کد خبر: ۶۶۵۹۵۰

هشدار کربکندی درباره بازیکن‌سالاری؛ پاداش گل و کلین‌شیت فوتبال ایران را به کجا برد؟

 رسول کربکندی
رسول کربکندی، مربی باسابقه فوتبال ایران، با انتقاد از آپشن‌های عجیب قرارداد بازیکنان و عقب‌نشینی مدیران در برابر ستاره‌ها، از گسترش «بازیکن‌سالاری» در لیگ برتر هشدار داده است. او می‌پرسد چرا مهاجمی که برای گل زدن قرارداد بسته یا دروازه‌بانی که مأموریت اصلی‌اش گل نخوردن است، باید برای همان وظیفه پاداش ویژه بگیرد؟ اما بررسی تجربه فوتبال حرفه‌ای جهان نشان می‌دهد اصل پاداش عملکرد مسئله‌ای غیرعادی نیست؛ بحران زمانی شکل می‌گیرد که قراردادهای پرآپشن با مدیریت ضعیف، نبود مرزبندی اختیارات و دخالت بازیکنان در تصمیمات فنی همراه شود.
۱۲:۵۰ - ۱۹ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

بحث بازیکن‌سالاری در فوتبال ایران دوباره داغ شده است؛ موضوعی قدیمی که با هر اختلاف میان یک ستاره و سرمربی، هر اعتراض به تمرین و هر دخالت مدیریتی برای بازگرداندن بازیکن مغضوب، دوباره به صدر اخبار می‌آید.

رسول کربکندی، سرمربی سابق سپاهان و ذوب‌آهن، در یادداشتی در روزنامه ایران ریشه بخشی از این وضعیت را در نوع قراردادهایی می‌داند که مدیران باشگاه‌ها با بازیکنان می‌بندند؛ قراردادهایی که گاهی بابت انجام وظایف اصلی یک بازیکن نیز پاداش جداگانه تعریف می‌کنند.

از نگاه او، وقتی دروازه‌بان بابت کلین‌شیت و مهاجم بابت گلزنی پولی فراتر از دستمزد اصلی دریافت کند و همزمان مدیر باشگاه نیز مقابل خواسته‌های ستاره‌ها عقب‌نشینی کند، به تدریج تعادل قدرت در رختکن تغییر خواهد کرد.

کربکندی: بازیکن نباید خودش را بالاتر از مربی بداند

محور اصلی انتقاد کربکندی نه صرفاً رقم قرارداد، بلکه ساختار قدرت در باشگاه است.

به اعتقاد او، نتیجه‌گرایی افراطی باعث می‌شود مدیر برای حفظ صندلی خود نیازمند برد باشد، مربی نیز برای ماندن روی نیمکت به نتیجه وابسته شود و در نهایت ستاره‌ای که می‌تواند نتیجه بازی را تغییر دهد، قدرتی بیش از جایگاه تعریف‌شده‌اش پیدا کند.

در چنین چرخه‌ای، برخورد با یک بازیکن بی‌انضباط دشوار می‌شود؛ زیرا مدیر باشگاه ممکن است از ترس افت نتیجه یا فشار هواداران، به جای حمایت از تصمیم سرمربی برای حفظ نظم، وارد مذاکره و میانجیگری شود.

اتفاقات اخیر استقلال نمونه‌ای نزدیک برای همین بحث است.

پرونده صالح حردانی؛ نمونه تازه تقابل نظم و ستاره

سهراب بختیاری‌زاده پس از دربی ۱۰۷، صالح حردانی را از تمرینات استقلال کنار گذاشت. سرمربی استقلال گفت مسئله فقط اختلاف بر سر زدن یک ضربه ایستگاهی نبوده و حردانی طی یک ماه چند بی‌نظمی داشته و او سه بار شخصاً با این بازیکن صحبت کرده است. بختیاری‌زاده حتی تأکید کرد تا زمانی که خودش سرمربی استقلال باشد، حردانی نمی‌تواند در تمرینات حاضر شود.

در مقابل، گزارش‌ها از تلاش برخی مدیران و چهره‌های نزدیک به استقلال برای حل مسئله و بازگرداندن کاپیتان دوم تیم خبر داده‌اند. تسنیم نیز نوشته بود با وجود موضع صریح بختیاری‌زاده، برخی مدیران در تلاش برای حل مشکل هستند.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بحث کربکندی معنا پیدا می‌کند: اگر مدیر باشگاه هر بار پس از تصمیم انضباطی مربی برای بازگرداندن بازیکن وارد میدان شود، اقتدار فنی چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟

البته این به معنای تأیید بی‌چون‌وچرای هر تصمیم مربی نیست. مدیر باشگاه مسئول نظارت است، اما تفاوت زیادی میان «نظارت مدیریتی» و «بی‌اثر کردن تصمیم انضباطی مربی تحت فشار بازیکن یا اطرافیانش» وجود دارد.

اما آیا پاداش گلزنی و کلین‌شیت واقعاً غیرحرفه‌ای است؟

اینجا باید یک نکته مهم به تحلیل کربکندی اضافه کرد.

در فوتبال حرفه‌ای جهان، پرداخت پاداش بابت گل، پاس گل، تعداد بازی، کلین‌شیت یا موفقیت‌های تیمی کاملاً رایج است. ESPN در توضیح ساختار قراردادهای فوتبال حرفه‌ای اشاره می‌کند که قراردادها می‌توانند شامل پاداش بابت حضور در ترکیب، گلزنی و کلین‌شیت باشند.

منابع تخصصی قراردادهای ورزشی نیز پاداش‌های عملکردی برای گل، پاس گل، کلین‌شیت و تعداد بازی را بخشی عادی از ساختار دستمزد بازیکنان معرفی می‌کنند.

بنابراین نفس وجود چنین آپشن‌هایی را نمی‌توان نشانه بازیکن‌سالاری دانست.

حتی می‌توان استدلال معکوس داشت: اگر باشگاهی دستمزد ثابت کمتری بدهد و بخش بیشتری از دریافتی بازیکن را به عملکرد واقعی او گره بزند، ممکن است اتفاقاً مدیریت مالی حرفه‌ای‌تری داشته باشد.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که آپشن‌ها بدون سقف، بدون منطق اقتصادی یا بدون ارتباط با اهداف جمعی تیم نوشته شوند.

یک مهاجم برای گل زدن پول می‌گیرد؛ پس پاداش چرا؟

استدلال کربکندی از نظر مدیریتی قابل فهم است: مهاجم اساساً برای گلزنی و دروازه‌بان برای محافظت از دروازه استخدام شده است.

عبدالله ویسی نیز چند سال قبل همین انتقاد را با لحن بسیار تندی مطرح کرده بود و گفته بود مهاجمی که دستمزد می‌گیرد نباید برای هر گل دوباره درخواست پاداش کند و دروازه‌بانی که وظیفه‌اش گل نخوردن است نباید بابت هر کلین‌شیت طلب مبلغ جداگانه داشته باشد.

اما در فوتبال مدرن، پاسخ طرف مقابل این است که حقوق پایه بابت در اختیار باشگاه بودن و انجام وظایف حرفه‌ای پرداخت می‌شود و پاداش برای تشویق «عملکرد فراتر از حد پایه» طراحی می‌شود.

مثلاً بین مهاجمی که در یک فصل پنج گل می‌زند و مهاجمی که ۲۰ گل می‌زند تفاوت وجود دارد. پاداش می‌تواند این فاصله عملکرد را به درآمد متصل کند.

پس محل اصلی اختلاف باید بر سر میزان و طراحی پاداش باشد، نه اصل وجود آن.

وقتی آپشن قرارداد به تصمیم فنی لطمه می‌زند

آپشن‌ها زمانی خطرناک‌تر می‌شوند که روی تصمیمات فوتبالی اثر بگذارند.

فرض کنید بازیکنی برای رسیدن به تعداد مشخصی بازی، گل یا کلین‌شیت پاداش بسیار بزرگی داشته باشد. در صورت طراحی نامناسب قرارداد، ممکن است منافع فردی او با تصمیم فنی تیم برخورد کند.

یک مهاجم شاید در موقعیتی که پاس دادن احتمال گل تیم را بیشتر می‌کند، ترجیح دهد خودش شوت بزند. یک بازیکن ممکن است برای رسیدن به حدنصاب تعداد مسابقات، درباره نیمکت‌نشینی اعتراض بیشتری داشته باشد.

باشگاه حرفه‌ای باید این تضاد منافع را از ابتدا در قرارداد مدیریت کند.

به همین دلیل بسیاری از سیستم‌های پاداش حرفه‌ای وزن بیشتری به موفقیت جمعی مانند قهرمانی، سهمیه آسیایی یا جایگاه نهایی تیم می‌دهند و پاداش‌های فردی را نیز با معیارهای روشن و محدود ترکیب می‌کنند.

فوتبال ایران از سقف بودجه به «ثبات مالی» رفت

مدیریت قراردادها در فوتبال ایران امسال نیز وارد مرحله تازه‌ای شده است.

سازمان لیگ در مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد آیین‌نامه «انضباط، شفافیت و ثبات مالی» جایگزین مقررات سابق سقف بودجه خواهد شد و قوانین مربوط به سقف بودجه دیگر اجرا نمی‌شود. هدف اعلامی این برنامه رسیدن باشگاه‌ها به ثبات مالی، شفافیت، کنترل زیان انباشته و مدیریت هزینه و درآمد تا سال ۱۴۰۹ است.

این تغییر می‌تواند ارتباط مستقیمی با بحث کربکندی داشته باشد.

مشکل قراردادهای فوتبال ایران فقط بزرگی رقم نیست؛ مسئله این است که باشگاه باید بتواند توضیح دهد چرا این مبلغ را می‌پردازد، منابع پرداخت از کجاست و چه بخشی از قرارداد با عملکرد واقعی بازیکن تناسب دارد.

اگر شفافیت مالی برقرار باشد، آپشن عملکردی حتی می‌تواند ابزار مناسبی برای کنترل هزینه باشد. اما اگر مدیر برای جذب یک ستاره هر بندی را بپذیرد و بعداً باشگاه نتواند تعهدات خود را پرداخت کند، همان آپشن به بخشی از بحران تبدیل می‌شود.

بازیکن‌سالاری دقیقاً از کجا شروع می‌شود؟

مرز بازیکن حرفه‌ای و «بازیکن‌سالاری» در میزان دستمزد یا تعداد گل نیست.

بازیکن‌سالاری زمانی شکل می‌گیرد که بازیکن بتواند خارج از شرح وظایف خود درباره مسائل مدیریتی و فنی تعیین تکلیف کند؛ برای انتخاب یا برکناری مربی فشار بیاورد، تصمیم انضباطی را از مسیر مدیران دور بزند، زمان بازی خود را تحمیل کند یا قواعد تیم برای او با دیگران متفاوت باشد.

در چنین شرایطی حتی بازیکنی با قرارداد بدون آپشن نیز می‌تواند عامل بازیکن‌سالاری باشد.

برعکس، یک ستاره گران‌قیمت می‌تواند ده‌ها پاداش عملکردی داشته باشد اما تا زمانی که تصمیم نهایی درباره ترکیب، تمرین و انضباط با مربی و مدیریت باشگاه باشد، ساختار حرفه‌ای حفظ شود.

نسخه کربکندی برای فوتبال ایران چیست؟

هسته اصلی حرف کربکندی در بخش پایانی یادداشتش شاید مهم‌تر از بحث پاداش گل و کلین‌شیت باشد: هرکس باید جایگاه خود را بشناسد.

بازیکن مسئول اجرای وظایف در زمین است، سرمربی مسئول تصمیمات فنی و انضباطی تیم و مدیر مسئول اداره ساختار باشگاه.

وقتی این مرزها شکسته شود، ستاره به مدیر تبدیل می‌شود، مدیر در ترکیب دخالت می‌کند و مربی برای حفظ جایگاه خود به خواسته بازیکنان تن می‌دهد.

همین نقطه آغاز چرخه‌ای است که کربکندی از آن به عنوان بازیکن‌سالاری یاد می‌کند.

در نهایت، فوتبال ایران برای حل این مسئله لزوماً نیاز ندارد پاداش گلزنی یا کلین‌شیت را حذف کند؛ چنین پاداش‌هایی در فوتبال حرفه‌ای جهان نیز وجود دارد. مشکل اصلی قراردادهای بدون منطق، مدیران نتیجه‌زده و قوانینی است که برای ستاره و بازیکن جوان یکسان اجرا نمی‌شوند.

اگر یک بازیکن بداند حتی با بزرگ‌ترین قرارداد و محبوب‌ترین نام هم نمی‌تواند از قواعد تیم عبور کند، آپشن گلزنی او تهدیدی برای اقتدار باشگاه نخواهد بود.

اما اگر مدیر برای حفظ چند امتیاز حاضر باشد هر تصمیم مربی را قربانی رضایت ستاره کند، آن‌وقت حتی بدون یک ریال پاداش ویژه هم بازیکن‌سالاری شکل گرفته است.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط