امیرحسین محمودی کجاست؟ پدیده پرسپولیس در ۳ هفته فقط ۹ دقیقه بازی کرد
روایت مطرحشده درباره اینکه محمودی پس از دو بازی لیگ به تیم ملی رسید و سپس همراه ایران به جام جهانی رفت، فقط تا نیمه اول درست است.
اوجگیری او در پرسپولیس واقعاً بسیار سریع بود. محمودی ۱۴ بهمن فصل گذشته مقابل چادرملو در ترکیب اصلی قرار گرفت و در دقیقه ۸۲ با ضربهای دقیق تنها گل مسابقه را زد؛ گلی که سه امتیاز حساس برای پرسپولیس به همراه داشت. او در همان بازی پیش از گل نیز چند پاس خطرناک برای مهاجمان تیم ساخته بود و یکی از بهترین بازیکنان زمین بود.
مدتی بعد نام محمودی به تیم ملی رسید و حتی در فهرست اولیه ۳۰ نفره ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ حضور داشت. رویترز در ۱۷ مه نام او را در میان مهاجمان فهرست مقدماتی ایران ثبت کرده بود.
اما در فهرست نهایی ۲۶ نفره، نام محمودی وجود نداشت. فیفا و رویترز هر دو فهرست نهایی ایران را منتشر کردند و مهاجمان منتخب شامل مهدی طارمی، علی علیپور، امیرحسین حسینزاده، دنیس درگاهی و شهریار مغانلو بودند. محمودی پیش از آغاز جام جهانی خط خورد.
پس نمیتوان گفت او «از جام جهانی به پرسپولیس برگشته». تجربه اردوی تیم ملی و قرار گرفتن در آستانه جام جهانی برای یک بازیکن ۱۹ ساله مهم بود، اما تجربه حضور در خود تورنمنت را نداشت.
محمودی در سه هفته چند دقیقه بازی کرده است؟
اینجا دومین نکته تعیینکننده قرار دارد.
پرسپولیس لیگ را با برد ۲ بر صفر مقابل شمسآذر آغاز کرد. محمودی در این مسابقه تا دقیقه ۸۷ روی نیمکت بود و تنها در دقایق پایانی به جای محمد عمری وارد شد.
در هفته دوم، پرسپولیس استقلال خوزستان را ۴ بر یک شکست داد. محمودی در فهرست ذخیرهها حضور داشت اما اصلاً وارد زمین نشد.
در بازی سوم مقابل تراکتور نیز در دقیقه ۸۴ جانشین محمد خدابندهلو شد و تقریباً شش دقیقه از وقت قانونی به اضافه وقتهای تلفشده در زمین بود.
بنابراین مجموع حضور او در وقت قانونی سه هفته چیزی در حدود ۹ دقیقه است.
با چنین نمونه کوچکی نمیتوان با اطمینان گفت بازیکن «هیچ حرکت مثبتی نداشته» و از فرصتهای متعدد خود استفاده نکرده است. یک وینگر جوان در دو حضور سه و شش دقیقهای معمولاً حتی فرصت لمس کافی توپ برای ارزیابی جدی پیدا نمیکند.
مقایسه با شهرآبادی؛ تقریباً ۹ برابر فرصت بیشتر
مقایسه محمودی با پوریا شهرآبادی اتفاقاً تفاوت مهمی را نشان میدهد.
شهرآبادی مقابل شمسآذر در دقیقه ۶۳ وارد شد، برابر استقلال خوزستان دوباره از دقیقه ۶۳ بازی کرد و در وقتهای اضافه گل چهارم را زد. مقابل تراکتور نیز از دقیقه ۶۶ به میدان آمد.
فقط با محاسبه وقت قانونی، شهرآبادی در سه هفته حدود ۷۸ دقیقه بازی کرده است؛ محمودی حدود ۹ دقیقه.
یعنی یکی تقریباً ۹ برابر دیگری فرصت داشته است.
پس اینکه شهرآبادی گل زده و محمودی هنوز خروجی آماری ندارد، صرفاً مقایسه کیفیت دو بازیکن نیست؛ حجم فرصت نیز کاملاً متفاوت بوده است.
این البته چیزی از ارزش گل شهرآبادی کم نمیکند. بازیکن جوان وقتی وارد زمین میشود باید تلاش کند سریع اثر بگذارد و او مقابل استقلال خوزستان دقیقاً همین کار را کرد. اما از محمودی نمیتوان در دو کامئوی بسیار کوتاه همان میزان خروجی را مطالبه کرد.
اتفاق عجیبتر؛ تارتار ظاهراً از محمودی خواسته کمتر دریبل بزند
ماجرا وقتی جالبتر میشود که گزارش تازه فوتبالی را در نظر بگیریم.
این رسانه نوشته مهدی تارتار پس از بازی شمسآذر با محمودی صحبت کرده و از او خواسته کمتر روی حرکات تکنیکی و دریبل تمرکز کند و بیشتر «در خدمت تیم» باشد. طبق همین گزارش، تغییر سبک محمودی در بازیهای بعدی میتواند نتیجه همین دستور فنی باشد. این ادعا تاکنون در یک مصاحبه مستقیم از تارتار یا محمودی تأیید نشده، بنابراین باید آن را گزارش رسانهای دانست، نه واقعیتی قطعی.
اما اگر چنین دستوری واقعاً صادر شده باشد، مسئله ظریفتر میشود.
محمودی اساساً بهعنوان وینگر چپ معرفی شده و ویژگیای که باعث جلب توجه او در تیمهای پایه و سپس بزرگسالان شد، توانایی حمل توپ، یکبهیک و بازی رو به جلو بود. او ۱۹ سال دارد و قراردادش با پرسپولیس تا ۲۰۲۸ ادامه دارد.
طبیعی است سرمربی از بازیکن جوان بخواهد بیهدف دریبل نزند، توپ را زودتر آزاد کند و نظم تاکتیکی تیم را رعایت کند؛ اما تبدیل یک بازیکن خلاق به مهرهای که از ترس از دست دادن توپ جرئت اقدام فردی ندارد نیز خطرناک است.
مسئله، حذف دریبل نیست؛ انتخاب درست زمان دریبل است.
تارتار خودش گفت جوانگرایی «تاوان دارد»
پس از شکست یک بر صفر مقابل تراکتور، تارتار به تجربه کم بازیکنان جوان اشاره کرد و گفت بازی دادن به جوانان «تاوان دارد» و آنها باید از اشتباهاتشان باتجربه شوند. او مسئولیت شکست را نیز متوجه کادر فنی دانست.
همین جمله را میتوان درباره محمودی هم به کار برد، اما از زاویهای دیگر.
اگر باشگاه تصمیم گرفته جوانگرایی کند، باید بپذیرد رشد بازیکن فقط با حضور در تمرین اتفاق نمیافتد. یک بازیکن ۱۹ ساله برای پیشرفت به دقایق واقعی، اشتباه واقعی و فرصت اصلاح آن اشتباه نیاز دارد.
نمیشود از یک طرف گفت «جوان باید اشتباه کند تا باتجربه شود» و از طرف دیگر بازیکن جوان را فقط در دقیقه ۸۷ و ۸۴ وارد زمین کرد و سپس درباره خروجی نداشتن او سؤال ساخت.
این تناقضی است که تارتار باید در هفتههای آینده حل کند.
محمودی فصل قبل چه چیزی نشان داد؟
نگرانی درباره افت او به این دلیل ایجاد شده که فصل قبل نشانههای امیدوارکنندهای داشت.
گل مقابل چادرملو فقط یک گل شانسی نبود. تسنیم در گزارش همان مسابقه نوشته بود محمودی در نیمه نخست دو پاس در عمق مناسب برای علیپور و سرگیف ارسال کرد و سپس در دقیقه ۸۲ خودش گل برتری را زد.
او در ادامه برابر ملوان، گلگهر و خیبر نیز فرصت بازی پیدا کرد و سپس به اردوی تیم ملی رسید. آمار ثبتشده نشان میدهد در مسابقات دوستانه ملی نیز برای ایران به میدان رفت.
این مسیر برای بازیکنی که متولد تیر ۱۳۸۵ است بسیار سریع بود.
اما پیشرفت جوانها خط مستقیم نیست. ممکن است یک بازیکن در ۱۸ سالگی ناگهان ظاهر شود و چند ماه بعد برای مدتی به نیمکت برگردد. مهم این است که باشگاه این افتوخیز طبیعی را چگونه مدیریت کند.
مقایسه با مهدی عبدی جذاب است، اما هنوز خیلی زود
نام مهدی عبدی بهعنوان هشدار مطرح شده؛ مهاجمی که در سن پایین با گل در دربی خیلی سریع مشهور شد و بعدها نتوانست جایگاه دائمی خود را در پرسپولیس حفظ کند.
عبدی واقعاً نمونه مناسبی برای یادآوری خطر شهرت زودهنگام بدون مسیر توسعه پایدار است. او برای پرسپولیس ۸۴ بازی لیگ انجام داد و علاوه بر گلهای مهم در دربی، در نیمهنهایی و فینال لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۲۰ نیز گل زد؛ بنابراین دوران او را هم نمیتوان صرفاً یک جرقه کوتاه توصیف کرد.
اما مقایسه سرنوشت محمودی ۱۹ ساله با عبدی از همین هفته سوم بسیار زود است.
محمودی هنوز سه سال قرارداد دارد، تازه وارد دومین فصل بزرگسالان شده و در فصل جاری حتی ۱۰ دقیقه کامل از وقت قانونی بازی نکرده است.
نگرانی زمانی جدی میشود که ماهها بگذرد، فرصت واقعی داده شود و هیچ پیشرفتی دیده نشود.
مسئله واقعی محمودی چیست؛ افت بازیکن یا کمبود فرصت؟
بعد از سه هفته، پاسخ قطعی ممکن نیست.
ممکن است محمودی در تمرینات تارتار را قانع نکرده باشد. ممکن است سرمربی در فاز دفاعی یا تصمیمگیری بدون توپ ایرادهایی در بازی او ببیند. حضور بازیکنانی مانند محمد عمری، بیفوما، اورونوف، محمدمهدی محبی و دیگر گزینههای هجومی نیز رقابت را شدید کرده است.
اما اطلاعات عمومی فعلاً یک چیز را روشن میکند: محمودی به اندازهای بازی نکرده که بتوان افت او را بر اساس مسابقات لیگ اثبات کرد.
حتی اتفاقات سه هفته نخست نشان میدهد سؤال باید از دو طرف پرسیده شود.
از محمودی باید پرسید آیا در تمرینات، دوندگی، تصمیمگیری و بازی بدون توپ آنقدر خوب بوده که اعتماد سرمربی را پس بگیرد؟
و از تارتار باید پرسید برنامهاش برای یکی از مهمترین استعدادهای فصل گذشته چیست؟ پنج دقیقههای پایانی، قرض دادن برای کسب تجربه یا تبدیل تدریجی او به یک گزینه واقعی برای ترکیب؟
خطر اصلی برای محمودی نه مهدی عبدی شدن، بلکه بلاتکلیفی است
پرسپولیس تیم بزرگی است و هیچ بازیکن جوانی صرفاً به دلیل سن یا استعداد گذشته صاحب پیراهن ثابت نمیشود. شهرآبادی نشان داده وقتی فرصت میرسد، باید از آن استفاده کرد.
اما فرق بزرگی میان «رقابت برای ترکیب» و «نداشتن مسیر مشخص» وجود دارد.
امیرحسین محمودی در سه هفته اول حدود ۹ دقیقه از وقت قانونی بازی کرده؛ نه به جام جهانی رفته و نه هنوز فرصتی داشته که درباره فصل جدیدش حکم قطعی صادر کنیم.
به همین دلیل شاید پرسش «محمودی کجاست؟» درست باشد، اما پاسخ آن الزاماً «خودش فرصتها را از دست داده» نیست.
بخشی از پاسخ روی نیمکت پرسپولیس قرار دارد.
تارتار بعد از شکست تبریز گفت جوانها برای باتجربهشدن باید اشتباه کنند. محمودی برای اینکه اشتباه کند، یاد بگیرد و بهتر شود، ابتدا باید بیش از شش دقیقه در یک مسابقه فرصت بازی داشته باشد.
سه هفته برای هشدار کافی است؛ برای صدور حکم درباره آینده یک بازیکن ۱۹ ساله، نه.