گوشت ۲.۳ میلیونی، بازار بی‌مشتری؛ چرا قیمت پایین نمی‌آید؟

گوشت
قیمت گوشت قرمز در آخرین روز هفته آرام مانده، اما این آرامش برای خانوارها الزاماً خبر خوبی نیست. گوشت خورشتی گوسفندی تا کیلویی ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان قیمت خورده، ماهیچه گوساله حدود ۲ میلیون و ۱۲۰ هزار تومان است و حتی گوشت آبگوشتی گوسفندی به ۱.۵ میلیون تومان می‌رسد. در ظاهر بازار از جهش تازه خبری ندارد، اما پشت این ثبات یک تناقض مهم دیده می‌شود: هزینه‌های تولید و توزیع اجازه عقب‌نشینی جدی قیمت را نمی‌دهند و در سمت مقابل، افت قدرت خرید اجازه جهش آسان را از بازار گرفته است. نتیجه، بازاری است که نه ارزان می‌شود و نه رونق دارد؛ قیمت بالا مانده، اما مشتری محتاط‌تر شده است.
۱۳:۰۸ - ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

بررسی نرخ‌های روز جمعه ۳۰ مرداد نشان می‌دهد بازار گوشت قرمز همچنان در محدوده بالای قیمتی روزهای اخیر حرکت می‌کند. در گزارش‌های بازار همین هفته، راسته گوساله بسته‌بندی‌شده در محدوده ۱.۷ تا ۱.۸ میلیون تومان و راسته گوسفندی بین ۱.۶۵ تا ۱.۸۶۸ میلیون تومان عرضه شده است؛ اعدادی که نشان می‌دهد قیمت نهایی بسته به نوع قطعه، بسته‌بندی، کیفیت و محل عرضه اختلاف قابل‌توجهی دارد.

بنابراین نرخ‌های ۱.۵ میلیون تومانی گوشت آبگوشتی، ۲.۳ میلیون تومانی گوشت خورشتی گوسفندی، ۲.۱۲ میلیون تومانی ماهیچه گوساله و ۱.۹۲ میلیون تومانی ران گوساله را باید قیمت‌های مشاهده‌شده در بخشی از بازار دانست، نه یک نرخ رسمی و واحد برای سراسر کشور.

گوشت گران نشد؛ اما آیا واقعاً بازار آرام است؟

پاسخ به این سؤال به تعریف «آرامش» بستگی دارد.

اگر معیار فقط تغییر روزانه قیمت باشد، بازار فعلاً آرام است. جهش تازه‌ای در بسیاری از اقلام دیده نمی‌شود و فروشندگان نیز تا حد زیادی همان محدوده‌های قبلی را حفظ کرده‌اند.

اما اگر معیار، توان خرید خانوار باشد، تصویر متفاوت است.

گزارش‌های صنفی در ماه‌های اخیر از افت جدی تقاضا حکایت داشته‌اند. مسعود رسولی، دبیر انجمن صنعت بسته‌بندی گوشت و مواد پروتئینی، گفته بود تقاضای فروشگاه‌ها برای گوشت قرمز در فروردین امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۵۰ درصد کاهش داشته است. این عدد یک آمار رسمی مصرف خانوار نیست، بلکه برآورد یک تشکل صنفی از بازار فروش است؛ با این حال شدت افت گزارش‌شده، فشار سمت تقاضا را نشان می‌دهد.

پس ثابت ماندن قیمت را نمی‌توان لزوماً نتیجه تعادل مطلوب عرضه و تقاضا دانست.

ممکن است بخشی از این ثبات ناشی از همان چیزی باشد که اقتصاددانان از آن به‌عنوان تخریب تقاضا یاد می‌کنند: کالا آن‌قدر گران شده که مصرف‌کننده مقدار خرید را کم می‌کند، سراغ قطعات ارزان‌تر می‌رود یا فاصله بین خریدهایش را افزایش می‌دهد.

گوشت خورشتی ۲.۳ میلیونی چه پیامی دارد؟

اختلاف قیمت میان قطعات مختلف گوشت حالا بیش از گذشته در تصمیم خانوار نقش پیدا کرده است.

وقتی هر کیلو گوشت خورشتی گوسفندی ۲.۳ میلیون تومان باشد، یک خرید دو کیلویی به تنهایی ۴.۶ میلیون تومان هزینه دارد. حتی با نرخ ۱.۵ میلیون تومانی گوشت آبگوشتی، دو کیلو خرید سه میلیون تومان تمام می‌شود.

همین تفاوت توضیح می‌دهد چرا بازار به سمت قطعات اقتصادی‌تر حرکت می‌کند.

خریدار فقط نمی‌پرسد «گوشت گوسفندی چند است؟»؛ سؤال مهم‌تر این شده که با بودجه مشخص، کدام قطعه دورریز کمتر دارد، برای چند وعده قابل استفاده است و چه مقدار باید خرید.

به همین دلیل آرام شدن قیمت قطعات گران‌تر الزاماً به معنای زیاد بودن عرضه نیست؛ ممکن است سرعت فروش آنها کاهش یافته باشد.

چرا با افت تقاضا، قیمت گوشت پایین نمی‌آید؟

این همان تناقض اصلی بازار است.

در یک بازار ساده، کاهش تقاضا باید فروشنده را مجبور به پایین آوردن قیمت کند. اما در بازار گوشت، سمت عرضه نیز با کف هزینه‌ای بالایی روبه‌روست. قیمت دام زنده، نهاده، حمل‌ونقل، کشتار، افت لاشه، بسته‌بندی، سردخانه و شبکه توزیع همگی بخشی از قیمت نهایی هستند.

در اوایل مرداد، گزارش‌های صنفی نرخ هر کیلو بره کشتاری حدود ۶۷۰ هزار تومان و گوساله زنده حدود ۵۵۰ تا ۵۶۰ هزار تومان را مطرح می‌کردند. داده‌های استانی نیز در همان مقطع نرخ گوسفند زنده را در برخی مناطق تا حدود ۶۶۸ هزار تومان ثبت کرده بودند.

البته مقایسه مستقیم قیمت دام زنده با گوشت داخل قصابی اشتباه است.

یک کیلو دام زنده مساوی یک کیلو گوشت قابل فروش نیست؛ پوست، استخوان، احشاء، چربی، افت وزن و هزینه‌های کشتار و توزیع باید از آن جدا شود. علاوه بر آن، قیمت یک کیلو ران بدون استخوان با میانگین قیمت لاشه قابل مقایسه مستقیم نیست.

اما همین نرخ بالای دام زنده نشان می‌دهد فروشندگان برای کاهش شدید قیمت نهایی فضای زیادی ندارند؛ مگر اینکه قیمت در حلقه تولید هم پایین بیاید.

تولید داخلی هست؛ پس مسئله فقط «کمبود گوشت» نیست

داده‌های رسمی نیز فعلاً نشانه‌ای از توقف گسترده تولید داخلی نشان نمی‌دهند.

براساس نتایج مرکز آمار ایران، در خرداد ۱۴۰۵ حدود ۴۱ هزار و ۲۰۸ تن گوشت قرمز در کشتارگاه‌های رسمی کشور عرضه شده است. سهم گاو و گوساله ۲۳ هزار و ۶۳۹ تن، معادل ۵۷.۳ درصد کل بود و گوسفند و بره با ۱۳ هزار و ۷۹۰ تن حدود ۳۳.۵ درصد را تشکیل دادند. عرضه کل نسبت به خرداد سال قبل حدود سه درصد کاهش داشت.

وزارت جهاد کشاورزی نیز می‌گوید حدود ۹۰ درصد نیاز گوشت قرمز کشور از تولید داخلی تأمین می‌شود و واردات سهم کوچک‌تری دارد. وزیر جهاد پیش‌تر مصرف سالانه را حدود یک میلیون و ۷۰ هزار تن عنوان کرده بود.

بنابراین توضیح قیمت‌های فعلی صرفاً با عبارت «کمبود کالا» دقیق نیست.

بازار ممکن است کالا داشته باشد، اما با قیمتی که بخش بزرگی از تقاضا توان خرید آن را ندارد.

واردات نصف شده؛ یک ریسک برای ماه‌های بعد؟

در سمت واردات هم علامت مهمی دیده می‌شود.

دبیر انجمن واردکنندگان فرآورده‌های خام دامی گفته در چهار ماه نخست امسال حدود ۱۵ هزار تن گوشت قرمز وارد کشور شده که تقریباً ۵۰ درصد کمتر از دوره مشابه سال قبل است. او بخشی از این کاهش را به مشکلات حمل‌ونقل و انتقال پول نسبت داده است. این آمار نیز اظهارنظر یک فعال صنفی است و نباید جای آمار نهایی گمرک تلقی شود، اما کاهش محسوس واردات می‌تواند در ماه‌های آینده اهمیت پیدا کند.

از سوی دیگر، معاون سابق امور دام وزارت جهاد پیش‌تر گفته بود در نتیجه افزایش تولید داخلی، واردات سالانه گوشت قرمز از حدود ۲۵۰ هزار تن به ۷۰ هزار تن کاهش یافته است.

این دو روایت یک پیام مشترک دارند: بازار امسال بیشتر از گذشته به تولید داخل متکی است.

اگر عرضه دام داخلی پایدار بماند، این موضوع لزوماً مشکل‌ساز نیست؛ اما هر شوک در قیمت نهاده، حمل‌ونقل یا جمعیت دام می‌تواند اثر بیشتری بر قیمت مصرف‌کننده بگذارد.

«ثبات» با «ارزان بودن» اشتباه نشود

مهم‌ترین نکته درباره بازار این روزهای گوشت همین است.

وقتی گوشت خورشتی گوسفندی روی دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان ثابت می‌ماند، می‌توان گفت قیمت ثابت مانده؛ اما نمی‌توان گفت کالا ارزان یا در دسترس‌تر شده است.

ثبات قیمت فقط سرعت تغییر را توضیح می‌دهد، نه سطح قیمت را.

ممکن است کالایی در سطح بسیار بالایی برای هفته‌ها بدون تغییر بماند و همزمان سهمش از سبد مصرفی خانوار کمتر شود. در چنین شرایطی حتی کاهش فروش نیز الزاماً قیمت را سریع پایین نمی‌آورد، چون تولیدکننده و فروشنده با هزینه‌های بالای خود روبه‌رو هستند.

بازار گوشت اکنون دقیقاً میان این دو فشار گرفتار شده است: هزینه بالا در سمت عرضه و قدرت خرید پایین در سمت تقاضا.

احتمال کاهش قیمت وجود دارد؟

برای کاهش محسوس قیمت، حداقل یکی از چند اتفاق باید رخ دهد: قیمت دام زنده پایین بیاید، نهاده و هزینه تولید کاهش پیدا کند، عرضه داخلی بیشتر شود یا واردات بتواند با قیمت رقابتی‌تر وارد شبکه توزیع شود.

فقط کم شدن مشتری کافی نیست.

در مقابل، اگر هزینه تأمین بالا برود یا واردات کمتر شود، قیمت‌ها دوباره می‌توانند تحت فشار صعودی قرار بگیرند؛ هرچند ضعف تقاضا ممکن است سرعت این افزایش را محدود کند.

به همین علت پیش‌بینی اینکه بازار در کوتاه‌مدت حتماً «ارزان می‌شود» هنوز پشتوانه محکمی ندارد.

بازار یخ زده؛ نه فروشنده توان کاهش دارد، نه خریدار توان افزایش

قیمت‌های پایان هفته تصویر روشنی می‌سازند: گوشت آبگوشتی ۱.۵ میلیون، خورشتی گوسفندی ۲.۳ میلیون، ماهیچه گوساله ۲.۱۲ میلیون و ران گوساله ۱.۹۲ میلیون تومان.

قیمت‌ها فعلاً جهش نکرده‌اند، اما مسئله اصلی خانوار دیگر جهش روزانه نیست؛ سطح بالای قیمت است.

از یک طرف، آمار رسمی نشان می‌دهد عرضه داخلی ادامه دارد و بازار با توقف تولید روبه‌رو نیست. از سوی دیگر، تشکل‌های صنفی از افت قابل‌توجه تقاضا می‌گویند و واردات نیز نسبت به سال قبل کاهش یافته است.

نتیجه بازاری است که در یک بن‌بست قیمتی قرار گرفته:

فروشنده به‌دلیل هزینه بالا نمی‌تواند خیلی ارزان‌تر بفروشد و خریدار به‌دلیل کاهش قدرت خرید نمی‌تواند خیلی بیشتر بخرد.

پس آرامش امروز گوشت قرمز را نباید با بهبود سفره خانوار اشتباه گرفت. گوشت گران‌تر نشده؛ اما برای بسیاری هنوز آن‌قدر گران است که همین ثابت ماندن قیمت هم خبر ارزانی محسوب نمی‌شود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط