کد خبر: ۶۶۷۶۴۵

وپست دوباره «بنو» را روی میز فروش گذاشت؛ چرا خریدار برای بلوک ۶.۲۴ درصدی پیدا نشد؟

نماد وپست
پست‌بانک ایران بار دیگر برای خروج از بخشی از سرمایه‌گذاری خود در بیمه تجارت‌نو اقدام کرده است؛ بلوک ۶.۲۴ درصدی «بنو» که در تیرماه با وجود عرضه عمده و نقدی هیچ متقاضی واجد شرایطی برای خرید آن پیدا نشد، در مهرماه دوباره روی میز فروش قرار گرفت. تکرار عرضه نزدیک به ۱.۵ میلیارد سهم یک شرکت بیمه‌ای، این پرسش را برای سهامداران «وپست» ایجاد کرده که چرا واگذاری قبلی شکست خورد، فروش این دارایی چه اهمیتی برای ساختار سرمایه‌گذاری بانک دارد و آیا در عرضه جدید شرایط بازار اجازه خروج پست‌بانک از این سرمایه‌گذاری را خواهد داد؟
۰۷:۵۹ - ۱۳ مهر ۱۴۰۵
وانانیوز|

پست‌بانک ایران در ماه‌های اخیر دو بار برای واگذاری یک دارایی مشخص اقدام کرده است؛ حدود یک میلیارد و ۴۹۹ میلیون و ۴۰۰ هزار سهم بیمه تجارت‌نو معادل ۶.۲۴ درصد از کل سهام این شرکت. نخستین عرضه در تیر ۱۴۰۵ انجام شد اما بنا بر اطلاعیه منتشرشده، به دلیل نبود متقاضی خرید با شرایط تعیین‌شده به نتیجه نرسید. پست‌بانک پس از این تجربه از تصمیم خود برای واگذاری صرف‌نظر نکرد و در شهریور بار دیگر همان بلوک را برای عرضه عمده و یکجای نقدی در بازار دوم فرابورس آماده کرد؛ عرضه جدید برای ۱۱ مهر برنامه‌ریزی شده بود و کل ثمن معامله نیز باید مطابق رویه تسویه بازار به صورت نقد پرداخت می‌شد. همین تکرار واگذاری نشان می‌دهد فروش این سهم برای وپست یک اقدام تصادفی یا معامله کوتاه‌مدت نیست و بانک همچنان به دنبال خروج از این بخش از پرتفوی غیرمدیریتی خود است.

اولین تلاش وپست برای فروش بنو بدون خریدار ماند

نکته اصلی در پرونده این واگذاری به عرضه تیرماه بازمی‌گردد. پست‌بانک قصد داشت بلوک ۶.۲۴ درصدی بیمه تجارت‌نو را به صورت عمده و نقد واگذار کند اما عرضه انجام‌شده خریدار نداشت و معامله‌ای شکل نگرفت. عدم وجود متقاضی در یک عرضه بلوکی الزاماً به معنای بی‌ارزش‌بودن دارایی یا مشکل بنیادی در شرکت سرمایه‌پذیر نیست؛ معاملات عمده تابع قیمت پایه، شرایط تسویه، اندازه بلوک، امکان اعمال نفوذ مدیریتی و جذابیت اقتصادی سرمایه‌گذاری برای خریداران بالقوه هستند. با این حال وقتی فروشنده یک بانک بورسی است و قصد دارد نزدیک به ۱.۵ میلیارد سهم یک شرکت بیمه‌ای را واگذار کند، شکست عرضه برای سهامدار اهمیت پیدا می‌کند، زیرا نشان می‌دهد تبدیل این بخش از پرتفوی به نقد در شرایط اعلام‌شده امکان‌پذیر نبوده است.

بلوک موردنظر نیز یک سرمایه‌گذاری خرد نیست که بانک بتواند آن را طی چند معامله عادی در بازار بفروشد. واگذاری یکجای ۶.۲۴ درصد سهام بنو به خریدار نیازمند سرمایه قابل توجهی است و در عرضه اعلام‌شده شرایط تسویه تماماً نقد در نظر گرفته شده بود. همین ساختار دایره خریداران بالقوه را محدود می‌کند، زیرا سرمایه‌گذار علاوه بر ارزیابی چشم‌انداز بیمه تجارت‌نو باید توان پرداخت کل ثمن معامله را نیز داشته باشد. بنابراین نبود متقاضی در عرضه نخست لزوماً از یک عامل واحد ناشی نشده و بدون انتشار اطلاعات بیشتر نمی‌توان علت آن را فقط قیمت، وضعیت بنو یا شرایط بازار دانست.

پست‌بانک چرا دوباره همان بلوک را عرضه کرد؟

پست‌بانک در شهریور دوباره همان ۱,۴۹۹,۳۹۹,۹۹۵ سهم را برای فروش گذاشت. این بار نیز سهم قابل واگذاری معادل ۶.۲۴ درصد بیمه تجارت‌نو اعلام شد و واگذاری به شکل عمده، یکجا و نقدی برنامه‌ریزی شد. اطلاعیه جدید نشان می‌دهد بانک همچنان قصد دارد این دارایی را از پرتفوی خود خارج کند؛ موضوعی که با سیاست اصلاح ساختار مالی و بهینه‌سازی پرتفوی سرمایه‌گذاری بانک قابل بررسی است.

تکرار عرضه از منظر اقتصادی پیام مشخصی دارد: وپست ظاهراً نگهداری این بلوک را در مقایسه با آزادسازی منابع آن در اولویت پایین‌تری قرار داده است. یک بانک می‌تواند منابع حاصل از فروش سرمایه‌گذاری را به حوزه‌های مختلف از جمله تقویت نقدینگی، توسعه عملیات بانکی، اعطای تسهیلات یا سایر سرمایه‌گذاری‌ها منتقل کند. با این حال ارزش واقعی چنین تصمیمی زمانی مشخص می‌شود که بلوک با قیمتی مناسب واگذار شود؛ فروش دارایی به هر قیمت صرفاً برای ایجاد نقدینگی الزاماً به نفع سهامدار نیست و از طرف دیگر باقی‌ماندن طولانی سرمایه در دارایی‌ای که بانک قصد خروج از آن را دارد نیز می‌تواند هزینه فرصت ایجاد کند.

مسئله فقط فروش سهم نیست؛ نقدشوندگی یک دارایی بزرگ مطرح است

یکی از تفاوت‌های مهم میان پرتفوی سرمایه‌گذاری بانک و دارایی‌های نقد، سرعت تبدیل آنها به منابع قابل استفاده است. پست‌بانک روی کاغذ مالک بلوکی از سهام یک شرکت بورسی است، اما تجربه نخستین مزایده نشان داد داشتن قیمت تابلو برای بنو به این معنی نیست که بتوان یک بلوک ۶.۲۴ درصدی را در هر زمان و با همان شرایط به خریدار منتقل کرد. فروش روزانه چنین حجمی در بازار عادی نیز می‌تواند فشار عرضه سنگینی ایجاد کند، به همین دلیل واگذاری عمده روش منطقی‌تری برای خروج از موقعیت است؛ اما معامله بلوکی نیز تنها زمانی انجام می‌شود که خریدار حاضر باشد شرایط قیمت و تسویه را بپذیرد.

این موضوع نمونه‌ای از تفاوت میان «ارزش بازار» و «نقدشوندگی واقعی یک بلوک بزرگ» است. ممکن است حاصل ضرب تعداد سهام در قیمت بازار رقم قابل توجهی ایجاد کند اما نقدکردن کل دارایی با همان قیمت ساده نباشد. خریدار بلوکی معمولاً علاوه بر قیمت روز، میزان اثرگذاری مدیریتی سهم، وضعیت مالی شرکت مقصد و بازده مورد انتظار خود را در نظر می‌گیرد و برای یک بلوک غیرکنترلی ممکن است حساسیت بیشتری نسبت به قیمت داشته باشد.

۶.۲۴ درصد؛ سهم قابل توجه اما بدون کنترل کامل

بلوک وپست از بیمه تجارت‌نو معادل ۶.۲۴ درصد شرکت است. این میزان برای یک سرمایه‌گذار معمولی درصد قابل توجهی محسوب می‌شود، اما به تنهایی کنترل شرکت را منتقل نمی‌کند. همین ویژگی می‌تواند در جذابیت معامله مؤثر باشد. یک خریدار باید سرمایه بزرگی برای تصاحب بلوک پرداخت کند اما مالکیت ۶.۲۴ درصدی الزاماً قدرت کنترل مدیریتی شرکت را در اختیار او قرار نمی‌دهد. البته ارزش چنین سهمی به ترکیب سایر سهامداران و امکان ائتلاف با آنها نیز بستگی دارد و نمی‌توان صرفاً بر اساس درصد مالکیت درباره جذابیت مدیریتی بلوک نتیجه‌گیری کرد.

در مقابل، برای پست‌بانک که ظاهراً در مسیر خروج از سرمایه‌گذاری غیرمدیریتی قرار گرفته، همین ویژگی می‌تواند یکی از دلایل منطقی فروش باشد. بانکی که کنترل شرکتی را در اختیار ندارد ممکن است ترجیح دهد سرمایه خود را از یک دارایی مالی خارج و در فعالیت اصلی خود به کار گیرد، به‌خصوص اگر بازده مورد انتظار از منابع آزادشده بیشتر باشد.

خود بنو هم دوره ساده‌ای را پشت سر نگذاشته است

بیمه تجارت‌نو نیز در ماه‌های اخیر موضوع گزارش‌های مالی و برنامه‌های اصلاح ساختار بوده است. بورس۲۴ در تیرماه از ارائه برنامه شرکت برای خروج از شمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت خبر داده بود؛ موضوعی که برای هر سرمایه‌گذار بالقوه در ارزیابی یک بلوک بزرگ اهمیت دارد. در عین حال همین شرکت در گزارش سه‌ماهه از تحقق حدود ۱۲۳ میلیارد تومان سود خالص خبر داده بود که نشان می‌دهد ارزیابی بنو را نمی‌توان صرفاً بر اساس یک متغیر انجام داد.

قرارگرفتن یا سابقه قرارگرفتن شرکت در چارچوب ماده ۱۴۱ به خودی خود به معنای ورشکستگی یا توقف فعالیت نیست و بسیاری از شرکت‌ها از طریق افزایش سرمایه، بهبود عملکرد یا سایر اقدامات ساختار مالی خود را اصلاح می‌کنند. با این حال برای خریداری که قرار است مبلغ بزرگی بابت یک بلوک ۶.۲۴ درصدی پرداخت کند، وضعیت حقوق صاحبان سهام، برنامه افزایش سرمایه، توان سودسازی و چشم‌انداز خروج از شرایط قبلی همگی در قیمت پیشنهادی اثرگذارند. بنابراین می‌توان گفت جذابیت بلوک وپست فقط تابع وضعیت خود بانک نیست و کیفیت مالی بنو نیز مستقیماً بر موفقیت واگذاری اثر دارد.

فروش ناموفق به معنای زیان وپست نیست

در تحلیل این رویداد باید یک مرز مهم رعایت شود. شکست مزایده نخست به معنای شناسایی زیان برای پست‌بانک نیست. تا زمانی که دارایی فروخته نشده، صرف نبود خریدار در یک عرضه مشخص لزوماً هزینه حسابداری مستقیمی برای بانک ایجاد نمی‌کند. سهام همچنان در مالکیت وپست باقی می‌ماند و ارزش آن متناسب با وضعیت بازار و شرکت بیمه تجارت‌نو تغییر می‌کند. آنچه از بین رفته، فرصت تبدیل دارایی به وجه نقد در زمان و شرایط موردنظر بانک بوده است.

به همین دلیل عنوان دقیق‌تر برای این رویداد «ریسک نقدشوندگی و عدم موفقیت برنامه واگذاری» است، نه زیان قطعی. اگر بانک در تلاش بعدی بتواند بلوک را با شرایط مناسب بفروشد، مزایده ناموفق قبلی صرفاً یک مرحله از فرآیند فروش خواهد بود. اما اگر عرضه‌های متعدد بدون خریدار باقی بماند یا برای جذب متقاضی قیمت پایه به میزان قابل توجهی کاهش یابد، آن زمان سهامدار باید دقیق‌تر درباره ارزش واقعی قابل تحقق این دارایی سؤال کند.

تکرار مزایده می‌تواند آزمون واقعی قیمت باشد

عرضه مجدد یک دارایی پس از شکست مزایده قبلی از یک جهت برای بازار بسیار informative است: نشان می‌دهد خریداران در چه سطحی حاضرند وارد معامله شوند. اگر واگذاری جدید با همان شرایط یا شرایط نزدیک به قبل موفق شود، می‌توان گفت عدم موفقیت نخست ممکن است تحت تأثیر زمان عرضه یا شرایط موقت بازار بوده باشد. اما اگر بار دیگر تقاضایی شکل نگیرد، پرسش درباره تناسب قیمت پایه و ویژگی‌های بلوک جدی‌تر خواهد شد.

در چنین شرایطی فروشنده معمولاً با چند انتخاب روبه‌روست؛ ادامه نگهداری دارایی، تغییر شرایط فروش، اصلاح قیمت پایه یا یافتن خریدار راهبردی. اینکه وپست در ادامه چه تصمیمی خواهد گرفت مستقیماً بر میزان منابعی که از این سرمایه‌گذاری آزاد می‌کند اثر خواهد گذاشت.

چرا این واگذاری برای سهامدار وپست مهم است؟

صورت مالی یک بانک را نمی‌توان فقط از روی درآمد تسهیلات و سود سپرده تحلیل کرد. سرمایه‌گذاری‌ها، املاک و دارایی‌های غیرعملیاتی نیز بخشی از منابع بانک را درگیر می‌کنند و کیفیت مدیریت این دارایی‌ها بر بازده کل سرمایه اثر دارد. اگر بانکی بتواند سرمایه‌گذاری کم‌اولویت یا غیرمدیریتی را با قیمت مناسب بفروشد و منابع را وارد فعالیتی با بازده بالاتر کند، این تغییر می‌تواند در بلندمدت مثبت باشد. اما اگر دارایی‌ها برای مدت طولانی بدون امکان واگذاری باقی بمانند، منابع بانک عملاً در بخشی خارج از کسب‌وکار اصلی قفل می‌شوند.

وپست در عملیات بانکی نیز در ماه‌های اخیر تراز مثبت میان درآمد تسهیلات و سود پرداختی به سپرده‌ها گزارش کرده است؛ بنابراین بررسی فروش بنو باید در کنار فعالیت اصلی بانک انجام شود، نه به جای آن. مسئله این نیست که عدم فروش یک بلوک بیمه‌ای کل وضعیت پست‌بانک را منفی می‌کند؛ مسئله این است که مدیریت دارایی‌های سرمایه‌گذاری باید بتواند با استراتژی اصلی بانک هماهنگ باشد.

عرضه مهر می‌تواند پاسخ یک سؤال مهم را بدهد

دور جدید واگذاری برای ۱۱ مهر برنامه‌ریزی شده بود و پست‌بانک بار دیگر همان بلوک ۶.۲۴ درصدی را به صورت تماماً نقدی روی میز گذاشت. در بررسی منابع داخلی در دسترس تا زمان تنظیم این گزارش، نتیجه نهایی قابل اتکایی از معامله این نوبت پیدا نشد؛ بنابراین نمی‌توان بدون اطلاعیه رسمی گفت عرضه دوم موفق یا ناموفق بوده است. همین نتیجه باید از طریق اطلاعیه شرکت یا فرابورس مشخص شود.

اگر معامله نهایی شده باشد، قیمت فروش و سود یا زیان احتمالی حاصل از واگذاری مهم‌ترین ارقام بعدی برای سهامداران خواهند بود. اگر عرضه دوم نیز بدون خریدار مانده باشد، موضوع از یک مزایده ناموفق منفرد عبور می‌کند و به پرسشی جدی‌تر درباره قابلیت نقدکردن این بلوک و شرایطی که پست‌بانک برای فروش آن تعیین کرده تبدیل خواهد شد.

وپست چرا برای خروج از بنو اصرار دارد؟

تکرار عرضه شاید مهم‌ترین بخش این پرونده باشد. نخستین فروش بدون متقاضی پایان یافت، اما بانک چند هفته بعد دوباره فرآیند واگذاری را آغاز کرد. چنین رفتاری نشان می‌دهد اصل تصمیم فروش همچنان پابرجاست و مدیریت به دنبال نگهداری بلندمدت این بلوک نیست. برای سهامدار سؤال اصلی باید درباره منطق اقتصادی این خروج باشد: بانک قصد دارد منابع آزادشده را کجا به کار گیرد و بازده جایگزین این سرمایه‌گذاری چه میزان خواهد بود؟

اگر هدف صرفاً اصلاح ترکیب پرتفوی و تمرکز بیشتر بر فعالیت بانکی باشد، واگذاری می‌تواند از منظر راهبردی قابل دفاع باشد؛ مشروط به اینکه قیمت فروش منافع سهامدار را حفظ کند. اگر دارایی زیر ارزش اقتصادی خود واگذار شود، ایجاد نقدینگی به تنهایی موفقیت محسوب نمی‌شود. همین تعادل میان «سرعت خروج» و «قیمت مناسب» تصمیم وپست را حساس می‌کند.

نتیجه مزایده جدید تعیین می‌کند ماجرا تمام شده یا تازه شروع می‌شود

پرونده فروش سهام بیمه تجارت‌نو در وپست برخلاف بسیاری از خبرهای روزمره کدال، یک رویداد تک‌مرحله‌ای نبوده است. بانک ابتدا در تیرماه نزدیک به ۱.۵ میلیارد سهم را عرضه کرد و خریداری پیدا نشد؛ سپس در شهریور دوباره فراخوان فروش همان ۶.۲۴ درصد را منتشر کرد و تاریخ عرضه جدید ۱۱ مهر تعیین شد. این توالی نشان می‌دهد پست‌بانک برای نقدکردن دارایی خود جدی است، اما تجربه نخست ثابت کرده که وجود دارایی بورسی الزاماً به معنای نقدشوندگی فوری یک بلوک بزرگ نیست.

برای سهامدار وپست اکنون یک سؤال اصلی باقی مانده است: آیا بازار در تلاش دوم حاضر شده قیمتی را که پست‌بانک برای خروج از بیمه تجارت‌نو مطالبه می‌کند بپردازد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید آثار مالی واگذاری و نحوه استفاده از منابع حاصل از آن بررسی شود؛ اگر پاسخ منفی باشد، دومین شکست در فروش یک بلوک ۶.۲۴ درصدی می‌تواند بحث درباره قیمت واقعی قابل تحقق این سرمایه‌گذاری و هزینه قفل‌ماندن منابع بانک را جدی‌تر کند.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث