برکناری یا جابهجایی صندلی؟ ممبینی از دبیرکلی رفت و چند ساعت بعد مشاور تاج شد
صبح دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ فدراسیون فوتبال اعلام کرد حامد مومنی با حکم مهدی تاج بهعنوان سرپرست دبیرکلی منصوب شده است؛ حکمی که عملاً به دوران تقریباً چهار ساله هدایت ممبینی در این سمت پایان داد.
ممبینی از آذر ۱۴۰۱ و در دوره جدید ریاست تاج بهعنوان دبیرکل فدراسیون فعالیت میکرد. دبیرکل یکی از مهمترین مسئولان اجرایی فدراسیون است و مکاتبات رسمی، امور اداری و بخش بزرگی از ارتباطات اجرایی داخلی و خارجی زیر نظر این جایگاه انجام میشود.
اما پایان کار ممبینی در دبیرکلی به معنای خروج او از فدراسیون نبود.
تنها چند ساعت بعد، سایت فدراسیون اعلام کرد با حکم مهدی تاج، هدایت ممبینی بهعنوان مشاور رئیس فدراسیون فوتبال منصوب شده است. این خبر نه شایعه بود و نه گزارش غیررسمی؛ تسنیم نیز آن را مستقیماً به نقل از سایت فدراسیون منتشر کرد.
به این ترتیب تغییری که در ساعات ابتدایی روز شبیه کنارگذاشتن یکی از مدیران اصلی فدراسیون به نظر میرسید، تا عصر شکل متفاوتی پیدا کرد: ممبینی فقط از یک سمت اجرایی به جایگاهی مشورتی منتقل شد.
آیا ممبینی بهخاطر پرونده سهمیه آسیایی برکنار شد؟
اینجا باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت.
فدراسیون فوتبال در اطلاعیه رسمی انتصاب حامد مومنی هیچ دلیلی برای کنار رفتن هدایت ممبینی اعلام نکرده است. حتی در خبر رسمی توضیح روشنی درباره استعفا یا برکناری او دیده نمیشود.
با این حال زمانبندی اتفاق و گزارشهای متعدد رسانهای باعث شده تغییر دبیرکل مستقیماً با پرونده سهمیه آسیایی مرتبط دانسته شود.
ماجرا از زمانی جدی شد که هدایت ممبینی در نامهای به AFC، گلگهر سیرجان را نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ معرفی کرد. بر اساس اسنادی که تسنیم منتشر کرده، در نامه سوم خرداد به AFC نوشته شده بود جدول لیگ ایران «فریز» شده و گلگهر نماینده قطعی است؛ در حالی که فرآیند داخلی تعیین سهمیه هنوز نهایی نشده بود و بعداً تورنمنت سهجانبهای میان چادرملو، پرسپولیس و گلگهر برگزار شد.
چادرملو در همان تورنمنت ابتدا پرسپولیس را شکست داد و سپس گلگهر را در ضربات پنالتی کنار زد تا از منظر تصمیم داخلی، برنده رقابت برای سهمیه شود.
اما مشکل این بود که گلگهر پیشتر به AFC معرفی شده بود.
اشتباهی که دیگر قابل اصلاح نبود
فدراسیون پس از روشنشدن ماجرا تلاش کرد نماینده ایران را تغییر دهد، اما کنفدراسیون فوتبال آسیا با درخواست ایران موافقت نکرد و گلگهر در سیدبندی لیگ قهرمانان آسیا ۲ قرار گرفت.
ابعاد مسئله به اندازهای جدی شد که وزارت ورزش نیز جلسهای با حضور احمد دنیامالی، مهدی تاج، هدایت ممبینی و مدیرعامل چادرملو برگزار کرد. در آن جلسه قرار شد مدارک ماجرا در اختیار وزارت ورزش قرار گیرد و حتی موضوع سفر نمایندگان فدراسیون و چادرملو به مقر AFC در مالزی برای مذاکره مطرح شد.
همچنین گزارشهایی منتشر شد که برخی اعضای هیئترئیسه گفتهاند از فرآیند معرفی زودهنگام گلگهر اطلاع نداشتهاند.
در چنین فضایی طبیعی بود که مسئولیت دبیرکل به یکی از اصلیترین موضوعات بحث تبدیل شود.
با این حال یک نکته مهم باقی میماند: فدراسیون هنوز رسماً نگفته است ممبینی مشخصاً به دلیل این پرونده کنار گذاشته شده است.
همین سکوت، بخش بزرگی از ابهام فعلی را ایجاد میکند.
سؤال اصلی از تاج؛ ممبینی خوب بود یا بد؟
انتصاب چند ساعت بعدی، معادله را پیچیدهتر کرد.
اگر فدراسیون به این نتیجه رسیده بود که هدایت ممبینی در پرونده سهمیه آسیایی مسئولیت مدیریتی مهمی داشته و باید از سمت دبیرکلی کنار برود، منطقی است پرسیده شود چرا همان فرد بلافاصله به مشاور رئیس فدراسیون تبدیل شده است؟
مشاور رئیس فدراسیون یک سمت تشریفاتی صرف نیست. مشاور قرار است درباره تصمیمات و مسائل سازمان به رئیس راهنمایی بدهد. بنابراین وقتی یک مدیر از مسئولیت اجرایی کنار میرود اما بلافاصله در حلقه مشورتی همان رئیس باقی میماند، پیام تصمیم مبهم میشود.
از سوی دیگر، اگر تاج همچنان به دانش و قضاوت مدیریتی ممبینی اعتماد دارد و او را برای مشاوره مناسب میداند، این سؤال مطرح است که چرا ادامه حضورش بهعنوان دبیرکل ممکن نبود.
تسنیم نیز در یادداشتی پس از این اتفاق دقیقاً همین تناقض را مطرح کرد و پرسید که اگر ممبینی در اتفاقات اخیر مقصر نبوده چرا برکنار شده و اگر مسئولیتی داشته، صدور فوری حکم مشاوره چگونه قابل توضیح است.
مشکل بزرگتر؛ فدراسیون دلیل تصمیمش را نگفته است
در سازمانهای حرفهای، تغییر یک مدیر ارشد میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ ضعف عملکرد، اختلاف مدیریتی، تغییر ساختار یا حتی تصمیم شخصی.
مشکل در پرونده ممبینی این است که فدراسیون علت را شفاف نکرده است.
اگر تصمیم هیچ ارتباطی با پرونده سهمیه آسیایی ندارد، فدراسیون میتواند صریحاً اعلام کند.
اگر ارتباط دارد، باید مشخص شود چه خطایی رخ داده، مسئولیت هر فرد چه بوده و چه سازوکاری برای جلوگیری از تکرار آن در نظر گرفته شده است.
بدون این توضیح، افکار عمومی ناچار است از کنار هم قرار دادن اتفاقات نتیجه بگیرد: دو ماه جنجال سهمیه، فشار رسانهای، تغییر دبیرکل و سپس انتصاب همان فرد به مشاوره.
همین روند است که باعث شده «برکناری» در افکار عمومی بیشتر شبیه تغییر عنوان دیده شود تا تعیین مسئولیت.
حامد مومنی چه کسی است؟
در سوی دیگر این جابهجایی، حامد مومنی قرار دارد که فعلاً با عنوان سرپرست دبیرکلی فعالیت میکند.
فدراسیون در معرفی او روی سوابق بینالمللیاش تأکید کرده است. مومنی سالها در ساختار فدراسیون و حوزه بینالملل فعالیت داشته، ناظر مسابقات AFC و فیفا بوده و دورههای مدیریتی مختلفی را پشت سر گذاشته است.
انتخاب او از یک جهت قابل توجه است؛ چون یکی از بزرگترین بحرانهای دوره اخیر دبیرکلی دقیقاً به یک مکاتبه و فرآیند بینالمللی مربوط بوده است.
اما انتصاب یک مدیر جدید زمانی معنای واقعی پیدا میکند که مشخص شود چه تغییری در شیوه اداره دبیرخانه، مکاتبات AFC، کنترل اسناد و فرآیند تصمیمگیری ایجاد خواهد شد.
اگر تنها نام فرد پشت میز تغییر کند و سازوکار قبلی باقی بماند، تغییر دبیرکل لزوماً مانع تکرار بحران مشابه نمیشود.
آیا «برکناری» بدون خروج از ساختار معنا دارد؟
طبیعتاً یک مدیر میتواند در یک سمت مناسب نباشد اما در جایگاهی دیگر همچنان برای سازمان مفید باشد. بنابراین صرف انتصاب ممبینی بهعنوان مشاور، به خودی خود اثباتکننده تصمیم نادرست نیست.
مسئله، نبود توضیح است.
فدراسیون نگفته ممبینی به چه دلیل دبیرکل نماند و به چه دلیل برای مشاوره مناسب تشخیص داده شد.
اگر قرار است این جابهجایی بهعنوان یک تصمیم مدیریتی حرفهای پذیرفته شود، همین دو سؤال باید پاسخ داده شوند.
در غیر این صورت، برداشت طبیعی مخاطب همان چیزی خواهد بود که در بسیاری از واکنشهای رسانهای دیده شد: مدیری که صبح کنار گذاشته شد، عصر صندلی دیگری برایش پیدا شد. رسانههای مختلف نیز فاصله چندساعته میان دو حکم را برجسته کردهاند.
پرونده سهمیه با تغییر دبیرکل بسته نمیشود
حتی اگر انتصاب حامد مومنی را پایان دوره دبیرکلی ممبینی بدانیم، پرونده سهمیه آسیایی هنوز چند سؤال بدون پاسخ دارد.
چه کسی تصمیم گرفت پیش از تکمیل فرآیند داخلی گلگهر به AFC معرفی شود؟
چه کنترل سازمانیای باید مانع ارسال چنین نامهای میشد؟
اگر هیئترئیسه از موضوع خبر نداشته، چگونه یکی از مهمترین مکاتبات بینالمللی فدراسیون بدون اطلاع آن انجام شده است؟
و مهمتر از همه، مسئولیت مدیریتی رئیس فدراسیون در این زنجیره تصمیمات چیست؟
تغییر یک نفر نمیتواند جای پاسخ به این پرسشها را بگیرد.
تاج حالا بیش از ممبینی باید توضیح بدهد
ممبینی دیگر دبیرکل نیست، اما همچنان در فدراسیون و در کنار رئیس حضور دارد.
به همین دلیل ماجرا اکنون کمتر از گذشته درباره شخص هدایت ممبینی و بیشتر درباره نحوه مدیریت مهدی تاج است.
رئیس فدراسیون باید توضیح دهد که این تغییر دقیقاً چه معنایی دارد: مجازات مدیریتی؟ اصلاح ساختار؟ تقسیم مسئولیت؟ یا صرفاً جابهجایی نیروها؟
تا زمانی که پاسخ رسمی روشنی ارائه نشود، تناقض ظاهری دو حکم باقی خواهد ماند: صبح پایان کار یک مدیر در مهمترین سمت اجرایی و عصر آغاز کار همان مدیر در کنار رئیس فدراسیون.
فوتبال ایران بیش از تغییر عنوان به شفافیت مسئولیت نیاز دارد.
اگر ممبینی در بحران سهمیه آسیایی مسئولیتی نداشته، فدراسیون باید از او دفاع کند و علت کناررفتنش را توضیح دهد. اگر مسئول بوده، باید روشن شود چرا بلافاصله حکم تازه گرفته است.
در غیر این صورت، آنچه قرار بود نشانه پاسخگویی باشد، دقیقاً همان برداشتی را ایجاد میکند که فدراسیون احتمالاً میخواست از آن فرار کند: در ساختمان فوتبال ایران آدمها الزاماً نمیروند؛ گاهی فقط صندلیشان عوض میشود.