معمای یاسین سلمانی در پرسپولیس؛ ۷ سرمربی عوض شدند، سهم ستاره سابق تیم امید فقط ۶۷۹ دقیقه
وقتی سلمانی در مرداد ۱۴۰۲ از سپاهان جدا شد، شرایط او با امروز تفاوت زیادی داشت. او ۲۱ ساله، کاپیتان تیم امید ایران و یکی از هافبکهای جوانی بود که انتظار میرفت طی چند فصل آینده به تیم ملی بزرگسالان برسد. سلمانی پس از مذاکره با باشگاههای پایتخت در نهایت پرسپولیس را انتخاب کرد و زیر نظر یحیی گلمحمدی قرار گرفت.
حتی خود بازیکن هنگام امضای قرارداد گفته بود پرسپولیس میتواند «سکوی پرتاب» او باشد و امیدوار است یکی از بهترین دورههای فوتبالش را با پیراهن سرخ پشت سر بگذارد.
شروع هم بد نبود. سلمانی در دومین حضورش برای پرسپولیس مقابل فولاد گل زد؛ گلی که همچنان تنها گل رسمی او با پیراهن پرسپولیس باقی مانده است.
اما مسیر خیلی زود تغییر کرد.
رباط صلیبی؛ اتفاقی که مسیر سلمانی را عوض کرد
بخش بزرگی از داستان یاسین سلمانی بدون اشاره به مصدومیت سنگین او قابل تحلیل نیست.
باشگاه پرسپولیس در مهر ۱۴۰۲ رسماً اعلام کرد MRI زانوی سلمانی پارگی رباط صلیبی را نشان داده و او باید جراحی شود. این آسیب در نخستین فصل حضورش اتفاق افتاد؛ درست زمانی که هنوز در حال پیدا کردن جای خود در ترکیب بود.
دادههای ثبتشده در ترانسفرمارکت نشان میدهد دوره دوری او به دلیل پارگی رباط صلیبی از ۸ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۸ ژوئن ۲۰۲۴، یعنی ۲۴۵ روز ادامه داشت و در این فاصله ۳۱ مسابقه را از دست داد.
این فقط مصدومیت جدی او نبود. در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ نیز مشکل فتق کشاله ران حدود ۹۱ روز او را از میادین دور کرد و ۹ مسابقه دیگر را از دست داد.
بنابراین این گزاره که «هفت مربی آمدند و هیچکدام نتوانستند سلمانی را احیا کنند» از نظر آماری درست است، اما تمام ماجرا را توضیح نمیدهد؛ چون او در بخشهایی از این دوره اصلاً در شرایط رقابت کامل برای ترکیب قرار نداشت.
هفت سرمربی و هشت دوره متفاوت روی نیمکت پرسپولیس
تغییرات پرتعداد کادر فنی نیز به شکل دیگری روی مسیر سلمانی سایه انداخته است.
از زمان ورود او، یحیی گلمحمدی، اوسمار ویرا، خوان کارلوس گاریدو، کریم باقری، اسماعیل کارتال، وحید هاشمیان و مهدی تارتار هدایت پرسپولیس را در مقاطع مختلف برعهده داشتهاند. اوسمار نیز در دو مقطع جداگانه سرمربی تیم بوده است؛ بنابراین سلمانی در واقع هشت دوره مربیگری را با هفت سرمربی متفاوت تجربه کرده است.
مهدی تارتار از ۱۴ تیر ۱۴۰۵ رسماً جانشین اوسمار شد و هفتمین سرمربی متفاوتی است که سلمانی از زمان پیوستن به پرسپولیس با او کار میکند.
این تعداد تغییر برای هر بازیکنی زیاد است. هر مربی آرایش، خواستههای تاکتیکی و سلسلهمراتب خودش را دارد؛ با این وجود واقعیت مهمتر این است که تقریباً در هیچکدام از این دورهها سلمانی نتوانسته تبدیل به انتخاب اول شود.
وقتی یک بازیکن زیر نظر چند کادر فنی مختلف با یک مشکل مشابه روبهرو میشود، دیگر نمیتوان تمام مسئله را فقط به سلیقه یک مربی خاص نسبت داد.
آمار عجیب؛ ۶۷۹ دقیقه در چهار فصل
اعداد فعلی فاصله بین انتظار اولیه و واقعیت را واضحتر میکنند.
طبق آمار تجمیعی منتشرشده، سلمانی در چهار فصل حضور در پرسپولیس فقط ۲۵ مسابقه و ۶۷۹ دقیقه بازی کرده است؛ یعنی به طور میانگین تنها حدود ۲۷ دقیقه در هر حضور.
خروجی هجومی او نیز یک گل و صفر پاس گل بوده است.
حتی فصل بازگشت او پس از رباط صلیبی نیز به تثبیت جایگاه منجر نشد. گزارش فرتاک از ۱۴ مسابقه و کمتر از ۵۰۰ دقیقه بازی در آن فصل خبر میدهد؛ یعنی سلمانی اگرچه دوباره به زمین برگشت، اما نتوانست اعتماد لازم برای حضور مداوم در ترکیب اصلی را به دست آورد.
این آمار برای بازیکنی که در اصل هافبک هجومی است، طبیعتاً امکان تأثیرگذاری مستمر روی گل و پاس گل را هم بسیار محدود میکند.
فصل جدید؛ هفت مسابقه و کمتر از ۱۰ دقیقه
مهمترین علامت هشدار برای سلمانی مربوط به همین فصل است.
تا مقطع فعلی پرسپولیس هفت مسابقه برگزار کرده و سلمانی در پنج بازی تمام مسابقه روی نیمکت مانده و فقط در دو مسابقه در دقایق پایانی وارد زمین شده است. مجموع زمان بازی او هنوز به ۱۰ دقیقه هم نمیرسد.
یکی از این فرصتها مقابل ملوان بود. تارتار در دقیقه ۸۴ سلمانی را به جای محمد خدابندهلو وارد زمین کرد؛ پرسپولیس آن مسابقه را ۳ بر صفر برد.
فرصت دیگر در دربی مقابل استقلال رقم خورد؛ سلمانی حوالی دقیقه ۹۰ بار دیگر جای خدابندهلو را گرفت و زمانی بسیار کوتاه برای حضور در زمین داشت.
این دو تعویض یک نکته تاکتیکی هم دارند: تارتار تا اینجا بیشتر سلمانی را جانشین خدابندهلو در بخش میانی دیده است، نه یک مهره اصلی در خط حمله.
مشکل فقط ترافیک خط هجومی نیست
پرسپولیس این فصل گزینههای زیادی در بخشهای هجومی و میانی دارد. علی علیپور، ایگور سرگیف، تیوی بیفوما، محمد عمری، محمدمهدی محبی، اوستون ارونوف و چند بازیکن جوان دیگر رقابت را برای حضور در زمین افزایش دادهاند.
در بخش میانی نیز تارتار در مسابقات مهم به ترکیبهایی با پویا پورعلی و محمد خدابندهلو اعتماد کرده است. در دربی مقابل استقلال، همین نفرات از ابتدا وارد زمین شدند و سلمانی تنها در آخرین دقایق فرصت پیدا کرد.
بنابراین مسئله فقط این نیست که سلمانی باید یک بازیکن را کنار بزند. برای رسیدن به ترکیب اصلی باید در تمرینات آنقدر اثرگذار باشد که ساختار فعلی خط میانی تغییر کند.
این شاید دشوارترین مرحله دوران پرسپولیسی او باشد؛ چون دیگر با بازیکن ۲۱ سالهای روبهرو نیستیم که باشگاه صرفاً منتظر رشدش باشد. سلمانی اکنون ۲۴ ساله است و قراردادش نیز تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ اعتبار دارد.
زمان برای تبدیل «استعداد» به «بازیکن ثابت» محدودتر شده است.
یک نشانه مثبت؛ گل در بازی تدارکاتی
با وجود دقایق بسیار کم در مسابقات رسمی، سلمانی اخیراً نشانه کوچکی از آمادگی نشان داده است.
پرسپولیس در دیداری دوستانه شهیدقندی یزد را ۴ بر صفر شکست داد و گل دوم سرخها توسط یاسین سلمانی از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید.
یک گل در بازی دوستانه طبیعتاً نمیتواند سلسلهمراتب تیم را تغییر دهد، اما چنین مسابقاتی برای بازیکنی با دقایق محدود اهمیت دارند. او باید دقیقاً در همین فرصتها کادر فنی را متقاعد کند که میتواند در مسابقات رسمی نیز مسئولیت بیشتری بگیرد.
در شرایط فعلی، سلمانی بیشتر از هر چیز به تداوم نیاز دارد؛ تداوم تمرین بدون مصدومیت و سپس دقایق کافی برای ساختن ریتم مسابقه.
آیا جدایی میتواند راه نجات سلمانی باشد؟
نام سلمانی در چند پنجره نقلوانتقالاتی بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی خروج مطرح شده، اما او در نهایت در پرسپولیس باقی مانده است. در تابستان امسال نیز با آمدن تارتار گمانهزنیهایی درباره آینده برخی بازیکنان شکل گرفت، ولی سلمانی در فهرست تیم ماند و قراردادش همچنان معتبر است.
اگر وضعیت دقایق بازی در ماههای آینده تغییر نکند، طبیعتاً بحث درباره آینده او دوباره جدی خواهد شد. انتقال قرضی یا دائمی میتواند از نظر ورزشی یکی از مسیرهای ممکن باشد، اما تا امروز خبر رسمی از توافق برای جدایی او منتشر نشده است.
برای خود بازیکن نیز تصمیم سادهای نیست. حضور در پرسپولیس امکان رقابت در سطح بالا را فراهم میکند، اما اگر حاصل آن چند دقیقه بازی در چند ماه باشد، سرعت پیشرفت کاهش پیدا میکند.
آیا هنوز میتوان یاسین سلمانی را احیا کرد؟
در ۲۴ سالگی برای تغییر مسیر حرفهای دیر نیست. اما دادههای چهار فصل گذشته نشان میدهد سلمانی دیگر نمیتواند فقط بر عنوان «استعداد آیندهدار» تکیه کند.
او زمانی کاپیتان تیم امید ایران بود و با انتظاری بزرگ از سپاهان به پرسپولیس آمد؛ اکنون بعد از هفت سرمربی متفاوت، یک پارگی رباط صلیبی، مصدومیتهای دیگر و فقط ۶۷۹ دقیقه فوتبال، به نقطهای رسیده که هر فرصت کوتاه میتواند برای آیندهاش تعیینکننده باشد.
البته سهم مصدومیت در این سرنوشت قابل چشمپوشی نیست و به همین دلیل نمیتوان تمام مسئولیت وضعیت فعلی را به بازیکن نسبت داد. اما از سوی دیگر، استمرار نیمکتنشینی زیر نظر مربیان مختلف نشان میدهد مسئله دیگر فقط بدشانسی یا نظر یک سرمربی نیست.
یاسین سلمانی اکنون باید کاری را انجام دهد که در سه فصل گذشته موفق به انجامش نشده است: تبدیل کیفیتی که در موردش زیاد صحبت شده، به عملکردی که یک مربی نتواند آن را نادیده بگیرد.
مهدی تارتار تا اینجا فرصت بزرگی در اختیارش نگذاشته، اما او را هم از برنامه تیم حذف نکرده است. چند دقیقه مقابل ملوان و استقلال و گل در دیدار دوستانه نشان میدهد در هنوز کاملاً بسته نیست. سؤال اصلی این است که سلمانی پیش از بسته شدن دوباره آن، میتواند وارد ترکیب اصلی شود یا چهارمین فصل هم با همان روایت قدیمیِ «استعداد بدون فرصت کافی» به پایان خواهد رسید.