هشدار صریح محمدرضا عارف به کشورهای عربی؛ «به قدرتهای خارجی تکیه نکنید» / امنیت خلیج فارس در حال تغییر است؟
محمدرضا عارف در نخستین دوره «جایزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» در تهران، خطاب به کشورهای منطقه گفت اتکای پایدار به قدرتهای خارجی نمیتواند امنیت سیاسی دولتها را تضمین کند.
معاون اول رئیسجمهور گفت: «نظام سلطه» فقط تا زمانی در کنار کشورهای منطقه خواهد بود که سیاستهای آنها با منافع آن هماهنگ باشد و اگر حتی بخشی از مسیر خود را تغییر دهند، ممکن است حمایت خارجی را از دست بدهند. او از دولتهای منطقه خواست به جای تکیه بر قدرتهای فرامنطقهای، پشتوانه اصلی خود را مردمشان بدانند.
لحن عارف به اندازهای صریح بود که برخی رسانهها سخنان او را «تهدید علیه کشورهای عربی» توصیف کردند؛ با این حال در متن کامل سخنرانی، چارچوب استدلال معاون اول بیشتر بر هشدار درباره اعتماد به قدرتهای خارجی و دعوت به همکاری منطقهای استوار بود. او همان روز بر گسترش ارتباط میان کشورهای منطقه، استفاده از دیپلماسی فرهنگی و همکاری میان کشورهای اسلامی نیز تأکید کرد.
عارف دقیقاً چه گفت و مخاطبش چه کشورهایی بودند؟
بخش جنجالی سخنان عارف آنجا بود که به «کشورهای منطقه و شیخنشینها» توصیه کرد مسیر سیاسی خود را تغییر دهند و اتکای بیشتری به جامعه داخلی داشته باشند.
او گفت حمایت قدرتهای بزرگ دائمی نیست و دولتهایی که سیاست خود را خلاف خواسته حامیان خارجی تغییر دهند، نمیتوانند مطمئن باشند همان حمایت گذشته ادامه پیدا میکند.
عارف نام کشور مشخصی را در این بخش نبرد، اما اصطلاح «شیخنشینها» در ادبیات سیاسی ایران عموماً به کشورهای عربی جنوب خلیج فارس اشاره دارد؛ از عربستان و امارات گرفته تا قطر، بحرین، کویت و عمان.
این کشورها طی دهههای گذشته روابط امنیتی گستردهای با آمریکا برقرار کردهاند و بخشی از زیرساخت نظامی ایالات متحده در خاورمیانه نیز در همین کشورها مستقر است.
آیا کشورهای خلیج فارس واقعاً به آمریکا وابستهاند؟
از نظر امنیتی، پاسخ تا حد زیادی مثبت است؛ اما واژه «وابستگی» تمام پیچیدگی رابطه را توضیح نمیدهد.
آمریکا دهههاست شبکه گستردهای از همکاری دفاعی در خلیج فارس ایجاد کرده است. قطر، بحرین، کویت و عربستان روابط امنیتی عمیقی با واشنگتن دارند و عمان و امارات نیز در حوزه دسترسی نظامی، تسلیحات و آموزش با آمریکا همکاری میکنند.
کارنگی در بررسی ساختار امنیتی خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ نوشته است که آمریکا همچنان دارای توافقهای دفاعی و دسترسی نظامی گسترده در کشورهای منطقه است؛ در حالی که چین با وجود توسعه روابط اقتصادی و حتی همکاریهای نظامی، هنوز جایگزین کاملی برای شبکه امنیتی آمریکا ایجاد نکرده است.
حتی پس از تنشهای شدید ماههای گذشته، آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس در نشست وزیران خود در ژوئن ۲۰۲۶ بر تداوم «شراکت راهبردی» و تعهد واشنگتن به امنیت کشورهای عضو تأکید کردند.
بنابراین نمیتوان گفت دولتهای عربی در حال بریدن از آمریکا هستند.
اما اتفاق مهمتری در حال رخ دادن است: آنها دیگر نمیخواهند فقط به آمریکا تکیه کنند.
جنگ ایران چه چیزی را برای کشورهای عربی تغییر داد؟
جنگ اخیر یکی از بزرگترین آزمونهای سیستم امنیتی خلیج فارس در دهههای گذشته بوده است.
کشورهایی که میزبان نیروها و تأسیسات آمریکایی هستند، خود را در معرض تبعات مستقیم رویارویی ایران و آمریکا دیدند. حملات به تأسیسات و زیرساختهای منطقه و نگرانی از گسترش جنگ باعث شد پرسشی که پیشتر بیشتر در محافل دانشگاهی مطرح بود وارد محاسبات عملی دولتها شود: آیا حضور آمریکا همیشه امنیت ایجاد میکند یا در برخی شرایط خود میتواند کشور میزبان را به هدف تبدیل کند؟
آسوشیتدپرس در بررسی پیامدهای شش ماه نخست جنگ نوشته است که بحران اخیر شکافهایی را در تصور کشورهای عربی از «چتر امنیتی آمریکا» آشکار کرده و برخی دولتهای خلیج فارس در حال بررسی گزینههای امنیتی مکمل هستند. با این حال کارشناسان تأکید کردهاند هنوز هیچ قدرتی قادر نیست مجموعه قابلیتهای نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی آمریکا را به طور کامل جایگزین کند.
عربستان، برای مثال، در کنار روابط گسترده با آمریکا، همکاریهای امنیتی خود با پاکستان و ترکیه را نیز توسعه داده است.
این دقیقاً همان روندی است که میتوان آن را «تنوعبخشی امنیتی» نامید؛ نه خروج از ائتلاف با آمریکا.
نکتهای که سخنان عارف سادهسازی میکند
با وجود پایه واقعی نگرانی درباره قابلیت اتکای بلندمدت به حمایت خارجی، بخش «اگر ۱۰ یا ۱۵ درصد مسیرتان را تغییر دهید، سرنگون میشوید» در سخنان عارف یک گزاره سیاسی و خطابی است، نه پیشبینی قابل اثبات درباره سرنوشت کشورهای عربی.
تجربه روابط آمریکا با دولتهای مختلف نشان میدهد واشنگتن ممکن است بر متحدان خود فشار وارد کند یا حمایت را تعدیل کند، اما تغییر ۱۰ یا ۱۵ درصدی سیاست هیچ فرمول مشخصی برای سقوط یک دولت ایجاد نمیکند.
کشورهای عربی خلیج فارس نیز بازیگرانی کاملاً منفعل نیستند.
عربستان و امارات در سالهای اخیر در موضوعاتی مانند نفت، رابطه با چین و روسیه و حتی برخی پروندههای منطقهای، الزاماً همان سیاست واشنگتن را دنبال نکردهاند؛ در عین حال روابط دفاعی خود را با آمریکا حفظ کردهاند.
قطر نمونه روشن دیگری است.
این کشور میزبان یکی از مهمترین پایگاههای آمریکا در منطقه است، اما همزمان نقش میانجی میان ایران و آمریکا را دنبال میکند. نخستوزیر قطر در روزهای اخیر نیز برای تلاش جهت کاهش تنش به تهران سفر کرده است.
بنابراین واقعیت منطقه بیشتر شبیه «موازنهگری» است تا انتخاب ساده میان تهران و واشنگتن.
چرا تهران اکنون کشورهای عربی را به نزدیکی بیشتر دعوت میکند؟
زمانبندی سخنان عارف اهمیت زیادی دارد.
ایران در شرایطی با فشار اقتصادی و نظامی آمریکا روبهرو است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس یکی از مهمترین حلقههای تجارت، مالی و دیپلماسی منطقه هستند.
واشنگتن نیز برای افزایش فشار بر تهران از برخی شرکای اقتصادی ایران خواسته روابط تجاری خود را محدود کنند. گزارشهای اخیر نشان دادهاند نقش امارات و دیگر کشورهای منطقه در شبکه تجارت ایران برای تهران اهمیت زیادی دارد.
در چنین شرایطی، کاهش شکاف با عربستان، امارات، قطر و دیگر کشورهای جنوبی خلیج فارس برای ایران فقط مسئلهای امنیتی نیست؛ یک ضرورت اقتصادی نیز محسوب میشود.
تهران تلاش میکند این پیام را منتقل کند که امنیت منطقه باید توسط خود کشورهای منطقه ساخته شود، نه قدرتهای خارجی.
اما موفقیت این ایده نیازمند اعتماد متقابل است؛ چیزی که جنگهای اخیر به آن آسیب جدی زدهاند.
یک تناقض بزرگ در پیام ایران به همسایگان
تهران از کشورهای خلیج فارس میخواهد حضور و وابستگی امنیتی آمریکا را کاهش دهند، اما همین کشورها یکی از دلایل اصلی روابط گسترده خود با واشنگتن را نگرانی از ایران عنوان میکنند.
این تناقض بدون تغییر رفتار عملی قابل حل نیست.
اگر ایران بخواهد ایده «امنیت بدون قدرتهای خارجی» برای همسایگانش جذاب شود، صرف دعوت سیاسی کافی نخواهد بود. کشورهای عربی باید مطمئن شوند در صورت کاهش وابستگی به آمریکا، تهدید دیگری جای آن را نمیگیرد.
حملات ماههای اخیر به زیرساختها و کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی دقیقاً باعث افزایش همین نگرانی شده است. آسوشیتدپرس گزارش کرده این حملات هم اعتماد به تضمین آمریکا را کاهش داده و هم در عین حال نگرانی کشورهای خلیج فارس درباره ظرفیت نظامی ایران را تقویت کرده است.
به همین دلیل دولتهای منطقه فعلاً به جای انتخاب یک طرف، در حال افزایش تعداد گزینههای خود هستند.
خلیج فارس به سمت «چندجانبهگرایی امنیتی» میرود؟
نشانهها میگویند بله.
در مدل جدید، عربستان میتواند شریک راهبردی آمریکا باقی بماند و همزمان با چین تجارت کند، با پاکستان همکاری دفاعی داشته باشد و با ایران گفتوگو کند.
امارات نیز میتواند روابط اقتصادی عمیقی با چین داشته باشد و در همان زمان تجهیزات نظامی غربی خریداری کند.
قطر میتواند پایگاه آمریکایی میزبانی کند و همزمان میان واشنگتن و تهران میانجی باشد.
عمان نیز سالهاست همین سیاست موازنهگرانه را دنبال میکند.
این رویکرد نه خروج از نظم آمریکایی است و نه پیوستن به محور ایران؛ بلکه نوعی بیمهکردن سیاست خارجی در جهانی با عدم قطعیت بیشتر است.
پیام عارف؛ هشدار واقعی، اما راهحل دشوارتر از یک سخنرانی
مهمترین بخش صحبت محمدرضا عارف را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: هیچ تضمین امنیتی خارجی دائمی نیست.
تحولات اخیر خاورمیانه تا حدی این گزاره را تقویت کرده است. حتی نزدیکترین شرکای آمریکا در منطقه اکنون به دنبال گزینههای مکمل هستند و جنگ اخیر پرسشهایی درباره میزان کارآمدی چتر امنیتی واشنگتن ایجاد کرده است.
اما نتیجه این وضعیت الزاماً همان چیزی نیست که تهران میخواهد.
کشورهای عربی احتمالاً آمریکا را کنار نمیگذارند؛ بلکه روابطشان را با چین، ترکیه، پاکستان، اروپا و حتی ایران گسترش خواهند داد تا در صورت بحران، وابسته به یک قدرت واحد نباشند.
در نتیجه سخنان عارف را بیش از آنکه نشانه نزدیک بودن یک چرخش ناگهانی در خلیج فارس بدانیم، باید بخشی از رقابت بزرگتری بر سر معماری امنیتی آینده منطقه ارزیابی کرد.
ایران میگوید امنیت باید «درونزا» و متکی به کشورهای منطقه باشد. آمریکا همچنان خود را ضامن اصلی امنیت متحدان عرب معرفی میکند و دولتهای خلیج فارس در میان این دو دیدگاه، به دنبال یک گزینه سوم هستند: حفظ آمریکا، بدون وابستگی مطلق به آمریکا.
اگر این روند ادامه پیدا کند، مهمترین تغییر خاورمیانه شاید نه خروج نیروهای آمریکایی، بلکه پایان دورهای باشد که دولتهای منطقه تقریباً تمام تخممرغهای امنیتی خود را در یک سبد قرار میدادند.