نفت واقعاً ۱۴۰ دلار شده است؟ شکاف عجیب بازار فیزیکی با برنت ۱۰۱ دلاری؛ پشت پرده عدد جنجالی نفت
پاسخ درست این است: هر دو عدد میتوانند درست باشند، اما درباره دو بازار متفاوت صحبت میکنند.
قیمت قرارداد آتی برنت در معاملات چهارشنبه ۷ اکتبر حوالی ۱۰۰.۹۳ دلار بوده است. این قرارداد یک ابزار مالی استاندارد برای تحویل در آینده است و همان عددی است که معمولاً در خبرها به عنوان «قیمت نفت برنت» منتشر میشود.
اما در بازار فیزیکی اروپا، جایی که پالایشگاه برای دریافت محموله واقعی و سریع نفت رقابت میکند، قیمتها بسیار بالاترند. تحلیل منتشرشده از بازار نشان میدهد متوسط قیمت کامل فورتیز در هفته گذشته حدود ۱۴۰.۲ دلار و اوزبرگ حدود ۱۴۲.۵ دلار بوده است؛ در حالی که متوسط قرارداد ماه اول برنت حدود ۱۰۳.۲ دلار قرار داشت.
بنابراین عبارت «نفت به ۱۴۰ دلار رسید» از نظر بازار فیزیکی قابل دفاع است؛ اما عبارت «قیمت واقعی نفت ۱۴۰ دلار و قیمت ۱۰۰ دلاری برنت غیرواقعی است» بیش از حد سادهسازی میکند.
Dated Brent بالای ۱۲۳ دلار؛ شکاف بازار از کجا آمده است؟
یکی از مهمترین شاخصهای بازار فیزیکی، Dated Brent است؛ معیاری که ارزش محمولههای واقعی نفت دریای شمال را در تحویل نزدیک منعکس میکند.
بر اساس محاسبات منتشرشده، Dated Brent در هفته گذشته بهطور متوسط حدود ۱۲۳.۳ دلار در هر بشکه بوده است؛ یعنی حدود ۲۰ دلار بالاتر از قرارداد آتی ماه اول برنت. اما حتی این عدد نیز تمام فشار بازار فوری را نشان نمیدهد، زیرا منحنی نفت در وضعیت شدید «بکواردیشن» قرار گرفته و محمولههایی که زودتر قابل تحویلاند با قیمت بسیار بالاتری معامله میشوند.
به زبان ساده، خریدار حاضر است برای بشکهای که همین حالا تحویل میگیرد پول بسیار بیشتری نسبت به بشکهای بپردازد که قرار است چند هفته یا چند ماه بعد تحویل شود.
چنین ساختاری معمولاً علامت کمبود یا فشار شدید در عرضه فوری است.
چرا فورتیز تا ۱۴۰ دلار گران شده است؟
فورتیز یکی از گریدهای اصلی مجموعهای است که قیمتگذاری برنت بر پایه آن شکل میگیرد و به دلیل دسترسی دریایی، گزینه مهمی برای پالایشگاههای اروپا و حتی آسیاست.
مشکل امروز بازار الزاماً این نیست که نفتی در جهان وجود ندارد؛ مشکل این است که رساندن نفت مناسب، در زمان مناسب و به پالایشگاه مناسب بسیار دشوار و گران شده است.
رویترز گزارش کرده با وجود بهبود صادرات خلیج فارس، هزینه حمل نفتکش از خاورمیانه به آسیا به بیش از ۱.۲ میلیون دلار در روز رسیده و مشکلات بیمه، امنیت دریایی، تغییر مسیر کشتیها و ظرفیت محدود پالایشگاهی همچنان فشار زیادی ایجاد میکنند.
در نتیجه، نفت دریای شمال و آفریقای غربی که بدون عبور از هرمز در دسترس پالایشگاههای اروپایی قرار دارند، پرمیوم بزرگی گرفتهاند.
یک اصلاح مهم؛ رقم ۱۴۰.۲ دلار از جان کمپ نیست
جان کمپ، تحلیلگر باسابقه انرژی، در هفتههای اخیر بارها درباره شکاف بازار فیزیکی و آتی نوشته و در نیمه سپتامبر نیز اشاره کرده بود فورتیز در بازار فیزیکی از ۱۳۵ دلار عبور کرده است.
اما عدد مشخص ۱۴۰.۲ دلار برای متوسط فورتیز و ۱۴۲.۵ دلار برای اوزبرگ در هفته گذشته در گزارشی از بیارنه شیلدروپ، تحلیلگر ارشد SEB، مطرح شده است.
این تفکیک مهم است، زیرا اصل خبر درست است، اما انتساب دقیق عدد به منبع اهمیت دارد.
ترامپ میگوید جریان نفت برگشته؛ دادهها چه میگویند؟
از یک منظر، استدلال دولت آمریکا و کشورهای تولیدکننده بیپایه نیست.
دادههای شرکت Vortexa نشان میدهد صادرات نفت و فرآوردههای کشورهای خلیج فارس بهجز ایران در سپتامبر به طور متوسط به ۱۹.۲ میلیون بشکه در روز رسیده؛ معادل بیش از ۸۱ درصد سطح پیش از جنگ. صادرات نفت خام و میعانات نیز تا حدود ۹۱ درصد سطح پیش از جنگ بازیابی شده است.
عربستان نقش اصلی این بازگشت را داشته است. وزیر انرژی این کشور اعلام کرده جریان خط لوله شرق-غرب که نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند به ۵.۸ میلیون بشکه رسیده است.
پس از نظر تعداد بشکهها، واقعاً بخش مهمی از صادرات بازگشته است.
اما مشکل بازار امروز فقط تعداد بشکه نیست.
نفت برگشته، ولی لجستیک هنوز عادی نشده است
این دقیقاً همان پارادوکسی است که تفاوت ۱۰۰ و ۱۴۰ دلار را توضیح میدهد.
بازار قبل از جنگ شبکهای نسبتاً قابل پیشبینی داشت: نفتکش مسیر مشخصی را طی میکرد، بیمه با هزینه معمولی صادر میشد، پالایشگاه میدانست چه نوع نفتی چه روزی به بندر میرسد و هزینه حمل قابل پیشبینی بود.
امروز حجم بیشتری نفت در حال حرکت است، اما مسیر آن پیچیدهتر و گرانتر شده است.
بخشی از کشتیها برای کاهش ریسک سامانه شناسایی خود را خاموش میکنند، مسیرهای جایگزین استفاده میشود، هزینه بیمه و کرایه بالا رفته و صادرات فرآوردههای پالایشی هنوز بسیار ضعیفتر از نفت خام است. آمار Vortexa نشان میدهد صادرات فرآوردههای منطقه تنها به حدود ۶۰ درصد سطح پیش از جنگ برگشته است.
همین مسئله باعث شده بازار دیزل و سوخت جت بسیار تنگتر از چیزی باشد که قیمت قرارداد آتی نفت خام نشان میدهد.
مدیرعامل شورون: نفت فیزیکی آسیا نزدیک ۱۵۰ دلار است
اظهارات مایک ویرث، مدیرعامل Chevron، شاید روشنترین تصویر را از شرایط امروز ارائه دهد.
او ششم اکتبر در نشست Energy Intelligence Forum در لندن گفت سیستم انرژی اکنون نسبت به ماههای ابتدایی جنگ شکنندهتر شده و «حاشیه امن» عرضه نفت و فرآوردهها در حال کاهش است.
به گفته ویرث، در حالی که برنت آتی حدود ۱۰۰ دلار معامله میشود، هزینه نفت فیزیکی تحویلشده به آسیا به ۱۵۰ دلار نزدیکتر است تا ۱۰۰ دلار.
این سخن از مدیر یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی جهان نشان میدهد شکاف فعلی فقط یک ناهنجاری کوچک آماری نیست؛ پالایشگاههای واقعی با هزینهای به مراتب بیشتر از قیمت روی صفحه معاملات مواجه هستند.
ماجرای «VaR Shock» چیست؟
یک لایه جنجالی دیگر بازار به رفتار قراردادهای آتی مربوط میشود.
فرانک مونکام، استراتژیست کلان Bloomberg Markets Live که سابقه فعالیت در Gunvor و Vitol را دارد، در گفتوگویی با بلومبرگ گفته بود بازار برنت تحت تأثیر چیزی قرار گرفته که او آن را «سیاست شوک VaR» مینامد.
از نگاه او، اظهارات و مداخلات کلامی دولت آمریکا نوسان بازار برنت را افزایش داده و باعث شده بخشی از سرمایههای سفتهبازانه به دلیل محدودیتهای مدیریت ریسک از معاملات خارج شوند. مونکام گفته کاهش موقعیتهای باز در برنت نشان میدهد معاملهگران به دلیل دشوار شدن اندازهگیری و پوشش ریسک، بخشی از موقعیتهای خود را کنار گذاشتهاند.
در اواخر سپتامبر نیز چند گزارش بازار به الگویی اشاره کردند که خبرهای مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا حوالی ظهر به وقت شرق آمریکا، زمانی که نقدشوندگی پایینتر است، منتشر میشد و پس از آن برنت افت تندی میکرد.
اما یک نکته ضروری است: این تحلیل اثبات دستکاری عمدی بازار توسط دولت آمریکا نیست. «VaR Shock» چارچوب تحلیلی مونکام برای توضیح رفتار معاملهگران و مداخلات کلامی است.
چرا بازار فیزیکی را نمیتوان با حرف پایین آورد؟
قرارداد آتی را میتوان با انتظارات تغییر داد؛ بازار فیزیکی در نهایت به بشکه نفت نیاز دارد.
اگر معاملهگر تصور کند توافق سیاسی نزدیک است، میتواند قرارداد برنت را بفروشد. اما پالایشگاهی که برای هفته آینده به یک میلیون بشکه نفت نیاز دارد، اگر محموله جایگزین نداشته باشد مجبور است قیمت بالاتری بپردازد.
همین مسئله توضیح میدهد چرا در حالی که برنت نزدیک ۱۰۱ دلار ایستاده، فورتیز حدود ۱۴۰ دلار و نفت تحویلشده به آسیا نزدیک ۱۵۰ دلار گزارش میشود.
آیا این شکاف میتواند ادامه پیدا کند؟
لزومی ندارد شکاف ۳۰ تا ۴۰ دلاری برای مدت طولانی ثابت بماند.
اگر عبور نفت از هرمز پایدار شود، حملات به نفتکشها کاهش یابد، کرایه کشتیها و بیمه پایین بیاید و صادرات فرآوردههای پالایشی بازیابی شود، بازار فیزیکی میتواند به قیمت آتی نزدیکتر شود.
در مقابل، یک حمله بزرگ به خط لوله یا نفتکش، توقف مجدد صادرات یا اختلال پالایشگاهی میتواند این شکاف را حتی بیشتر کند.
خود شیلدروپ نیز هشدار داده شدت بکواردیشن امروز بازتاب کمبود فوری است و الزاماً پیشبینی آینده نیست؛ شرایط میتواند هم سریع بهتر شود و هم بسیار بدتر.
پیشبینی قیمت نفت؛ عدد ۱۴۰ دلار چه هشداری میدهد؟
اداره اطلاعات انرژی آمریکا تازه پیشبینی قیمت نفت را بالا برده و انتظار دارد برنت در سهماهه چهارم ۲۰۲۶ به طور متوسط ۱۰۵ دلار باشد. این نهاد کاهش ذخایر جهانی و کمبود فرآوردههایی مانند دیزل را از عوامل اصلی افزایش پیشبینی خود میداند.
بنابراین فعلاً سناریوی پایه بازار این نیست که قرارداد آتی برنت فوراً به ۱۴۰ دلار برسد.
اما فورتیز ۱۴۰ دلاری یک هشدار بزرگ است: بازار فیزیکی بسیار تنگتر از چیزی است که قیمت قرارداد آتی نشان میدهد.
در نتیجه تیتر دقیقتر این نیست که «قیمت واقعی تمام نفت جهان ۱۴۰ دلار شده»، بلکه این است که برخی از مهمترین بشکههای واقعی و قابل تحویل نفت اکنون ۱۴۰ تا نزدیک ۱۵۰ دلار قیمت دارند، در حالی که بازار آتی هنوز حوالی ۱۰۰ دلار است.
همین شکاف کمسابقه، مهمترین علامت خطر بازار انرژی امروز است؛ نفت در حال عبور است، اما هنوز ارزان، امن و آسان به مقصد نمیرسد.