شوک عجیب به بورس؛ از ۲۲ همت صف خرید تا ۸ همت صف فروش | فردا بازار برمیگردد یا ریزش میکند؟
بورس تهران روز سهشنبه دقیقاً نشان داد چرا «اعتماد» یکی از مهمترین داراییهای هر بازار سرمایه است.
معاملات در شرایطی آغاز شد که تقاضا کاملاً بر عرضه برتری داشت. ارزش صفهای خرید در دقایق ابتدایی به حدود ۲۲ همت رسیده بود و بسیاری از سهامداران انتظار داشتند روند صعودی روزهای گذشته ادامه پیدا کند.
اما از حوالی ساعت ۹:۳۰ ورق برگشت.
کندی و اختلال در سامانه معاملات باعث شد ثبت و پردازش بخشی از سفارشها با مشکل روبهرو شود و به تدریج فضای روانی بازار تغییر کند. بازاری که در ابتدا با صفهای خرید سنگین مواجه بود، در پایان با بیش از ۸ همت صف فروش بسته شد.
تغییری که در چند ساعت رخ داد، شاید مهمترین اتفاق بورس ۱۰ شهریور باشد.
شاخص سبز ماند؛ اما بیش از ۷۰ درصد بازار قرمز شد
ظاهر شاخصها حتی میتواند معاملهگر را گمراه کند.
شاخص کل بورس در پایان معاملات با حدود ۳۵ هزار و ۹۶۸ واحد افزایش در سطح ۶ میلیون و ۵۸۳ هزار و ۹۳۲ واحد ایستاد. شاخص هموزن نیز حدود ۳۶۷۱ واحد افزایش یافت و به محدوده یک میلیون و ۸۲۵ هزار واحد رسید.
اما پشت این شاخصهای سبز، تصویر متفاوتی وجود داشت.
دادههای مختلف پایان بازار نشان میدهند بیش از ۷۰ درصد نمادها در محدوده منفی قرار گرفتند. برخی آمارها سهم نمادهای منفی را ۷۱ درصد و دادههای آوای آگاه حدود ۷۷ درصد ثبت کردهاند؛ اختلافی که میتواند ناشی از جامعه آماری متفاوت باشد، اما در اصل نتیجه تغییری ایجاد نمیکند: بدنه بازار بهشدت فروشنده شده بود.
بنابراین افزایش شاخص کل را نباید به معنای یک روز مثبت برای اکثریت سهامداران دانست.
خروج ۴.۳ همت پول حقیقی؛ مهمتر از سبز بودن شاخص
یکی دیگر از اعداد مهم سهشنبه، جریان پول حقیقی بود.
براساس آمار منتشرشده، حدود ۴.۳ هزار میلیارد تومان پول حقیقی از بازار خارج شد و ارزش معاملات خرد سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی به حدود ۵۹ همت رسید. حجم معاملات نیز بسیار بالا بود.
این ترکیب معنای قابل توجهی دارد.
افزایش ارزش معاملات زمانی سیگنال مثبت محسوب میشود که همراه با ورود نقدینگی و افزایش قدرت خریدار باشد؛ اما وقتی معاملات سنگین همزمان با خروج چند هزار میلیارد تومان پول حقیقی اتفاق میافتد، میتواند نشانه جابهجایی مالکیت از سرمایهگذاران خرد به حقوقیها یا افزایش فشار فروش باشد.
به همین دلیل برای پیشبینی معاملات چهارشنبه، صرفاً نگاه کردن به شاخص کل کافی نیست.
سرانه خرید حقیقی، سرانه فروش حقیقی، قدرت خریدار و جریان ورود و خروج پول احتمالاً شاخصهای مهمتری برای تشخیص جهت واقعی بازار خواهند بود.
شرکت مدیریت فناوری چه توضیحی درباره اختلال داد؟
شرکت مدیریت فناوری بورس تهران ابتدا با انتشار اطلاعیهای وجود اختلال در عملکرد سامانههای معاملاتی را تأیید کرد و اعلام کرد واحدهای فنی در حال بررسی و رفع مشکل هستند.
ساعاتی بعد نیز این شرکت اعلام کرد مشکل رفع شده و سامانههای معاملاتی به حالت عادی بازگشتهاند.
اما یک حلقه مهم همچنان مفقود است.
در اطلاعیههای در دسترس تا زمان تنظیم این گزارش، توضیح فنی مشخصی درباره اینکه دقیقاً چه عاملی باعث اختلال شده، چرا سیستم در یکی از پرحجمترین روزهای بازار با مشکل مواجه شده و چه اقدامی برای جلوگیری از تکرار آن انجام خواهد شد منتشر نشده است.
همچنین اطلاعیه عمومی مشخصی درباره جبران زیان احتمالی معاملهگرانی که به دلیل اختلال نتوانستهاند سفارش خود را به موقع ثبت، ویرایش یا لغو کنند، مشاهده نشده است.
همین نقطه است که موضوع را از یک ایراد فنی ساده به مسئله اعتماد سرمایهگذار تبدیل میکند.
چرا اختلال سامانه برای بورس خطرناکتر از یک قطعی ساده است؟
در بازار سرمایه، امکان دسترسی برابر به اطلاعات و زیرساخت معامله یکی از پایههای اعتماد است.
سهامداری که مطمئن نباشد در لحظه حساس میتواند سفارش خود را ثبت یا لغو کند، برای ورود سرمایه جدید با تردید بیشتری مواجه خواهد شد. حتی اگر شرکت موردنظر از نظر بنیادی ارزنده باشد، «ریسک زیرساخت» میتواند به نرخ تنزیل ذهنی سرمایهگذار اضافه شود.
اتفاق سهشنبه دقیقاً همین موضوع را نشان داد.
بازار از حدود ۲۲ همت صف خرید به حدود ۸ همت صف فروش رسید؛ هرچند نمیتوان تمام این چرخش را فقط به اختلال نسبت داد و شناسایی سود پس از رشد اخیر نیز بخشی از عرضهها را توضیح میدهد، سرعت تغییر فضای معاملات نشان میدهد مشکل سامانه نقش قابل توجهی در افزایش رفتار هیجانی داشته است.
این نخستینبار هم نیست که زیرساخت معاملات بورس ایران خبرساز میشود. سابقه اختلالهای هسته معاملات به سالهای قبل بازمیگردد و همین تکرار، حساسیت سهامداران را بیشتر کرده است.
تناقض بزرگ بورس؛ تورم بالا، دلار ۲۱۱ هزار تومان و سهام عقبمانده
در طرف دیگر معادله، شرایط بنیادی اقتصاد همچنان به نفع بخشی از شرکتهای بورسی است.
تورم سالانه ایران در مرداد به ۶۹.۹ درصد رسیده و تورم نقطهبهنقطه ۸۹ درصد گزارش شده است. در برخی گروهها، بهویژه خوراکیها، افزایش قیمت سالانه از ۱۰۰ درصد نیز عبور کرده است.
دلار آزاد نیز سهشنبه در محدوده ۲۱۱ تا ۲۱۲ هزار تومان معامله شد و نسبت به هفتههای قبل افزایش قابل توجهی داشته است.
برای شرکتهای صادراتی و دلاری، رشد نرخ ارز میتواند در صورت ثبات سایر متغیرها درآمد ریالی بیشتری ایجاد کند. تورم بالا نیز ارزش اسمی داراییها و فروش بسیاری از بنگاهها را افزایش میدهد.
به همین دلیل بخشی از تحلیلگران همچنان معتقدند ارزش دلاری بازار سرمایه و قیمت بسیاری از سهام نسبت به بازارهایی مانند ارز، طلا و حتی برخی داراییهای فیزیکی عقب مانده است.
اما «ارزان بودن» به تنهایی تضمینکننده رشد نیست.
سهام میتواند ماهها یا حتی سالها زیر ارزش بنیادی معامله شود اگر ریسک سیاسی، نرخ بهره، محدودیتهای انرژی، سیاستگذاری غیرقابل پیشبینی و بیاعتمادی سرمایهگذار همچنان بالا باشد.
پیشبینی بورس فردا؛ یک اتفاق شبانه همهچیز را تغییر داد
اگر فقط اتفاقات داخل بورس را در نظر میگرفتیم، میشد برای چهارشنبه یک سناریوی نسبتاً متعادل ترسیم کرد.
رفع اختلال سامانه و اطمینان معاملهگران از پایداری هسته میتوانست بخشی از عرضههای هیجانی را کاهش دهد و بار دیگر تقاضا را به سمت نمادهای بنیادی هدایت کند.
اما پس از بستهشدن بورس سهشنبه، شرایط سیاسی منطقه تغییر کرد.
ارتش آمریکا دور تازهای از حملات به اهدافی در ایران را آغاز کرد و رویترز نیز تشدید دوباره درگیری را تأیید کرده است. همزمان قیمت نفت جهانی بالا رفت و نگرانی درباره ادامه درگیری در اطراف تنگه هرمز افزایش یافته است.
این اتفاق برای بورس چهارشنبه بسیار مهمتر از یک خبر عادی سیاسی است.
بازار سرمایه ایران در ماههای گذشته بارها نشان داده در دورههای افزایش ریسک نظامی، حتی سهام بنیادی و دلاری هم میتوانند در کوتاهمدت تحت فشار فروش قرار بگیرند؛ زیرا سرمایهگذار ابتدا به فکر نقدشوندگی و کاهش ریسک میافتد و بعد به محاسبه سود شرکتها.
سه سناریو برای معاملات چهارشنبه
سناریوی نخست و اکنون محتملتر، شروع محتاطانه و افزایش عرضه تحت تأثیر خبرهای نظامی است. اگر اخبار تازهای از تشدید درگیری منتشر شود، ممکن است فشار فروش حتی با وجود رفع مشکل سامانه ادامه پیدا کند.
سناریوی دوم، آرام شدن فضای سیاسی و کارکرد بدون مشکل سامانه معاملات است. در این حالت بازار میتواند پس از شوک اولیه متعادل شود و پول بار دیگر به سمت سهام دارای گزارشهای قوی، درآمد ارزی یا ارزش جایگزینی بالا حرکت کند.
سناریوی سوم تکرار مشکل فنی است؛ اتفاقی که میتواند از همه سناریوهای بنیادی خطرناکتر باشد، زیرا مستقیماً اعتماد معاملهگر به امکان خرید و فروش را هدف قرار میدهد.
در هر سه حالت، دو داده باید با دقت دیده شوند: قدرت خرید حقیقی و خالص ورود پول حقیقی.
اگر بازار منفی آغاز شود اما سرانه خرید افزایش پیدا کند و خروج پول متوقف شود، میتواند نشانه جمع شدن عرضهها باشد. اما اگر همزمان با منفی شدن قیمتها، خروج چندهمتی پول حقیقی تکرار شود، احتمال ادامه فشار فروش بیشتر خواهد شد.
بورس بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد
بورس سهشنبه از نظر بنیادی تغییر بزرگی نکرد؛ شرکتها همان شرکتها بودند، دلار همچنان بالا بود و تورم نیز پایین نیامده بود.
آنچه تغییر کرد، میزان اعتماد معاملهگران به محیط معامله بود.
۲۲ همت صف خرید در آغاز، بیش از ۸ همت صف فروش در پایان و خروج ۴.۳ همت پول حقیقی بهترین تصویر از این تغییر ناگهانی است.
رفع اختلال خبر مثبتی است، اما برای بازسازی اعتماد کافی نیست. بازار نیاز دارد بداند علت مشکل چه بوده، احتمال تکرارش چقدر است و مسئولیت زیانهای احتمالی چگونه بررسی میشود.
در عین حال برای معاملات چهارشنبه دیگر نمیتوان تنها با اتکا به ارزندگی سهام پیشبینی صعود کرد. تشدید درگیری ایران و آمریکا یک ریسک تازه و بسیار جدی وارد بازار کرده است.
بنابراین بورس فردا احتمالاً ابتدا با خبرهای سیاسی معامله خواهد شد و بعد با صورتهای مالی؛ اگر ریسک نظامی فروکش کند و سامانه معاملات پایدار بماند، ارزندگی بسیاری از نمادها دوباره میتواند خریداران را فعال کند، اما در غیر این صورت عقبماندگی بورس از دلار و تورم ممکن است باز هم ادامه پیدا کند.