طعنه رحیم یوسفی به علی علیپور؛ «سرعت و ضربه دارد، اما یک چیز کم دارد»
رحیم یوسفی که سابقه بازی در خط حمله پرسپولیس را دارد، در ارزیابی علی علیپور ابتدا روی یک ویژگی مثبت دست گذاشت: حفظ آمادگی در این مقطع از دوران حرفهای. او تأکید کرد اینکه علیپور در این سن همچنان توانسته بدن خود را در شرایط مناسب نگه دارد اتفاق مثبتی است، اما بلافاصله ایراد اصلی مورد نظرش را مطرح کرد.
از نگاه یوسفی، علیپور سرعت مناسبی دارد و ضربه نهایی او نیز یکی از نقاط قوتش است، اما مهاجمی که بخواهد مجموعه کاملی از ویژگیهای هجومی را داشته باشد باید بتواند در موقعیت تکبهتک دستکم یک مدافع را نیز از پیش رو بردارد. یوسفی این توانایی را نقطهای دانسته که علیپور میتواند در آن بهتر باشد. این صحبت با دیدگاه قدیمی خود یوسفی درباره اهمیت دریبل در فوتبال همخوان است؛ او حتی چند سال قبل نیز از کمبود بازیکنان دریبلزن در پرسپولیس انتقاد کرده بود.
آیا نقد علیپور منصفانه است؟
از منظر فنی، نقد یوسفی قابل بحث است، اما باید علیپور را براساس سبک واقعی بازی خودش ارزیابی کرد.
علیپور هیچگاه مهاجمی بر پایه دریبلهای متعدد و حمل توپ طولانی نبوده است. بخش اصلی کارایی او به حرکت بدون توپ، قرار گرفتن در فضای مناسب، فرار پشت مدافعان، پرس از جلو و ضربه نهایی مربوط میشود. همین ویژگیها نیز سبب شده او طی سالها در سیستمهای مختلف پرسپولیس گل بزند.
در فوتبال مدرن نیز همه مهاجمان شماره ۹ الزاماً دریبلزن نیستند. بسیاری از مهاجمان برجسته بیش از آنکه مدافع روبهروی خود را در نبرد یکبهیک حذف کنند، با زمانبندی حرکت و جایگیری مناسب از مدافع فاصله میگیرند.
با این حال، حرف یوسفی یک بخش قابل دفاع دارد: هرچه مهاجم ابزارهای بیشتری داشته باشد، در مسابقاتی که فضا بسته است و تیم حریف با بلوک دفاعی فشرده بازی میکند، وابستگی او به سرویس همتیمیها کاهش مییابد. اگر علیپور بتواند در کنار ویژگیهای فعلی، توانایی بیشتری در عبور از مدافع مستقیم نشان دهد، طبیعتاً برای خطوط دفاعی قابل پیشبینیتر نخواهد بود.
علیپور به علی پروین رسید یا از او عبور کرد؟
در این بخش یک نکته آماری مهم وجود دارد.
علی علیپور با گلزنی مقابل ملوان تعداد گلهای رسمی خود برای پرسپولیس را به ۹۵ گل رساند و طبق آماری که رسانه رسمی باشگاه نیز منتشر کرده بود، در کنار علی پروین در رتبه دوم بهترین گلزنان تاریخ باشگاه قرار گرفت. فرشاد پیوس با ۱۵۳ گل همچنان رکورددار است.
اما علیپور سپس مقابل ذوبآهن نیز گل زد. بر مبنای همان مبنای آماری باشگاه، این گل باید تعداد گلهای او را به ۹۶ برساند و او را به تنهایی بالاتر از علی پروین قرار دهد. همین موضوع باعث شده بعد از دیدار ذوبآهن درباره عدد ۹۵ یا ۹۶ اختلافی در برخی رسانهها شکل بگیرد؛ با این حال اگر آمار رسمی قبلی باشگاه ملاک باشد، علیپور اکنون ۹۶ گله است.
این نکته ارزش عملکرد علیپور را بیشتر میکند. مهاجمی که زمانی خودش رسیدن به رکورد ۱۵۳ گل فرشاد پیوس را تقریباً غیرممکن میدانست، حالا دومین گلزن تاریخ باشگاه است و فاصلهاش با بسیاری از چهرههای بزرگ تاریخ پرسپولیس را پشت سر گذاشته است.
پاسخ علیپور به انتقادها؛ گل مقابل ذوبآهن
نقد یوسفی در زمانی مطرح میشود که علیپور اتفاقاً یکی از تأثیرگذارترین بازیکنان پرسپولیس در هفته اخیر بوده است.
پس از دربی، خود مهاجم پرسپولیس پذیرفت که انتقاد هواداران از عملکردش درست بوده و تأکید کرد برای رفع نقاط ضعفش تلاش خواهد کرد. چند روز بعد برابر ذوبآهن گل نخست پرسپولیس را به ثمر رساند و تیمش با نتیجه ۲ بر صفر برنده شد.
PFC
Persepolis FC
2
پایان بازی
7 سپتامبر
0
ZAI
Zob Ahan Isfahan FC
KHE
Kheybar Khorramabad FC
13 سپتامبر
19:00
PFC
Persepolis FC
این برد پرسپولیس را با ۱۳ امتیاز در رده دوم جدول نگه داشت و حالا سرخها باید در هفته بعد به مصاف خیبر خرمآباد بروند؛ مسابقهای که میتواند آزمون دیگری برای تداوم فرم گلزنی علیپور باشد.
یوسفی: تیمهای بزرگ بازیکنان خوب را جمع کردهاند
بخش دوم صحبتهای رحیم یوسفی از نقد یک بازیکن فراتر میرود و به ساختار لیگ برتر مربوط میشود.
او معتقد است دلیل قرار گرفتن تیمهایی مانند تراکتور، پرسپولیس، استقلال و سپاهان در بالای جدول این است که عمده بازیکنان باکیفیت فوتبال ایران در همین باشگاهها جمع شدهاند و تیمهای دیگر از چنین ابزارهایی برخوردار نیستند.
البته یک اصلاح آماری لازم است. در پایان هفته ششم، چهار تیم نخست جدول به ترتیب تراکتور با ۱۶، پرسپولیس با ۱۳، استقلال و آلومینیوم اراک با ۱۲ امتیاز هستند و سپاهان با ۱۰ امتیاز پنجم است. بنابراین اگرچه سپاهان از مدعیان سنتی قهرمانی محسوب میشود، فعلاً جزو چهار تیم نخست جدول نیست.
آیا فقط بازیکن گرانقیمت باعث موفقیت شده است؟
استدلال یوسفی بخشی از واقعیت فوتبال ایران را توضیح میدهد. تیمهایی که بودجه بالاتر دارند طبیعتاً امکان جذب ملیپوشان، بازیکنان خارجی و نفرات مطرح لیگ را بیشتر دارند. عمق نیمکت آنها نیز در طول فصل میتواند امتیاز بزرگی باشد.
اما نمیتوان همه اختلاف جدول را فقط به کیفیت اسامی نسبت داد.
آلومینیوم اراک نمونه روشنی است. این تیم با بودجه و ستارههایی قابل قیاس با چهار باشگاه بزرگ وارد فصل نشده، اما پس از شش هفته با استقلال همامتیاز و در رده چهارم قرار دارد. این نمونه نشان میدهد سازمان تیمی، انتخاب درست بازیکن، ثبات فنی و کیفیت مربیگری همچنان میتواند بخشی از شکاف مالی را جبران کند.
از طرف دیگر، داشتن مجموعهای از ستارهها تضمین قهرمانی نیست. اگر تیم پرستاره نتواند تعادل تاکتیکی، مدیریت رختکن و هماهنگی لازم را ایجاد کند، هزینه بیشتر الزاماً به امتیاز بیشتر تبدیل نمیشود.
تراکتور فعلاً جلوتر از همه
جدول فعلی اما تا حدی از بخش دیگری از حرف یوسفی حمایت میکند. تراکتور پس از شش مسابقه پنج پیروزی و یک تساوی دارد، هنوز شکست نخورده و با ۱۶ امتیاز در صدر ایستاده است. پرسپولیس با ۱۳ امتیاز نزدیکترین تعقیبکننده است و استقلال با ۱۲ امتیاز در رده بعدی قرار دارد.
تراکتور همچنین در شش مسابقه فقط هشت گل زده اما هیچ گلی دریافت نکرده است؛ آماری که نشان میدهد صدرنشینی این تیم صرفاً نتیجه خرید مهاجمان و ستارههای هجومی نیست و ساختار دفاعی آن نقش مهمی داشته است. پرسپولیس نیز با ۱۲ گل زده بهترین خط حمله میان تیمهای بالای جدول را در اختیار دارد.
بنابراین تفاوت قدرت تیمها فقط در «جمع کردن بازیکنان خوب» خلاصه نمیشود؛ نحوه استفاده از این سرمایه انسانی تعیینکنندهتر است.
علیپور همچنان پاسخ را باید در زمین بدهد
صحبتهای رحیم یوسفی در نهایت دو بحث متفاوت اما مرتبط را مطرح میکند: کیفیت فردی ستارهها و قدرت تیمهای ثروتمند لیگ.
درباره علیپور، آمار گلزنی پاسخ مهمی به منتقدان است. مهاجمی که به مرز ۱۰۰ گل با پرسپولیس نزدیک شده و در جدول تاریخی باشگاه تنها فرشاد پیوس را بالاتر از خود میبیند، نمیتواند بازیکنی کماثر تلقی شود. با این حال رسیدن به چنین رکوردی نیز به معنای کامل بودن تمام ابعاد فنی یک بازیکن نیست و نقد یوسفی درباره توانایی دریبل را میتوان یک ارزیابی تخصصی از سبک بازی او دانست، نه انکار موفقیتهایش.