افشاگریهای واعظ آشتیانی از استقلال؛ «قلعهنویی فرهاد مجیدی را نمیخواست» تا حمله به مدیریت امروز آبیها
واعظ آشتیانی در شهریور ۱۳۸۷ و زمانی وارد مدیریت استقلال شد که آبیها لیگ هشتم را ضعیف آغاز کرده بودند. خودش روایت میکند که حتی پیش از اعلام رسمی، از طریق تماس همسرش متوجه شده صداوسیما او را بهعنوان مدیرعامل جدید معرفی کرده است.
آن فصل در نهایت به یکی از دراماتیکترین قهرمانیهای تاریخ لیگ برتر تبدیل شد.
استقلال در هفته پایانی در مشهد با گل فابیو جانواریو پیام را یک بر صفر شکست داد و همزمان ذوبآهن که رقیب اصلی قهرمانی بود، چهار بر یک مقابل فولاد شکست خورد. ترکیب این دو نتیجه جام را به استقلال رساند. باشگاه استقلال نیز در مرور رسمی آن قهرمانی همین سناریو را ثبت کرده است.
همین سابقه باعث میشود صحبتهای امروز واعظ آشتیانی درباره مدیریت استقلال برای بخشی از هواداران وزن متفاوتی داشته باشد؛ هرچند بسیاری از روایتهای او همچنان روایت شخصی یک مدیر از اتفاقاتی است که بیش از ۱۷ سال از آنها گذشته است.
ادعای مهم درباره فرهاد مجیدی؛ «قلعهنویی او را نمیخواست»
یکی از جنجالیترین بخشهای مصاحبه مربوط به فرهاد مجیدی است.
واعظ آشتیانی مدعی شده امیر قلعهنویی در نیمفصل لیگ هشتم به او گفته بود فرهاد مجیدی و هاشم بیکزاده را برای ادامه فصل نمیخواهد. مدیرعامل وقت استقلال میگوید با این درخواست موافقت نکرده و حتی پیشنهاد رسمی راهآهن برای جذب این دو بازیکن را رد کرده است.
او استدلال میکند که این تصمیم مدیریتی در نهایت درست از آب درآمد، زیرا مجیدی و بیکزاده در نیمفصل دوم نقش مهمی در موفقیت استقلال داشتند. همین ادعا در نسخه کامل گفتوگوی تازه خبرورزشی نیز منتشر شده است.
البته این روایت در حال حاضر بیان واعظ آشتیانی است و برای داوری قطعی درباره نظر قلعهنویی در آن مقطع، شنیدن روایت طرف دیگر نیز ضروری خواهد بود.
اختلاف واعظ و قلعهنویی واقعاً از کجا شروع شد؟
قهرمانی لیگ هشتم نتوانست همکاری قلعهنویی و مدیریت استقلال را حفظ کند.
واعظ آشتیانی میگوید اختلاف میان آنها آنگونه که بعدها روایت شد یک درگیری ناگهانی نبود و گروهی در داخل و اطراف باشگاه با انتقال حرفها و ایجاد شایعه، رابطه مدیرعامل و سرمربی را تحت فشار قرار میدادند.
او درباره جدایی قلعهنویی هم با لحنی کنایهآمیز گفته اگر سرمربی وقت معتقد است خودش نخواست بماند، «بگذارید همین روایت باقی بماند». این بخش از سخنان او در هفتههای اخیر نیز به شکل جداگانه منتشر شده بود.
واقعیت تاریخی این است که قلعهنویی بعد از قهرمانی جدا شد و صمد مرفاوی برای لیگ نهم هدایت استقلال را برعهده گرفت.
ادعای پیشنهاد ۵۰ هزار دلاری؛ سند مستقلی وجود ندارد
حساسترین قسمت مصاحبه به ادعایی درباره مسابقات آسیایی استقلال در سال ۱۳۸۷ مربوط است.
واعظ آشتیانی میگوید پیش از دیدار استقلال و الجزیره، فرد یا افرادی پیشنهاد کردند ۵۰ هزار دلار با نام روشن ایرماتوف، داور سرشناس ازبکستانی، پرداخت شود. او تأکید کرده خود ایرماتوف اساساً در جریان نبوده و از نگاه او ماجرا تلاشی برای کلاهبرداری بوده است.
همین ادعا سالها قبل نیز از زبان واعظ آشتیانی مطرح شده بود و در گفتوگوی تازه دوباره تکرار شده است.
اما نکته ضروری این است که هیچ سند قضایی یا مدرک مستقل عمومی که وقوع چنین پیشنهاد یا دخالت داور را اثبات کند در منابع بررسیشده پیدا نشد. بنابراین این بخش را فقط باید بهعنوان ادعای مدیرعامل سابق استقلال گزارش کرد، نه یک فساد اثباتشده.
گمشدن جام قهرمانی؛ روایت عجیب بعد از شب مشهد
واعظ آشتیانی از یکی دیگر از اتفاقات عجیب آن قهرمانی نیز پرده برداشته است.
طبق روایت او، بعد از بازگشت کاروان استقلال از مشهد، جام قهرمانی برای چند ساعت در اختیار باشگاه نبود و روز بعد یکی از لیدرها آن را تحویل داد.
خود واعظ آشتیانی ترجیح میدهد ماجرا را «سرقت» نداند و میگوید اگر قصدی برای بردن جام وجود داشت، احتمالاً آن را پس نمیآوردند. این روایت پیش از انتشار نسخه کامل مصاحبه نیز در قالب ویدئویی جداگانه بازتاب پیدا کرده بود.
قهرمانی آن فصل در آرشیو رسمی استقلال نیز بهعنوان یکی از دراماتیکترین جامهای این باشگاه ثبت شده است.
چرا واعظ آشتیانی از مدیریت امروز استقلال عصبانی است؟
بخش دوم حرفهای او دیگر درباره گذشته نیست.
واعظ آشتیانی معتقد است استقلال طی حدود یک دهه و نیم اخیر گرفتار «آزمون و خطای مدیریتی» شده و اعضای هیئتمدیره در دورههای مختلف لزوماً بر اساس سابقه حرفهای و کارنامه مدیریتی انتخاب نشدهاند.
او نمونه برجسته این انتقاد را پروژه کلارنس سیدورف و ریکاردو ساپینتو میداند.
سیدورف در تابستان ۱۴۰۴ بهعنوان مشاور هیئتمدیره استقلال فعالیت داشت و خودش نیز در مصاحبهای گفته بود انتخاب ساپینتو پیش از شروع رسمی مأموریت او نهایی شده بود و نقش او ارائه مشورت فنی بود، نه تصمیمگیری نهایی.
گزارش تسنیم در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز از پرداخت کامل قرارداد سیدورف و پایان عملی همکاری باشگاه با او بعد از بازنگشتنش به ایران خبر داده بود.
این دو داده نشان میدهد انتقاد درباره هزینه و خروجی پروژه سیدورف کاملاً بیزمینه نیست؛ اما ارزیابی اینکه او «هیچ کاری نکرده» یک داوری است و نه یک واقعیت آماری قطعی.
مقایسه سیدورف و ساپینتو با مجتبی جباری
واعظ آشتیانی برای تقویت استدلالش، مجتبی جباری را مثال میزند.
استقلال در فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بعد از یک فصل آشفته و تغییرات متعدد روی نیمکت، در هفتههای پایانی هدایت تیم را به جباری سپرد. استقلال با او به فینال جام حذفی رسید و در هشتم خرداد ۱۴۰۴ با گل دقیقه ۱۲۰ روزبه چشمی برابر ملوان، قهرمان شد.
واعظ آشتیانی معتقد است باشگاه باید به چنین مربی ایرانی که نتیجه گرفته بود فرصت بیشتری میداد.
این بحث، دوباره همان سؤال قدیمی استقلال را مطرح میکند: آیا انتخاب نامهای خارجی بزرگ الزاماً ساختار حرفهایتری میسازد، یا باشگاه ابتدا باید ساختار مدیریتی، امکانات و فرآیند تصمیمگیری خود را اصلاح کند؟
جالب اینکه خود جباری نیز در دوران کوتاه سرمربیگریاش گفته بود استقلال ابتدا به امکانات و ساختار نیاز دارد و سپس باید سراغ مربیان بزرگ برود.
اتهام علیه ساپینتو؛ باید با احتیاط خوانده شود
واعظ آشتیانی در شدیدترین بخش انتقادهایش مدعی شده ساپینتو از برخی بازیکنان یا دستیاران خارجی «پورسانت» دریافت میکرده است.
اما در منابع عمومی بررسیشده هیچ مدرک مستقل، حکم قضایی یا سند رسمی برای اثبات این ادعا پیدا نشد. بنابراین نسبت دادن دریافت کمیسیون به ساپینتو بهعنوان واقعیت، درست نیست.
چنین ادعایی تا زمانی که مدرک معتبر ارائه نشده، صرفاً اتهامی از سوی یک مدیر سابق است.
آخرین حمله واعظ؛ فوتبال ایران در خطر عقبماندگی
انتقاد واعظ آشتیانی در انتهای گفتوگو از استقلال فراتر میرود و مستقیماً فدراسیون فوتبال و مهدی تاج را هدف میگیرد.
تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ هر سه مسابقه مرحله گروهی را مساوی کرد؛ ۲ بر ۲ مقابل نیوزیلند، صفر بر صفر برابر بلژیک و یک بر یک برابر مصر و در نهایت با سه امتیاز از صعود بازماند.
در مسیر حضور ایران نیز مسئله ویزا یک موضوع واقعی بود. آمریکا برای بازیکنان تیم ملی ویزا صادر کرد، اما درخواست مهدی تاج و تعدادی از اعضای هیئت همراه رد شد و ایران بخش مهمی از آمادهسازی خود را در مکزیک انجام داد.
واعظ آشتیانی این اتفاقات را بخشی از ضعف مدیریتی فوتبال ایران میداند و حتی خطر عقبماندن تاریخی از رقبای آسیایی را مطرح میکند.
یک مصاحبه، چند پرونده قدیمی که دوباره باز شد
صحبتهای امیررضا واعظ آشتیانی بیش از آنکه یک مصاحبه معمولی باشد، بازگشایی مجموعهای از پروندههای تاریخی استقلال است.
بخشی از روایت او با واقعیتهای ثبتشده همخوان است: استقلال بحرانزده لیگ هشتم قهرمان شد، قلعهنویی پس از آن فصل جدا شد، مرفاوی جانشینش شد و خود واعظ آشتیانی نیز خرداد ۱۳۸۹ پس از اختلاف بر سر حمایت مالی سازمان تربیت بدنی استعفا کرد.
اما بخش دیگری از حرفها—از ماجرای پیشنهاد رشوه تا ادعای پورسانت ساپینتو—هنوز در سطح ادعاست.
شاید مهمترین پیام مصاحبه هم نه یکی از این افشاگریها، بلکه همان نقد مدیریتی باشد که بعد از ۱۶ سال همچنان تکرار میشود: استقلال هرچقدر بازیکن و مربی عوض کند، بدون ساختار تصمیمگیری پایدار ممکن است دوباره به همان چرخه آزمون و خطا برگردد.
و برای هواداری که از قهرمانی دراماتیک لیگ هشتم تا تغییرات پرشمار نیمکت در سالهای اخیر را دیده، همین سؤال همچنان پابرجاست: مشکل استقلال واقعاً مربی است، یا مدیریتی که هر چند فصل یک بار همهچیز را از صفر شروع میکند؟