پایان ماهعسل تارتار در پرسپولیس؛ باخت به تراکتور یک هشدار بزرگ داشت: با ترمز دستی نمیشود قهرمان شد
پرسپولیس لیگ بیستوششم را با دو پیروزی امیدوارکننده آغاز کرد. شاگردان مهدی تارتار در هفته اول شمسآذر را دو بر صفر شکست دادند و از همان نیم ساعت نخست با دو گل، چهرهای هجومی نشان دادند. هفته دوم نیز استقلال خوزستان با نتیجه چهار بر یک مغلوب شد تا شش امتیاز و شش گل زده، فضای مثبتی اطراف سرخپوشان ایجاد کند.
اما اولین مسابقه برابر یکی از مدعیان اصلی قهرمانی همهچیز را تغییر داد. پرسپولیس در ورزشگاه بدون تماشاگر یادگار امام تبریز تا دقیقه ۹۰ مقابل تراکتور بدون گل مساوی بود، اما اشتباه دانیال ایری و ضربه تومیسلاو اشترکالی نتیجه را یک بر صفر کرد و نخستین شکست فصل تارتار رقم خورد.
از همان لحظه، دو برد ابتدایی تا حد زیادی به حاشیه رفت و بحث اصلی به تصمیمات فنی سرمربی پرسپولیس برگشت.
ترکیب پرسپولیس مقابل تراکتور؛ تارتار چرا سه هافبک مرکزی گذاشت؟
ترکیب رسمی پرسپولیس نشان میدهد تارتار برابر تراکتور از پویا پورعلی، پویا لطیفیفر و محمد خدابندهلو در بخش میانی استفاده کرد؛ در حالی که تیوی بیفوما، محمدمهدی محبی و علی علیپور عناصر اصلی فاز هجومی بودند. اوستون اورونوف و ایگور سرگیف حتی بهعنوان بازیکن تعویضی نیز وارد زمین نشدند و امیرحسین محمودی تازه در دقیقه ۸۴ فرصت بازی پیدا کرد.
این انتخاب از نظر تاکتیکی کاملاً بیدلیل نبود. گزارش تحلیلی ورزش سه نیز اشاره کرده که افزایش تعداد نفرات پرسپولیس در مرکز زمین با هدف مختل کردن بازیسازی تراکتور انجام شده و سرخپوشان در بخشهایی از مسابقه توانستند خط میانی میزبان را کنترل کنند.
مشکل اما از جایی آغاز شد که این اولویت دفاعی، بخشی از کیفیت خلاقانه پرسپولیس را از زمین خارج کرد.
پرسپولیس با سه هافبک مرکزی توانست تراکتور را برای مدت زیادی از ساخت موقعیتهای متعدد دور نگه دارد، اما خودش نیز در فاز حمله روانی دو بازی قبلی را نداشت. وقتی تیمی با مجموعهای از مهرههای تهاجمی گرانقیمت وارد مسابقه بزرگ میشود، صرفاً خنثی کردن هافبکهای حریف نمیتواند معیار موفقیت باشد.
آیا پرسپولیس واقعاً هیچ موقعیتی نداشت؟
در نقد نمایش پرسپولیس باید یک نکته را دقیق گفت: سرخها کاملاً بدون موقعیت نبودند.
بیفوما در همان دقیقه نخست میتوانست گل بزند اما ضربهاش را بیرانوند مهار کرد. در دقیقه ۲۹ حرکت ترکیبی سرخها نزدیک بود بیفوما را صاحب فرصت جدی کند و در دقایق پایانی نیمه نخست نیز پاس پشتپای او موقعیتی در محوطه ایجاد کرد که مهاجمی برای استفاده از آن حضور نداشت. در دقیقه ۵۱ هم علی علیپور شانس مناسبی داشت اما ضربهاش پس از برخورد به مدافع تراکتور راهی بیرون شد.
حتی گزارش نیمه نخست ورزش سه، پرسپولیس را در ۴۵ دقیقه اول تیم بهتر زمین دانسته و مشکل اصلی را بیدقتی در ضربات پایانی عنوان کرده است.
بنابراین انتقاد اصلی را نباید اینگونه مطرح کرد که پرسپولیس «هیچ کاری نکرد». مسئله مهمتر، افت جسارت و تعداد حملات تیم در ادامه مسابقه و واکنش دیرهنگام کادر فنی برای افزایش قدرت هجومی بود.
اورونوف چرا حتی یک دقیقه بازی نکرد؟
بزرگترین علامت سؤال ترکیب پرسپولیس به اوستون اورونوف مربوط میشود.
بازیکنی که توانایی عبور در نبردهای یکبهیک، حمل توپ و برهم زدن ساختار دفاعی حریف را دارد، در مسابقهای بسته که یک حرکت فردی میتوانست سرنوشت آن را تغییر دهد، ۹۰ دقیقه روی نیمکت نشست.
ایگور سرگیف نیز شرایط مشابهی داشت. مهاجم ازبک پرسپولیس در دیدار قبلی برابر استقلال خوزستان در ترکیب اصلی قرار گرفته بود و گل هم زده بود، اما برابر تراکتور نهتنها فیکس نشد بلکه فرصت حضور بهعنوان جانشین را نیز پیدا نکرد.
تارتار بعد از مسابقه تأکید کرد نیمکتنشینی اورونوف و سرگیف «فقط به دلیل فنی» بوده و توضیح داد که پرسپولیس تیمی پرمهره است و انتخاب بازیکنان برعهده کادر فنی قرار دارد.
این توضیح حق سرمربی را برای انتخاب ترکیب تثبیت میکند، اما به معنای پایان نقد نیست. تصمیم فنی ممکن است منطقی باشد، اما نتیجه و کیفیت اجرای آن همچنان قابل ارزیابی است.
مشکل تارتار؛ نسخه تیمهای متوسط برای پرسپولیس جواب میدهد؟
تارتار نزدیک به دو دهه تجربه سرمربیگری در لیگ برتر دارد و بخش مهمی از اعتبار حرفهای خود را با ساختن تیمهای منظم، دونده و دشوار برای شکست دادن به دست آورده است. همین سابقه از نخستین روز حضورش در پرسپولیس، یک پرسش را به همراه داشت: آیا او میتواند سبک خود را متناسب با الزامات یک تیم مدعی قهرمانی تغییر دهد؟
خود تارتار نیز در آغاز کار تلاش کرده بود این تصویر را تغییر دهد. بعد از شروع هجومی پرسپولیس، از فوتبال تیمهای پرسپولیس در دهه ۶۰ صحبت کرد و دو برد ابتدایی هم نشانههایی از تیمی ارائه داد که میخواهد بیشتر از گذشته حمله کند. باخت تبریز اما دوباره همان برچسب قدیمی «احتیاط» را به بحث اصلی پیرامون او تبدیل کرد.
تفاوت یک تیم متوسط با پرسپولیس دقیقاً در همین نقطه است. برای بسیاری از تیمهای لیگ، کسب یک امتیاز در خانه تراکتور نتیجه مطلوبی محسوب میشود؛ اما پرسپولیس با امکانات، بودجه و کیفیت بازیکنانش برای قهرمانی بسته شده و انتظار از آن متفاوت است.
یک تناقض بزرگ؛ تیمی که برای نباختن رفت، حتی مساوی هم نگرفت
طنز تلخ مسابقه برای تارتار این بود که ساختار محتاطانه تیم تا دقیقه ۹۰ تقریباً کار کرده بود.
تراکتور نیز شب درخشانی نداشت و بازی در مجموع کمموقعیت بود. اما در دقیقه ۹۰، دفع اشتباه دانیال ایری مقابل اشترکالی قرار گرفت و بازیکن تعویضی تراکتور با یک ضربه سرضرب دروازه پیام نیازمند را باز کرد.
یعنی پرسپولیس برای کاهش ریسک طراحی شده بود، اما در نهایت روی یک اشتباه فردی همان چیزی را از دست داد که تمام مسابقه برای حفظش تلاش کرده بود.
نکته جالبتر اینکه پس از دریافت گل و زمانی که دیگر چیزی برای از دست دادن وجود نداشت، سرخها در وقتهای تلفشده جلو کشیدند و حتی پوریا شهرآبادی فرصت مناسبی برای مساوی کردن نتیجه پیدا کرد. گزارش تحلیلی ورزش سه نیز به همین موقعیت اشاره کرده است.
همین چند دقیقه آخر، پرسش منتقدان را جدیتر میکند: اگر پرسپولیس توان فشار آوردن داشت، چرا برای انجام آن تا پس از دقیقه ۹۰ منتظر ماند؟
تارتار مسئولیت شکست را پذیرفت
نکته مثبت در واکنش تارتار این بود که پس از مسابقه مسئولیت را از خود دور نکرد. سرمربی پرسپولیس از هواداران عذرخواهی کرد و مسئولیت باخت را متوجه کادر فنی دانست. او همچنین تأکید کرد بازیکنان جوان برای کسب تجربه ممکن است اشتباه کنند و تیم باید از این شکست درس بگیرد.
این موضع میتواند بخشی از فشار بعد از نخستین شکست را کنترل کند، اما آنچه برای هواداران اهمیت بیشتری دارد، واکنش عملی در مسابقات بعدی است.
پرسپولیس هنوز فقط سه هفته از فصل را پشت سر گذاشته و یک شکست، دلیل کافی برای زیر سؤال بردن کل پروژه تارتار نیست. همان تیم در دو بازی نخست شش گل زده و نمایشهای خوبی داشته است. از طرف دیگر، حتی در تبریز نیز نیمه نخست ضعیفتر از تراکتور نبود.
اما بازی تراکتور نخستین هشدار واقعی بود.
هشدار بزرگ به تارتار؛ پرسپولیس نمیتواند همیشه با ترمز دستی بازی کند
شکست تبریز بیش از آنکه ثابت کند تارتار مربی نامناسبی برای پرسپولیس است، یک سؤال درباره مسیر آینده او ایجاد کرد.
اگر چینش محتاطانه مقابل تراکتور صرفاً یک برنامه موردی برای مهار یک حریف قدرتمند بوده، میتوان نتیجه را بخشی از فراز و نشیب طبیعی فصل دانست. اما اگر در تمام مسابقات بزرگ قرار باشد خلاقترین مهرهها قربانی تراکم در خط میانی شوند و اولویت نخست تیم «گل نخوردن» باشد، تارتار دیر یا زود با فشار بسیار بزرگتری مواجه خواهد شد.
پرسپولیس برای قهرمانی نیازمند نظم دفاعی است، اما هوادار این تیم از مربیاش چیزی بیش از نظم میخواهد: شهامت بردن بازیهای بزرگ.
تارتار پس از باخت گفت تصمیماتش فنی بودهاند؛ درست هم هست. اما فوتبال تیمهای بزرگ یک قانون بیرحمانه دارد: تصمیم فنی زمانی از نقد در امان میماند که در زمین جواب بدهد.
در تبریز جواب نداد.
نخستین آزمون جدی فصل، نخستین شکست تارتار را رقم زد و حالا سرمربی پرسپولیس با چالشی روبهرو است که در تیمهای قبلی کمتر تجربه کرده بود؛ اینکه باید ثابت کند میتواند تیمی را مدیریت کند که مساوی برایش همیشه نتیجه خوب نیست و گاهی حتی برد هم باید با فوتبال قانعکننده همراه باشد.
شکست مقابل تراکتور پایان راه نیست، اما میتواند پایان ماهعسل باشد. از اینجا به بعد هر بار که اورونوف روی نیمکت بماند، هر بار که پرسپولیس با ترکیب محافظهکارانه وارد یک بازی بزرگ شود و هر بار که تیم در خلق موقعیت مشکل داشته باشد، مسابقه تبریز دوباره به یاد آورده خواهد شد.
پیام آن شب برای تارتار ساده بود: پرسپولیس را میتوان منظم کرد، اما نمیتوان با ترمز دستی به دنبال قهرمانی فرستاد.