کد خبر: ۶۶۴۸۲۰

راز بازار بازیکنان تکراری فوتبال ایران؛ چرا ستاره‌های افت‌کرده همیشه تیم پیدا می‌کنند؟

آقایی
پنجره نقل‌وانتقالات فوتبال ایران دوباره پر از نام‌هایی شده که هواداران سال‌هاست آنها را از یک تیم به تیم دیگر دنبال می‌کنند. سعید آقایی امروز به مس رفسنجان پیوست، عارف غلامی بعد از سه فصل کم‌بازی راهی چادرملو شد، علی شجاعی لباس ذوب‌آهن را پوشید و تیم مجتبی جباری در قشم نیز مجموعه‌ای از بازیکنان باسابقه استقلال را کنار هم جمع کرده است. این اتفاق الزاماً ثابت نمی‌کند پشت هر انتقال، نقش غیرمتعارف مدیربرنامه‌ها وجود دارد؛ اما یک سؤال جدی را دوباره زنده می‌کند: چرا باشگاه‌های ایرانی اغلب خرید یک نام آشنا و کم‌ریسک را به فرصت دادن به یک بازیکن جوان و ناشناخته ترجیح می‌دهند؟
۱۰:۵۴ - ۰۴ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

نقل‌وانتقالات فوتبال ایران ویژگی عجیبی دارد؛ گاهی کافی است چند سال پنجره تابستانی را دنبال کنید تا مجموعه‌ای از اسامی تقریباً ثابت را بارها در عکس‌های رونمایی باشگاه‌های مختلف ببینید.

بازیکنی در یک تیم نیمکت‌نشین می‌شود، قراردادش تمدید نمی‌شود یا یک فصل کم‌فروغ را پشت سر می‌گذارد؛ اما پایان کار او در آن باشگاه معمولاً به معنای خروجش از چرخه فوتبال حرفه‌ای نیست. چند هفته بعد، همان بازیکن با پیراهن تیم دیگری معرفی می‌شود.

بازار تابستان ۱۴۰۵ نیز نمونه‌های قابل توجهی دارد.

یک اصلاح مهم؛ فرشید اسماعیلی دیگر بازیکن فجر نیست

یکی از نمونه‌هایی که در این بحث مطرح شده فرشید اسماعیلی است، اما درباره مقصد فعلی او باید اطلاعات را به‌روز کرد.

اسماعیلی فصل گذشته برای فجر سپاسی بازی می‌کرد، اما ۲۹ مرداد امسال رسماً به ذوب‌آهن اصفهان پیوست. این هافبک ۳۲ ساله پیش از آن سابقه حضور در استقلال، العربی قطر، فولاد، نساجی، پیکان، مس رفسنجان و فجر را داشته است. طبق آمار منتشرشده، او ۲۰۶ بازی در لیگ برتر ایران انجام داده و ۱۸ گل و ۲۸ پاس گل ثبت کرده است.

بنابراین اگر بحث درباره «تکرار مقصدها» باشد، انتقال تازه اسماعیلی به ذوب‌آهن حتی نمونه روشن‌تری است؛ بازیکنی باتجربه که همچنان در ۳۲ سالگی مشتری لیگ برتری دارد.

البته همین آمار ۲۰۶ بازی یک نکته مهم را یادآوری می‌کند: قرار نیست هر بازیکن باسابقه‌ای که چند تیم عوض کرده، الزاماً بازیکنی «تمام‌شده» باشد. مسئله اصلی باید تناسب عملکرد اخیر، قیمت قرارداد و نیاز فنی تیم باشد، نه صرفاً سن یا تعداد باشگاه‌های قبلی.

سعید آقایی دوباره تیم پیدا کرد؛ این بار مس رفسنجان

تازه‌ترین نمونه امروز چهارشنبه چهارم شهریور رقم خورد.

سعید آقایی، مدافع چپ ۳۱ ساله و بازیکن سابق پرسپولیس، سپاهان، تراکتور، فولاد و نساجی، به مس رفسنجان پیوست. مس فصل جدید را در لیگ دسته اول ادامه خواهد داد.

درباره اینکه مس «نهمین تیم» آقایی است باید با احتیاط صحبت کرد؛ چون شمارش مقصدها با توجه به دوره‌های تکراری حضور او در تراکتور و نوع محاسبه قراردادهای قرضی متفاوت می‌شود. اما اصل موضوع روشن است: بازیکنی که سال‌هاست در فوتبال حرفه‌ای ایران حضور دارد و بخش مهم دوران اوجش به سال‌های قبل بازمی‌گردد، هنوز در بازار داخلی تقاضا دارد.

برای یک تیم لیگ یکی که می‌خواهد سریع به لیگ برتر برگردد، منطق جذب چنین بازیکنی هم قابل فهم است: مربی دقیقاً می‌داند چه چیزی تحویل می‌گیرد، بازیکن تجربه مسابقات بزرگ دارد و زمان کمتری برای تطبیق نیاز خواهد داشت.

همین «اطمینان نسبی» یکی از دلایل اصلی گردش نام‌های تکراری است.

پرونده عجیب‌تر عارف غلامی؛ ۲۹ ساله اما با دقایق بسیار کم

عارف غلامی نمونه متفاوتی است؛ چون برخلاف برخی نام‌های دیگر هنوز فقط ۲۹ سال دارد.

مدافع سابق استقلال روز سوم شهریور پس از انجام آزمایش‌های پزشکی به چادرملو اردکان پیوست. تسنیم گزارش داده غلامی فصل گذشته تنها در ۱۰ مسابقه مختلف برای استقلال به میدان رفته است.

نگاهی به سه فصل گذشته او سؤال‌های بیشتری ایجاد می‌کند. غلامی در فصل حضورش در ولژ موستار تنها هفت بازی لیگ انجام داد، در تراکتور فقط دو مرتبه در لیگ به میدان رفت و در آخرین فصل استقلال نیز آمار لیگ او هشت بازی و تنها ۳۸۸ دقیقه بود.

با این حساب مجموع حضور لیگ او طی این سه مقطع حتی به تعداد بازی‌های کامل یک فصل لیگ برتر هم نمی‌رسد.

با این وجود چادرملو پس از تأیید پزشکی او را جذب کرده است.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دو نگاه مقابل هم قرار می‌گیرند: آیا باشگاه باید روی بازیکنی که سابقه استقلال، سپاهان، تراکتور و تیم ملی دارد ریسک کند، یا همان جایگاه را به یک مدافع ۲۱ یا ۲۲ ساله بدهد که هنوز نام بزرگی ندارد؟

علی شجاعی؛ یک نمونه که قضاوت درباره‌اش ساده نیست

علی شجاعی هم در تابستان امسال دوباره تیم عوض کرد و با قراردادی دوساله به ذوب‌آهن پیوست. او پیش از این در تیم‌هایی مانند نساجی، پرسپولیس، مس رفسنجان، فولاد و خیبر بازی کرده است.

اما اینجا باید مراقب برچسب‌زنی بود.

شجاعی ۲۹ سال دارد و طبق گزارش مربوط به انتقالش، فصل گذشته برای خیبر دو گل و دو پاس گل ثبت کرده است. بنابراین قرار دادن خودکار او در گروه بازیکنان «تمام‌شده» چندان دقیق نیست.

نقطه محل بحث درباره او بیشتر تعداد جابه‌جایی‌هاست؛ اینکه چرا بخش مهمی از بازیکنان میانی فوتبال ایران به جای تثبیت شدن در یک پروژه، تقریباً هر یک یا دو سال یک بار وارد چرخه‌ای تازه می‌شوند.

این بی‌ثباتی هم می‌تواند معلول تصمیم باشگاه باشد، هم تغییر مربی، هم پیشنهاد مالی بهتر و هم فعالیت مدیربرنامه.

تیم مجتبی جباری در قشم؛ سه استقلالی با سابقه فراوان

بیشترین توجه شاید به پروژه جدید مجتبی جباری در قشم جلب شده باشد.

پس از تغییر مالکیت شناورسازی قشم و ورود منطقه آزاد قشم، جباری هدایت تیم را برعهده گرفت و خیلی سریع سراغ چند چهره آشنا رفت. داریوش شجاعیان، مرتضی تبریزی و امین قاسمی‌نژاد هر سه به این تیم لیگ یکی پیوسته‌اند.

شجاعیان ۳۴ ساله است، تبریزی ۳۵ سال دارد و قاسمی‌نژاد نیز اکنون ۳۹ ساله است و آبان‌ماه ۴۰ ساله خواهد شد.

اما آمار آنها یکسان نیست.

مرتضی تبریزی فصل گذشته در ۱۲ مسابقه برای پیکان موفق به گلزنی نشد. در مقابل امین قاسمی‌نژاد با وجود سن بالا، طبق آمار فوتبال ۳۶۰ در ۳۰ بازی لیگ یک برای هوادار ۱۰ گل به ثمر رسانده است.

داریوش شجاعیان نیز در فصل قبل ۲۰ مسابقه لیگ برتر برای شمس‌آذر انجام داد و نزدیک به ۱۵۰۰ دقیقه بازی کرد؛ هرچند خروجی هجومی او تنها یک پاس گل بود.

پس حتی در این سه خرید هم نمی‌توان یک حکم واحد صادر کرد. قاسمی‌نژاد با وجود نزدیکی به ۴۰ سالگی هنوز در لیگ یک آمار گلزنی داشته، در حالی که درباره برخی دیگر سؤال درباره بازده فنی جدی‌تر است.

چرا مربیان بازیکن شناخته‌شده را ترجیح می‌دهند؟

این چرخه فقط با عبارت «نفوذ مدیربرنامه» توضیح داده نمی‌شود.

مربی فوتبال ایران معمولاً زمان بسیار کمی برای نتیجه گرفتن دارد. دو یا سه شکست می‌تواند جایگاهش را به خطر بیندازد. در چنین فضایی، استفاده از بازیکن ۳۰ ساله‌ای که ۱۵۰ مسابقه حرفه‌ای انجام داده، از نگاه مربی ریسک کمتری نسبت به جوان ۲۰ ساله‌ای دارد که ممکن است برای رسیدن به ثبات به یک فصل زمان نیاز داشته باشد.

باشگاه هم با همان منطق حرکت می‌کند.

برای مدیرعامل، رونمایی از یک بازیکن سابق استقلال، پرسپولیس یا تیم ملی بسیار ساده‌تر از توضیح دادن درباره یک استعداد ناشناخته است. نام شناخته‌شده برای هوادار قابل فروش‌تر است، رسانه سریع‌تر درباره آن می‌نویسد و اگر خرید شکست بخورد، مدیر می‌تواند بگوید «بازیکن باتجربه و شناخته‌شده جذب کردیم.»

در واقع بخشی از مسئله را باید فرهنگ مدیریت کوتاه‌مدت دانست.

نقش مدیربرنامه‌ها؛ انگیزه مالی وجود دارد، اما اتهام نیاز به سند دارد

طبیعی است که در هر انتقال، نقش ایجنت یا مدیربرنامه مورد توجه قرار بگیرد.

مدیربرنامه فوتبال بابت مذاکره و انعقاد قرارداد خدمات حرفه‌ای ارائه می‌دهد و از قرارداد بازیکن یا معامله مرتبط با آن منفعت اقتصادی قانونی دارد. مقررات فیفا نیز برای فعالیت ایجنت‌ها، مجوز، قرارداد نمایندگی و نحوه دریافت حق‌الزحمه چارچوب تعیین کرده است.

بنابراین هرچه بازیکن قراردادهای بیشتری منعقد کند، به‌طور بالقوه فرصت اقتصادی بیشتری نیز برای نمایندگان دخیل در این بازار ایجاد می‌شود.

اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که انتقال بازیکنان نام‌برده حتماً نتیجه نفوذ غیرقانونی ایجنت‌ها یا منافع پنهان بوده است. برای چنین ادعایی به قرارداد، پرداخت‌ها یا مستندات مشخص نیاز است.

پرسش درست‌تر این است: باشگاه چگونه ثابت می‌کند انتخابش بر مبنای ارزیابی فنی و اقتصادی بوده است؟

آیا واحد استعدادیابی گزارشی داده؟ آیا آمار بازیکن با گزینه جوان‌تر مقایسه شده؟ مبلغ قرارداد نسبت به عملکرد اخیر منطقی است؟ آیا سرمربی شخصاً بازیکن را خواسته است؟

شفافیت همین پاسخ‌ها می‌تواند بخش زیادی از شائبه‌ها را از بین ببرد.

قربانی اصلی این چرخه بازیکنان جوان هستند؟

فدراسیون فوتبال امسال ظرفیت بازیکنان زیر ۲۳ سال در لیست لیگ برتری را از هشت به ۱۰ نفر افزایش داده و یک سهمیه جدید نیز به بازیکنان زیر ۲۵ سال اضافه کرده است. در عین حال، دو جایگاه اجباری نیمکت که قبلاً برای زیر ۲۱ سال بود، به زیر ۲۳ سال تغییر کرده است.

روی کاغذ سهم جوانان بیشتر شده است؛ اما داشتن نام یک بازیکن جوان در فهرست با بازی دادن به او تفاوت دارد.

تا زمانی که مربی برای نتیجه هفته بعد تحت فشار باشد، ممکن است یک بازیکن ۲۲ ساله فقط سهمیه لیست را پر کند و در مسابقه حساس دوباره همان چهره ۳۲ ساله وارد زمین شود.

نتیجه بلندمدت چنین رویکردی می‌تواند روشن باشد: بازیکن جوان برای کسب تجربه باید به لیگ پایین‌تر برود، در حالی که جایگاه‌های لیگ برتر مرتب میان نام‌های شناخته‌شده گردش می‌کند.

مشکل فوتبال ایران «بازیکن باتجربه» نیست؛ خرید بدون معیار است

حضور بازیکنان مسن یا باتجربه به خودی خود اشکال نیست.

فوتبال حرفه‌ای پر از بازیکنانی است که بعد از ۳۵ سالگی همچنان تعیین‌کننده‌اند. امین قاسمی‌نژاد با ۱۰ گل فصل گذشته حتی نمونه‌ای است که نشان می‌دهد سن شناسنامه‌ای به‌تنهایی معیار مناسبی نیست.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که اسم بازیکن جای ارزیابی عملکرد را بگیرد.

اگر یک مهاجم طی یک فصل گل نزده، باشگاهی که او را می‌خرد باید بداند چرا انتظار دارد در سیستم جدید بهتر شود. اگر مدافعی سه سال پیاپی دقایق کمی داشته، تست پزشکی و ارزیابی بدنی او باید جدی‌تر باشد. اگر بازیکنی هر فصل تیم عوض می‌کند، باشگاه باید دلیل عدم ثباتش را بررسی کند.

در یک بازار حرفه‌ای، شهرت گذشته فقط یکی از داده‌هاست؛ نه مهم‌ترین داده.

چرا این چرخه تمام نمی‌شود؟

پاسخ احتمالاً مجموعه‌ای از چند عامل است: مربیان کم‌حوصله و تحت فشار، مدیرانی که خرید نام‌های بزرگ را کم‌ریسک‌تر می‌دانند، شبکه ارتباطی بازیکنان و ایجنت‌ها، استعدادیابی ضعیف، قراردادهای کوتاه‌مدت و نبود اعتماد کافی به محصول آکادمی‌ها.

بازار تابستان ۱۴۰۵ همه این نشانه‌ها را دوباره مقابل فوتبال ایران گذاشته است.

فرشید اسماعیلی از فجر به ذوب‌آهن رفته، سعید آقایی امروز مس رفسنجان را انتخاب کرده، عارف غلامی بعد از سال‌هایی کم‌بازی به چادرملو رسیده، علی شجاعی دوباره پیراهن عوض کرده و در قشم نیز سه بازیکن باسابقه استقلال قرار است پروژه صعود مجتبی جباری را پیش ببرند.

ممکن است بعضی از این خریدها کاملاً موفق از آب دربیایند. حتی ممکن است بازیکن ۳۹ ساله بیش از یک استعداد ۲۰ ساله گل بزند.

اما سؤال اصلی همچنان باقی می‌ماند:

اگر یک بازیکن سال‌ها افت کرده یا در چند تیم متوالی نتوانسته جایگاه ثابتی بسازد، باشگاه بعدی دقیقاً بر اساس چه داده‌ای او را انتخاب می‌کند؟

تا زمانی که باشگاه‌های ایرانی برای این سؤال پاسخ فنی، آماری و شفاف نداشته باشند، عکس رونمایی همان نام‌های قدیمی در پیراهن‌های جدید همچنان یکی از تکراری‌ترین تصاویر هر تابستان فوتبال ایران خواهد بود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط