کد خبر: ۶۶۷۶۷۶

مخبر از «مثلث ابرقدرتی» ایران گفت؛ نخبگان، منابع و تنگه هرمز چگونه وارد معادله قدرت شدند؟

مخبر از «مثلث ابرقدرتی» ایران گفت؛ نخبگان، منابع و تنگه هرمز چگونه وارد معادله قدرت شدند؟
محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبر انقلاب، در دیدار با جمعی از نخبگان جوان کشور تصویری از شرایط پس از جنگ ارائه کرد که محور آن «تاب‌آوری»، استفاده از ظرفیت نخبگان و تبدیل مزیت‌های طبیعی و ژئوپلیتیکی ایران به قدرت اقتصادی بود. او از ترکیب «نخبگی، منابع طبیعی و موقعیت ژئوپلیتیک» به‌عنوان یک «مثلث ابرقدرتی» یاد کرد و تنگه هرمز را نمونه‌ای از ظرفیت اثرگذاری ایران بر اقتصاد جهانی دانست. با این حال، بررسی داده‌های روز نشان می‌دهد در کنار این ظرفیت‌های راهبردی، اقتصاد ایران همچنان با فشارهای سنگین رشد، تورم، سرمایه‌گذاری و نااطمینانی ناشی از جنگ روبه‌روست؛ به همین دلیل تحقق این روایت بیش از هر چیز به تبدیل مزیت بالقوه به تولید، فناوری و بهره‌وری وابسته خواهد بود.
۱۷:۵۵ - ۱۳ مهر ۱۴۰۵
وانانیوز|

محمد مخبر روز ۱۳ مهر ۱۴۰۵ در دیدار با بیش از ۲۰ نفر از نخبگان فعال در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، ارتباطات، اقتصاد، پزشکی، فناوری‌های نوین و علوم انسانی گفت ایران در یک «پیچ تاریخی» قرار گرفته و نقش نیروهای متخصص در عبور از این دوره تعیین‌کننده است.

او همچنین اظهار کرد آنچه پس از جنگ رخ داده، به باور او نشان داده ظرفیت علمی و انسانی ایران در شرایط سخت می‌تواند فعال شود و «گره‌ها بازشدنی است». مخبر از نخبگان خواست به‌جای تمرکز صرف بر دریافت سمت‌های دولتی، مسائل مشخص کشور را شناسایی و برای حل آنها وارد میدان شوند.

این بخش از سخنان او را می‌توان فراتر از ادبیات سیاسی روز بررسی کرد؛ زیرا یکی از مسائل اصلی اقتصاد ایران سال‌هاست فاصله میان سرمایه انسانی و تبدیل آن به بهره‌وری اقتصادی است.

وجود نیروی متخصص یا منابع طبیعی به‌تنهایی قدرت اقتصادی ایجاد نمی‌کند. حلقه تعیین‌کننده، توان تبدیل دانش، سرمایه و منابع به محصول، صادرات، شرکت‌های رقابت‌پذیر و فناوری قابل تجاری‌سازی است.

«مثلث ابرقدرتی» مخبر چیست؟

مخبر در این دیدار سه مؤلفه را کنار یکدیگر قرار داد:

نخبگان، منابع طبیعی و ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران.

او معتقد است ترکیب این سه عامل می‌تواند یک «مثلث ابرقدرتی» برای کشور ایجاد کند؛ مشروط به کار منظم، برنامه‌ریزی و استمرار.

از منظر اقتصادی، هر سه ضلع مورد اشاره واقعاً دارای اهمیت هستند. ایران دارای منابع بزرگ نفت و گاز، موقعیت ترانزیتی میان آسیای مرکزی، خلیج فارس، قفقاز و شبه‌قاره و همچنین جمعیت تحصیل‌کرده قابل توجهی است.

اما مسئله اصلی در سال‌های گذشته همواره کیفیت بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها بوده است. حتی بزرگ‌ترین ذخایر انرژی نیز بدون سرمایه‌گذاری، فناوری، زیرساخت صادراتی و دسترسی باثبات به بازارهای جهانی نمی‌توانند به حداکثر ارزش افزوده تبدیل شوند.

به همین دلیل، «منبع داشتن» با «قدرت اقتصادی شدن» دو مرحله متفاوت است.

تنگه هرمز چرا در سخنان مخبر برجسته شد؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان مخبر به تنگه هرمز مربوط بود. او گفت تنها همین تنگه توانسته اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد و ایران هنوز «برگ‌های مهمی» در اختیار دارد. این ارزیابی یک موضع سیاسی از سوی اوست، اما اهمیت اقتصادی تنگه هرمز با داده‌های بین‌المللی نیز قابل مشاهده است.

گزارش تازه رویترز در ۵ اکتبر نشان می‌دهد تنگه هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط زنجیره انرژی جهان است. پیش از جنگ، حدود ۲۰ درصد جریان جهانی نفت خام و گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور می‌کرد. در هفته‌های اخیر حجم عبور نفت از تنگه به حدود ۱۴.۲ میلیون بشکه در روز رسیده که نزدیک به ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ است.

همزمان صادرات نفت خاورمیانه در ماه سپتامبر به متوسط ۱۸.۳ میلیون بشکه در روز رسیده و حتی از برخی سطوح پیش از جنگ عبور کرده است؛ اما افزایش هزینه بیمه، اجاره نفتکش و خطر حملات به کشتی‌ها همچنان هزینه تجارت انرژی را بالا نگه داشته است.

بنابراین اهمیت هرمز فقط به حجم نفت عبوری محدود نیست؛ هزینه حمل‌ونقل، بیمه، امنیت کشتیرانی و قیمت نهایی انرژی نیز به شرایط این آبراه وابسته است.

اقتصاد جهانی از شوک جنگ عبور کرده، اما هزینه‌ها باقی مانده است

مخبر در سخنان خود از «تاب‌آوری ایران» و شگفتی جهان از میزان مقاومت کشور سخن گفت. این بخش بیانگر ارزیابی سیاسی اوست و نمی‌توان آن را به‌عنوان یک شاخص اقتصادی مستقل در نظر گرفت.

در سطح جهانی، صندوق بین‌المللی پول نیز از نوعی تاب‌آوری اقتصاد جهانی در برابر شوک جنگ خاورمیانه سخن گفته است، اما همزمان هشدار داده اثرات جنگ همچنان از مسیر انرژی، تورم، تجارت و هزینه تأمین مالی ادامه دارد.

برای خود ایران، تصویر اقتصاد کلان دشوارتر است.

صندوق بین‌المللی پول در به‌روزرسانی تابستان خود برای اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ کاهش تولید ناخالص داخلی را پیش‌بینی کرده بود و در برآورد ماه ژوئیه از انقباض حدود ۵.۴ درصدی سخن گفت. بانک جهانی نیز تأکید کرده چشم‌انداز اقتصاد ایران به‌شدت به طول جنگ، میزان آسیب زیرساخت‌ها، صادرات نفت و وضعیت مسیرهای تجاری وابسته است.

در نتیجه، «تاب‌آوری» در این شرایط بیشتر به معنای توان ادامه فعالیت اقتصاد زیر فشار است، نه الزاماً رشد سریع یا نبود هزینه اقتصادی.

چرا مخبر بر نخبگان به جای استخدام دولتی تأکید کرد؟

یکی از متفاوت‌ترین بخش‌های سخنان مخبر جایی بود که گفت گرفتن پست دولتی الزاماً بهترین مسیر اثرگذاری یک نخبه نیست و حتی ممکن است در مواردی ظرفیت واقعی او را محدود کند.

او خواستار راه‌اندازی «نهضت حل مسئله مردمی» شد و نخبگان را به تنظیم‌گری، افزایش بهره‌وری و ایجاد ثروت دعوت کرد.

از نظر اقتصادی، این بخش می‌تواند به مسئله مهم‌تری اشاره داشته باشد: حرکت از الگوی «اشتغال نخبه در دستگاه دولتی» به سمت «ایجاد شرکت، فناوری و راه‌حل اقتصادی».

برای مثال در حوزه هوش مصنوعی، ارزش اقتصادی زمانی ایجاد می‌شود که نیروی متخصص بتواند محصول قابل عرضه، سامانه صنعتی، صادرات نرم‌افزار یا افزایش بهره‌وری در بخش‌های انرژی، سلامت و حمل‌ونقل ایجاد کند.

در چنین چارچوبی، حمایت دولت بیش از آنکه صرفاً به استخدام منجر شود، باید زیرساخت، سرمایه، دسترسی به داده، بازار و فضای فعالیت را فراهم کند.

بهره‌وری؛ حلقه‌ای که سخنان مخبر به آن رسید

مخبر از نخبگان خواست بهره‌وری را افزایش دهند و گفت این مسیر هم به حل مسائل کشور و هم به خلق ثروت برای خود افراد کمک می‌کند.

این نکته شاید اقتصادی‌ترین بخش سخنان او باشد.

کشوری ممکن است منابع انرژی فراوان داشته باشد، اما اگر برای تولید هر واحد کالا انرژی، سرمایه یا نیروی انسانی بیشتری از استاندارد جهانی مصرف کند، مزیت منابع به‌سرعت از بین می‌رود.

به همین دلیل پیوند نخبگان با صنعت، کشاورزی، انرژی، پزشکی و نظام مالی زمانی مؤثر خواهد بود که نتیجه آن کاهش هزینه، افزایش تولید و رشد بهره‌وری باشد.

در غیر این صورت، سرمایه انسانی می‌تواند بدون آنکه ارزش اقتصادی متناسب ایجاد کند، در ساختارهای اداری یا فعالیت‌های کم‌بازده متوقف شود.

آیا ایران واقعاً می‌تواند «مثلث ابرقدرتی» را فعال کند؟

سخنان مخبر بیش از آنکه توصیف وضعیت فعلی باشد، تصویری از ظرفیتی است که به اعتقاد او ایران می‌تواند به آن دست یابد.

ایران موقعیت ژئوپلیتیکی مهمی دارد و تنگه هرمز نیز همچنان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. داده‌های روز بازار نفت نشان می‌دهد حتی تغییر در جریان کشتیرانی این منطقه می‌تواند هزینه حمل‌ونقل و قیمت انرژی را در مقیاس جهانی جابه‌جا کند.

اما قدرت اقتصادی پایدار تنها بر موقعیت جغرافیایی استوار نیست. مسیرهای جایگزین انرژی، توسعه خطوط لوله، تغییر فناوری، افزایش تولید در کشورهای دیگر و سازگاری بازارها می‌توانند در بلندمدت از وزن هر مزیت جغرافیایی بکاهند.

بنابراین تبدیل موقعیت راهبردی ایران به قدرت پایدار نیازمند ترکیب آن با رشد صنعتی، فناوری، سرمایه‌گذاری و ثبات اقتصادی است.

پیام اصلی جلسه نخبگان چه بود؟

در نهایت، سخنان امروز محمد مخبر را می‌توان حول یک پیام مرکزی خلاصه کرد: ظرفیت‌های ایران زمانی به قدرت تبدیل می‌شوند که نیروی انسانی متخصص بتواند آنها را به راه‌حل اقتصادی و فناوری تبدیل کند.

او پیروزی ایران در تقابل جاری با آمریکا را قطعی دانست؛ این بخش یک پیش‌بینی و موضع سیاسی شخصی است و نتیجه واقعی تحولات ژئوپلیتیکی به روند جنگ، مذاکرات و شرایط منطقه وابسته خواهد بود.

در سوی دیگر، ارقام اقتصادی بین‌المللی نشان می‌دهد ایران همزمان با این ظرفیت‌ها با فشار قابل توجه بر رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری روبه‌روست.

به همین دلیل شاید مهم‌ترین بخش سخنان مخبر نه پیش‌بینی نتیجه جنگ، بلکه همان سؤالی باشد که از نخبگان خواست از خود بپرسند: «چه گره‌ای می‌توانم باز کنم؟»

اگر پاسخ این سؤال به افزایش بهره‌وری، فناوری، صادرات و تولید منجر شود، ضلع «نخبگی» در مثلث مورد اشاره او می‌تواند از یک ظرفیت بالقوه به یک عامل واقعی قدرت اقتصادی تبدیل شود؛ در غیر این صورت، منابع طبیعی و موقعیت ژئوپلیتیکی به‌تنهایی برای ساخت قدرت پایدار کافی نخواهند بود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث