«بهترین»های خودخوانده فوتبال ایران؛ از ادعای بیرانوند تا حکم عجیب طارمی درباره پیام صادقیان
ماجرا از برنامه «فوتبال برتر» آغاز شد؛ جایی که پیام صادقیان مهمان برنامه بود و در بخشی از آن، پیام صوتی مهدی طارمی برای او پخش شد.
طارمی خطاب به همبازی سابقش گفت: «تو قطعاً بهترین بازیکن دهه ۷۰ به بالای فوتبال ایران هستی و خواهی بود.» محتوای این پیام در چند خروجی رسانهای و کانالهای ورزشی منتشر شده و اصل نقلقول قابل تأیید است.
اگر جمله را صرفاً بهعنوان یک تعریف دوستانه نگاه کنیم، موضوع چندان پیچیده نیست. طارمی و صادقیان سابقه همبازی بودن دارند و طبیعی است یک فوتبالیست از استعداد دوست قدیمیاش با اغراق تعریف کند.
اما مشکل از واژه «قطعاً» شروع میشود.
بهترین بودن در فوتبال بر اساس چه معیاری تعیین میشود؟ استعداد خام؟ کیفیت تکنیکی؟ تعداد فصلهای درخشان؟ بازی ملی؟ افتخارات باشگاهی؟ حضور در اروپا؟ طول عمر حرفهای؟ یا تأثیری که یک بازیکن روی تاریخ فوتبال کشور گذاشته است؟
بدون تعیین این معیارها، «بهترین» بیشتر یک نظر شخصی است تا یک حکم قابل اثبات.
پیام صادقیان چقدر خوب بود؟
در استعداد پیام صادقیان تردید چندانی وجود ندارد. بهخصوص فصل نخست او در پرسپولیس هنوز برای هواداران این تیم خاطرهانگیز است.
صادقیان در لیگ ۱۴-۲۰۱۳ برای پرسپولیس ۲۶ مسابقه انجام داد، سه گل زد و طبق آمار ثبتشده، با هشت پاس گل بهترین پاسور پرسپولیس در آن فصل بود. سرخپوشان نیز با ۵۶ امتیاز نایبقهرمان لیگ شدند.
توانایی دریبل، پاس آخر، بازی بین خطوط و جسارت صادقیان باعث شده بود بسیاری تصور کنند یک ستاره برای سالهای آینده فوتبال ایران ظهور کرده است.
اما مشکل دقیقاً همینجاست: آن اوج خیلی کوتاه بود.
صادقیان در فصل بعد فقط ۱۰ مسابقه لیگ برای پرسپولیس انجام داد و یک گل زد و پس از آن در نفت تهران، صبای قم، ماشینسازی و فوتبال ترکیه نتوانست مسیری متناسب با استعدادی که از او دیده شده بود بسازد.
بنابراین میتوان گفت پیام صادقیان یکی از بااستعدادترین بازیکنان نسل خود بود؛ اما تبدیل «بااستعدادترین» به «بهترین» نیاز به کارنامهای بسیار بزرگتر دارد.
جالب اینکه خود طارمی هم رقیب این عنوان است
اگر منظور مهدی طارمی از «دهه ۷۰ به بالا»، بازیکنان متولد دهه ۱۳۷۰ به بعد باشد، ماجرا حتی عجیبتر میشود.
خود طارمی متولد ۱۳۷۱ است و در همان دسته قرار میگیرد. فوتبالیستی که سالها در اروپا بازی کرده، در لیگ قهرمانان اروپا گل زده، پیراهن پورتو و اینتر را پوشیده و یکی از مهمترین گلزنان تاریخ تیم ملی ایران شده است.
سردار آزمون، علیرضا جهانبخش و چند بازیکن ملی دیگر نیز در همین محدوده سنی قرار میگیرند.
بنابراین اگر معیار، کارنامه حرفهای و استمرار در سطح بالا باشد، حتی مقایسه صادقیان با طارمی و آزمون بحثی بسیار دشوار ایجاد میکند. اگر معیار فقط استعداد تکنیکی باشد، آن وقت اساساً با موضوعی سلیقهای روبهرو هستیم که کلمه «قطعاً» در آن معنای چندانی ندارد.
شاید تعریف دقیقتر این بود: «یکی از بااستعدادترین بازیکنانی که دیدهام.»
اما فوتبال ایران عاشق حکم قطعی است.
قبل از طارمی، بیرانوند «بهترین نسل تاریخ» را انتخاب کرده بود
این اولین بار نیست که یکی از چهرههای نسل فعلی با چنین قاطعیتی درباره جایگاه تاریخی خود یا همنسلانش حرف میزند.
علیرضا بیرانوند پس از جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ و حذف ایران مقابل قطر، نسل آن تیم ملی را «بهترین نسل تاریخ فوتبال ایران» توصیف کرد؛ جملهای که همان زمان واکنشهای فراوانی به دنبال داشت.
او بعدتر حتی از تعبیر «بهترین نسل ۵۰ سال اخیر» نیز استفاده کرد و کیفیت نفر به نفر بازیکنان فعلی را بالاتر از نسلهای قبلی دانست.
البته بیرانوند در مصاحبهای متأخرتر موضع متفاوتی اتخاذ کرد و با اشاره به سه قهرمانی ایران در جام ملتهای آسیا گفت نسلی که پیش از انقلاب سه بار قهرمان قاره شد، به دلیل افتخاراتش شایسته عنوان بهترین نسل است. این تغییر موضع نشان میدهد حتی کسی که زمانی حکم قطعی صادر کرده بود، بعدتر ضرورت نگاه کردن به تاریخ را پذیرفت.
نسلی که سه بار پیاپی آسیا را فتح کرد
برای فهم حساسیت عبارت «بهترین نسل»، فقط کافی است به دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برگردیم.
ایران جام ملتهای آسیا را در ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ سه بار متوالی فتح کرد. AFC تأکید میکند ایران همچنان تنها تیمی است که توانسته سه قهرمانی متوالی جام ملتهای آسیا را ثبت کند؛ رکوردی که پس از نیم قرن هنوز تکرار نشده است.
نسلی با نامهایی مانند علی پروین، همایون بهزادی، حسن روشن و غلامحسین مظلومی نه درباره «بهترین بودن» حرف زد، بلکه جامی را گرفت که ایران از سال ۱۹۷۶ تاکنون دوباره موفق به فتح آن نشده است.
این تفاوت مهمی است: عنوان تاریخی را معمولاً نتایج میسازند، نه بازیکنان همان نسل.
نسل ۹۸ هم چیزی برای گفتن دارد
بعد از آن، نسل دیگری در حافظه جمعی فوتبال ایران ماندگار شد؛ نسل ملبورن.
ایران در ۲۹ نوامبر ۱۹۹۷ در حالی که مقابل استرالیا در ملبورن ۲ بر صفر عقب افتاده بود، با گلهای کریم باقری و خداداد عزیزی بازی را ۲-۲ کرد و پس از تساوی ۳-۳ در مجموع، با قانون گل زده در خانه حریف به جام جهانی فرانسه رسید. FIFA این مسابقه را یکی از دیدارهای ماندگار پلیآفهای جام جهانی معرفی کرده است.
آن صعود، ایران را پس از ۲۰ سال دوباره به جام جهانی رساند. AFC نیز دقیقاً به همین فاصله دو دههای اشاره کرده است.
عابدزاده، دایی، باقری، عزیزی، مهدویکیا و دیگر بازیکنان آن نسل نیز میتوانند در هر مقایسه تاریخی صاحب رأی باشند.
مشکل کلمه «بهترین» چیست؟
مشکل این نیست که طارمی پیام صادقیان را دوست دارد یا بیرانوند به نسل خودش اعتماد دارد. اتفاقاً ورزشکار حرفهای باید اعتمادبهنفس بالایی داشته باشد.
مسئله زمانی آغاز میشود که نظر شخصی به حکم تاریخی تبدیل شود.
پیام صادقیان میتواند برای طارمی بهترین استعداد نسلش باشد. بیرانوند هم میتواند معتقد باشد همتیمیهایش از نظر کیفیت فردی بالاترین سطح را داشتهاند. اما تاریخ فوتبال مجموعهای از معیارهای متفاوت است و نمیتوان یکی را انتخاب کرد و بقیه را نادیده گرفت.
نسل ۱۹۷۶ جام دارد؛ نسل ۱۹۹۸ یک صعود تاریخی؛ نسل دهه ۲۰۰۰ ستارههایی با تجربه سطح اول فوتبال اروپا؛ نسل فعلی نیز چندین حضور متوالی در جام جهانی و تعداد زیادی لژیونر داشته است.
مقایسه ممکن است، اما صدور حکم قطعی تقریباً غیرممکن است.
فوتبال ایران به جای «بهترین» به معیار نیاز دارد
شاید بهتر باشد قبل از انتخاب بهترین بازیکن یا بهترین نسل، ابتدا مشخص کنیم درباره چه چیزی حرف میزنیم.
اگر درباره استعداد صحبت میکنیم، پیام صادقیان قطعاً نام قابل بحثی است. اگر معیار افتخار ملی باشد، نسل سه قهرمانی متوالی آسیا برتری واضحی دارد. اگر معیار تأثیر اجتماعی و خاطره جمعی باشد، نسل ۹۸ جایگاه ویژهای پیدا میکند. اگر حضور مستمر در فوتبال اروپا ملاک باشد، نسل طارمی و آزمون حرفهای زیادی برای گفتن دارد.