استقلال دوباره فروخته میشود؟ چراغ سبز پزشکیان برای واگذاری آبیها به بخش خصوصی
بخش نخست صحبتهای علی تاجرنیا به شائبهای مربوط میشد که از زمان حضور او در مدیریت استقلال مطرح شده بود؛ اینکه به دلیل نقش سیاسیاش در انتخابات ریاستجمهوری، باشگاه به او سپرده شده است.
تاجرنیا این روایت را رد کرد و گفت پزشکیان اساساً هنگام ورود او به استقلال از این تصمیم اطلاع نداشته است. بخشی از همین اظهارات در گزارش منتشرشده از گفتوگوی خبرگزاری فارس نیز بازتاب یافته و تاجرنیا تأکید کرده شایعه سپردن استقلال به او از سوی شخص رئیسجمهور درست نبوده است.
او حتی گفته اگر هدفش گرفتن مسئولیت در دولت بود، تصور میکرد میتوانست در سطوحی مانند معاونت رئیسجمهور یا وزارت حضور داشته باشد، اما شرایط و محدودیتهای دولت را درک کرده و مسیر استقلال را انتخاب کرده است.
این بخش از صحبتهای تاجرنیا بیشتر جنبه پاسخ به حواشی سیاسی مدیریت باشگاه دارد، اما قسمت مهمتر مصاحبه جایی است که او از گفتوگوی مستقیم خود با رئیسجمهور درباره آینده مالکیت استقلال پرده برمیدارد.
خبر مهم تاجرنیا؛ پزشکیان برای واگذاری استقلال اعلام آمادگی کرد
به روایت تاجرنیا، در دولت بحثی درباره چرایی تیمداری مجموعههای دولتی مطرح بوده است. او سپس زمانی برای گفتوگو با پزشکیان گرفته و درباره وضعیت استقلال توضیح داده است.
تاجرنیا میگوید پاسخ رئیسجمهور این بوده که اگر سرمایهگذار مناسبی از بخش خصوصی وجود داشته باشد، آمادگی برای واگذاری استقلال وجود دارد.
همین جمله میتواند از نظر سیاسی مهم باشد، زیرا موضوع خصوصیسازی واقعی استقلال سالهاست مطرح میشود؛ اما باید میان اعلام آمادگی سیاسی و تصمیم حقوقی برای فروش سهام تفاوت گذاشت.
استقلال امروز دیگر مانند سالهای قبل مستقیماً زیرمجموعه وزارت ورزش نیست و ساختار سهامداری آن تغییر کرده است.
استقلال الان متعلق به چه کسی است؟
در اردیبهشت ۱۴۰۳، ۸۵ درصد سهام استقلال به کنسرسیومی متشکل از گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس و چهار شرکت پتروشیمی پارس، بوعلی سینا، شهید تندگویان و بندر امام منتقل شد. ارزش کل معامله آن زمان حدود ۲۷۹۳ میلیارد تومان اعلام شد.
پیش از آن نیز حدود ۱۰ درصد سهام استقلال در جریان عرضه بورسی به مردم واگذار شده بود.
بنابراین امروز وقتی از «فروش استقلال» حرف زده میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً تصمیم وزارت ورزش دانست. بخش عمده سهام در اختیار مجموعهای از شرکتهای پتروشیمی است و تغییر مالکیت گسترده باید با تصمیم سهامداران فعلی و طی فرآیندهای قانونی و بورسی انجام شود.
همین مسئله توضیح میدهد چرا جمله پزشکیان را نمیتوان معادل انتقال فوری باشگاه دانست.
فقط دو ماه قبل گفته بودند هلدینگ مالک میماند
ماجرای فروش استقلال البته تازه نیست.
در مرداد امسال حسین حسینزاده، رئیس هیئتمدیره هلدینگ خلیج فارس، از گفتوگو با چند بنگاه اقتصادی و حتی برخی هواداران ثروتمند استقلال در خارج از ایران برای ورود به ساختار مالکیتی باشگاه خبر داد.
همین اظهارنظر به سرعت با تیتر «فروش استقلال» بازتاب پیدا کرد.
اما پس از بالا گرفتن نگرانی هواداران، مدیران هلدینگ توضیح دادند که در آن مقطع تصمیمی برای فروش کامل باشگاه گرفته نشده و خلیج فارس همچنان مالک استقلال خواهد ماند. آنچه مطرح بود، امکان تغییر یکی از سهامداران عمده و انتقال حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد سهام در صورت دریافت پیشنهاد مناسب بود.
تاجرنیا نیز همان زمان اعلام کرد هلدینگ خلیج فارس همچنان مالک استقلال است و حمایت مالی و مدیریتی از باشگاه ادامه خواهد داشت.
بنابراین حرف جدید او درباره پزشکیان، وضعیت را جذابتر اما پیچیدهتر کرده است.
آیا موضع جدید یعنی هلدینگ خلیج فارس استقلال را میفروشد؟
فعلاً نه.
تا این لحظه هیچ اطلاعیه رسمی از سوی هلدینگ خلیج فارس، باشگاه استقلال، دولت یا سازمان خصوصیسازی درباره آغاز فرآیند فروش کامل ۸۵ درصد سهام منتشر نشده است.
صحبت تاجرنیا در واقع یک سطح بالاتر از بحثهای گذشته را آشکار میکند: ظاهراً در سطح رئیسجمهور نیز مخالفت اصولی با ورود یک مالک خصوصی واقعی وجود ندارد، مشروط بر اینکه سرمایهگذار مناسبی پیدا شود.
اما پیدا شدن خریدار تنها قدم اول است.
ارزشگذاری باشگاه، بررسی توان مالی خریدار، تعهدات مربوط به بدهیها، قراردادهای جاری، هزینه سالانه تیم و تأمین سرمایه برای آینده، همگی در چنین معاملهای اهمیت دارند.
خصوصیسازی استقلال زمانی واقعی است که صرفاً نام مالک عوض نشود و باشگاه از یک شرکت شبهدولتی به شرکت دیگری با همان ساختار وابسته منتقل نشود.
یک اتفاق دیگر هم در شهریور افتاده است
موضوع واگذاری سهام استقلال در هفتههای اخیر یک تحول دیگر نیز داشته است.
هیئت واگذاری وزارت اقتصاد در چهارم شهریور با فروش ۳.۱ درصد از سهام استقلال که در اختیار وزارت ورزش قرار داشت موافقت کرد.
این مصوبه البته با فروش ۸۵ درصد سهام هلدینگ تفاوت دارد، اما نشان میدهد روند خروج مستقیم دولت از باقیمانده سهام استقلال همچنان ادامه دارد.
اگر در کنار این مصوبه، اظهارات جدید تاجرنیا درباره دیدگاه پزشکیان را قرار دهیم، میتوان گفت ایده حضور گستردهتر بخش خصوصی در مالکیت استقلال حداقل در سطح سیاستگذاری همچنان زنده است.
چرا هلدینگ ممکن است به فروش استقلال فکر کند؟
تیمداری برای یک مجموعه صنعتی بزرگ هزینه کمی ندارد.
در مجمع سال گذشته هلدینگ خلیج فارس نیز برخی سهامداران نسبت به حجم هزینهکرد برای استقلال اعتراض کرده بودند و مدیرعامل هلدینگ در همان جلسه درباره هزینه باشگاه جمله «همهاش زیان است» را به زبان آورد.
باشگاه فوتبال حرفهای اگر منابع درآمدی پایداری از حق پخش، بلیت، اسپانسرینگ، تجارت محصولات هواداری و درآمدهای بینالمللی نداشته باشد، میتواند هر سال صدها یا حتی هزاران میلیارد تومان منابع از مالک طلب کند.
برای یک هلدینگ بورسی، طبیعی است که سهامداران درباره بازده چنین هزینهای سؤال کنند.
از همین رو ورود یک سرمایهگذار واقعی که مدل درآمدی مشخصی برای استقلال داشته باشد، از نظر اقتصادی میتواند جذاب باشد.
خریدار استقلال باید چقدر پول داشته باشد؟
اینجا مسئله فقط قیمت خرید سهام نیست.
۸۵ درصد استقلال در سال ۱۴۰۳ با ارزش حدود ۲.۸ هزار میلیارد تومان منتقل شد، اما از آن زمان قیمت بازیکنان، قراردادهای خارجی، ارز و هزینه اداره باشگاه بهشدت افزایش یافته است.
بنابراین سرمایهگذاری که امروز قصد مالکیت واقعی استقلال را داشته باشد، علاوه بر مبلغ خرید باید توان پرداخت هزینههای سالانه، قراردادهای بینالمللی، بدهیها و سرمایهگذاری در زیرساخت را نیز داشته باشد.
خرید باشگاه بدون تأمین سرمایه در گردش میتواند مالک جدید را ظرف مدت کوتاهی با همان مشکلاتی مواجه کند که مالکان قبلی داشتهاند.
به همین دلیل عبارت پزشکیان درباره وجود «سرمایهگذار بخش خصوصی» یک شرط بسیار مهم در خود دارد: هر بخش خصوصیای الزاماً مالک مناسبی برای استقلال نیست.
آیا فروش به یک هوادار ثروتمند راهحل است؟
در هفتههای گذشته صحبت از هواداران متمولی شده بود که خارج از کشور فعالیت اقتصادی دارند و امکان خرید بخشی از استقلال را بررسی کردهاند.
این مدل در فوتبال جهان نمونههای زیادی دارد، اما موفقیت آن به میزان سرمایه به تنهایی وابسته نیست.
باشگاهی در ابعاد استقلال به ساختار مدیریتی حرفهای، برنامه تجاری، آکادمی، ورزشگاه، درآمد پایدار و نظام مالی شفاف نیاز دارد.
اگر خصوصیسازی فقط به این معنا باشد که یک مالک ثروتمند هر سال کسری بودجه باشگاه را از جیب خود پرداخت کند، با خروج او تمام ساختار دوباره وارد بحران خواهد شد.
خصوصیسازی واقعی زمانی موفق است که استقلال بتواند خودش درآمد تولید کند.
خبر تاجرنیا چه چیزی را تغییر داد؟
تا پیش از این، بحث فروش استقلال بیشتر در سطح مدیران هلدینگ خلیج فارس مطرح بود.
حالا تاجرنیا میگوید شخص رئیسجمهور نیز در گفتوگویی خصوصی اعلام کرده در صورت وجود خریدار مناسب، با اصل واگذاری مخالفتی ندارد.
این خبر از نظر سیاسی مهم است، اما هنوز یک حلقه مهم مفقود است: خریدار مشخص.
تا زمانی که نام سرمایهگذار، میزان سهام مورد نظر، رقم پیشنهادی و سازوکار انتقال اعلام نشود، نمیتوان گفت استقلال رسماً در آستانه فروش قرار گرفته است.
در نتیجه تیتر دقیق امروز این نیست که «استقلال فروخته شد»؛ بلکه باید گفت:
چراغ سبز سیاسی برای خصوصیسازی استقلال روشن شده، اما معامله هنوز وجود خارجی ندارد.
برای هواداران نیز پرسش اصلی باید فراتر از نام مالک باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده صرف تغییر سازمان یا شرکت صاحب سهام، لزوماً باشگاه را حرفهای نمیکند.
اگر قرار است استقلال واقعاً به بخش خصوصی برود، مهمتر از اینکه «چه کسی باشگاه را میخرد» این است که خریدار با چه سرمایهای، چه مدل درآمدی و چه تضمینی برای آینده وارد میشود.