرفهای، مالی یا سازمانی او را به شکلی جدی به خطر بیندازد. اگر محرومیت صرفاً به چند ماه دوری از ورزشگاه و جریمهای تبدیل شود که در ساختار مالی فوتبال حرفهای قابل مدیریت باشد، ممکن است اثر مورد انتظار حاصل نشود.
البته نمیتوان بدون اطلاع از درآمد فرد یا قرارداد او گفت دو میلیارد تومان جریمه «ناچیز» است. اما معیار بازدارندگی فقط عدد مطلق نیست؛ مهم این است که مجازات نسبت به جایگاه فرد، سابقه تخلف و شدت رفتار چه اثری ایجاد میکند.
چرا مسئولیت باشگاهها مهمتر از جریمه افراد است؟
فوتبال حرفهای فقط مجموعهای از افراد نیست. باشگاه نیز مسئول فرهنگ سازمانی خود است.
زمانی که یک بازیکن یا مدیر بارها دچار تخلف میشود، پرسش فقط این نیست که کمیته انضباطی چه میکند؛ باید پرسید باشگاه خودش چه سازوکار داخلی برای برخورد دارد.
در پرونده فعلی، تراکتور از عزیزی دفاع کرده و به رأی اعتراض دارد؛ این حق قانونی باشگاه است. اما همزمان انتظار میرود باشگاهها حتی هنگام دفاع حقوقی از اعضای خود، مرز روشنی با ادبیات توهینآمیز ترسیم کنند.
این دو با هم تعارضی ندارند: یک باشگاه میتواند بگوید مجازات عضو ما نامتناسب است، در عین حال صریحاً اعلام کند کاربرد الفاظ توهینآمیز در ساختار باشگاه پذیرفتنی نیست.
فوتبال ایران به چه مجازاتی نیاز دارد؟
راهحل الزاماً افزایش بیپایان مبلغ جریمه نیست.
بازدارندگی واقعی میتواند ترکیبی از محرومیت طولانیتر برای تکرارکنندگان، مسئولیت مستقیم باشگاه، محرومیت تعلیقی با شرایط سخت، الزام به آموزش و رفتار حرفهای، کسر امتیاز یا محرومیتهای سازمانی در موارد شدید و تکرارشونده باشد؛ البته هر کدام باید مبنای روشن آییننامهای داشته باشند و برای همه باشگاهها به صورت یکسان اجرا شوند.
مشکل اصلی زمانی شکل میگیرد که افراد احساس کنند نوع برخورد به شهرت، باشگاه، فشار رسانهای یا شدت واکنش افکار عمومی بستگی دارد.
قانون زمانی بازدارنده است که قابل پیشبینی، سریع و یکسان باشد.
پرونده خداداد فقط درباره خداداد نیست
خداداد عزیزی یکی از بهیادماندنیترین چهرههای تاریخ فوتبال ایران است و گل تاریخی او در ملبورن بخشی از حافظه جمعی فوتبال کشور باقی مانده است. دقیقاً به همین دلیل رفتار امروز او بیشتر دیده میشود.
چهرههای بزرگ فقط به دلیل گذشته خود اعتبار نمیگیرند؛ مسئولیت بیشتری هم دارند.
پرونده تراکتور و گلگهر نباید به جنگ هواداری میان دو باشگاه یا تسویهحساب درباره اینکه «چه کسی اول شروع کرد» تقلیل پیدا کند. کمیته انضباطی هر دو طرف را مجازات کرده و تراکتور نیز حق اعتراض خود را به استیناف برده است.
اما پرسش اصلی همچنان باقی است: وقتی یک مدیر با پنج سابقه انضباطی دوباره به چنین پروندهای میرسد، آیا سیستم قبلی واقعاً کار کرده است؟
سرعت عمل کمیته انضباطی در این پرونده یک گام مثبت بود. اما اگر هدف فوتبال ایران جلوگیری از تکرار چنین صحنههایی است، گام بعدی مهمتر خواهد بود: ساختن نظامی که هزینه توهین و رفتار غیرحرفهای آنقدر روشن و قطعی باشد که هیچ بازیکن، مربی، مدیر یا هواداری قبل از عبور از خط قرمز، تصور نکند نهایت ماجرا فقط چند جلسه محرومیت و یک جریمه قابل تحمل است.