آب پاکی فدراسیون روی دست استقلال؛ لیگ نیمهکاره قهرمان ندارد / پایان پرونده جام جنجالی
حیدر بهاروند روز ۱۶ شهریور موضع سازمان لیگ را درباره یکی از طولانیترین بحثهای ماههای اخیر فوتبال ایران روشن کرد.
رئیس سازمان لیگ تأکید کرد هیئترئیسه فدراسیون فوتبال چند ماه قبل مصوب کرده است که لیگ نیمهتمام فصل گذشته قهرمان نداشته باشد. به گفته او، پرونده مسابقات بسته شده و مدیران استقلال نیز مصوبه را مشاهده کردهاند. هرگونه تغییر نیز تنها با تصمیم جدید هیئترئیسه امکانپذیر خواهد بود و نه با نظر یک فرد یا درخواست یک باشگاه.
این اظهارات عملاً مهمترین مطالبه مدیریتی استقلال طی ماههای گذشته را به بنبست رساند.
علی تاجرنیا از زمان توقف مسابقات بارها تأکید کرده بود استقلال به عنوان تیم صدرنشین باید قهرمان معرفی شود و حتی گفته بود باشگاه از مسیرهای قانونی، فیفا و AFC پیگیر دریافت جام خواهد بود. او در فروردین نیز اعلام کرده بود اگر مسابقات امکان ادامه نداشته باشد، استقلال باید بر اساس صدرنشینی به لیگ نخبگان آسیا معرفی شود.
بخش دوم خواسته استقلال عملی شد؛ آبیها راهی لیگ نخبگان شدند. اما حالا فدراسیون میگوید استفاده از جدول برای تعیین سهمیه آسیا به معنای معرفی قهرمان نبوده است.
تناقض اصلی؛ جدول برای آسیا معتبر بود اما برای قهرمانی نه؟
دقیقاً همین نقطه، یکی از مهمترین ابهامات مدیریتی پرونده لیگ بیستوپنجم است.
هیئترئیسه فدراسیون فوتبال در چهارم خرداد تصمیم گرفت استقلال و تراکتور بر اساس جدول موجود به عنوان نمایندگان ایران در لیگ نخبگان معرفی شوند. در همان تصمیم، سپاهان در صورت دریافت مجوز حرفهای گزینه حضور در لیگ قهرمانان آسیا ۲ بود.
مشکل اینجا بود که لیگ در شرایط عادی به پایان نرسیده بود و جدول نیز محصول تعداد مسابقات برابر برای همه باشگاهها نبود. در جدول ثبتشده از فصل نیمهتمام، استقلال با ۴۱ امتیاز صدرنشین بود و تراکتور و سپاهان هر کدام ۳۹ امتیاز داشتند؛ در حالی که تعداد بازی برخی تیمهای دیگر جدول بیشتر بود.
این ناهمگونی همان نقطهای است که منتقدان روی آن دست میگذارند. جدول یک لیگ زمانی معیار کامل رقابتی است که تیمها برنامهای برابر یا دستکم مرحلهای کاملشده را پشت سر گذاشته باشند. وقتی مسابقات در میانه راه متوقف میشود، استفاده از همان جدول برای تعیین برخی حقوق ورزشی و نپذیرفتن آن برای برخی دیگر ناگزیر زمینه اعتراض ایجاد میکند.
البته سهمیه آسیایی و عنوان قهرمانی از نظر حقوقی الزاماً یک موضوع نیستند. فدراسیون به دلیل مهلت AFC ناچار بود نمایندگان ایران را در موعد مشخص معرفی کند، در حالی که برای اهدا کردن جام چنین الزام خارجی وجود نداشت. همین تفاوت حقوقی میتواند مبنای تصمیم فدراسیون باشد؛ اما نحوه مدیریت و توضیح تصمیمها از ابتدا آنقدر شفاف نبود که از شکلگیری اختلاف جلوگیری کند.
سپاهان؛ قهرمان نیمفصل که حتی مجوز آسیا نگرفت
پیچیدگی ماجرا با وضعیت سپاهان بیشتر شد.
سپاهان نیمفصل نخست لیگ بیستوپنجم را با ۳۰ امتیاز در صدر به پایان رسانده و قهرمان نیمفصل شده بود.
این تیم هنگام توقف لیگ نیز با ۳۹ امتیاز در تعقیب استقلال قرار داشت، اما در یک اتفاق مهمتر، موفق نشد مجوز حرفهای مورد تأیید AFC را برای فصل ۲۷-۲۰۲۶ دریافت کند. کنفدراسیون فوتبال آسیا در فهرست نهایی، مجوز حرفهای استقلال، تراکتور، پرسپولیس، گلگهر، چادرملو و آلومینیوم را تأیید کرد اما نام سپاهان در آن فهرست نبود.
به این ترتیب یکی از مدعیان اصلی لیگ از حضور آسیایی بازماند؛ اتفاقی که خود نمونه دیگری از فاصله میان موفقیت فنی و مدیریت حرفهای باشگاهها در فوتبال ایران است.
عجیبتر از لیگ نیمهکاره؛ تورنمنتی که نتیجهاش اعتبار پیدا نکرد
اگر داستان قهرمانی لیگ پیچیده بود، ماجرای سومین سهمیه آسیا حتی عجیبتر پیش رفت.
با تصمیم مدیران فوتبال ایران، تورنمنتی میان گلگهر، چادرملو و پرسپولیس برای تعیین نماینده کشور در لیگ قهرمانان آسیا ۲ برگزار شد. پرسپولیس پنجم تیر مقابل چادرملو بازی کرد و در وقتهای اضافه ۲ بر یک شکست خورد. چادرملو سپس گلگهر را نیز پشت سر گذاشت و در زمین فوتبال برنده تورنمنت تعیین سهمیه شد.
اما پایان داستان شگفتانگیزتر بود.
AFC نتیجه این تورنمنت را مبنای تغییر نماینده ایران قرار نداد و همان گلگهر را که پیشتر از سوی فدراسیون معرفی شده بود به عنوان نماینده نهایی ایران پذیرفت. در نتیجه تورنمنتی برگزار شد، تیمها بازیکنان خود را از تعطیلات فراخواندند، مسابقات رسمیمانند انجام شد، چادرملو برنده شد، اما در نهایت تیم دیگری راهی آسیا شد.
چادرملو نیز بعدتر تصمیم گرفت موضوع را از طریق دادگاه حکمیت ورزش CAS پیگیری کند.
اگر قرار باشد برای نقد مدیریت فوتبال ایران یک نمونه عینی پیدا کنیم، شاید همین پرونده از هر شعار و انتقادی گویاتر باشد.
آیا استقلال واقعاً باید قهرمان اعلام میشد؟
از منظر هواداری پاسخها کاملاً متفاوت است؛ اما از منظر رقابتی، استدلال فدراسیون قابل دفاع است.
استقلال هنگام توقف مسابقات صدرنشین بود، اما لیگ تمام نشده بود و همه تیمها نیز تعداد مسابقات برابر نداشتند. صدرنشینی در یک جدول ناقص الزاماً معادل قهرمانی نیست.
در تاریخ فوتبال ایران نیز نمونه مشابه وجود دارد. لیگ ششم جام تختجمشید در سال ۱۳۵۷ به دلیل تحولات سیاسی کشور نیمهتمام ماند. شهباز هنگام توقف رقابتها در صدر قرار داشت و حسین فرکی نیز در صدر جدول گلزنان بود، اما نه شهباز قهرمان رسمی شد و نه عنوان آقای گلی آن فصل به عنوان یک عنوان کامل ثبت شد.
از این منظر، تصمیم «بدون قهرمان» میتواند منطق ورزشی روشنتری نسبت به واگذاری جام بر اساس یک لیگ ناتمام داشته باشد.
مسئله اصلی اما این است که چرا تعیین تکلیف رسمی چنین موضوعی باید چند ماه طول بکشد و اجازه داده شود مطالبه یک باشگاه، اعتراض رقبا و مصاحبههای پیدرپی به یکی از حواشی اصلی فوتبال کشور تبدیل شود.
جامی که استقلال بیش از آن به آرامش نیاز داشت
استقلال از نظر تاریخی برای اعتبار خود به یک عنوان بحثبرانگیز نیاز ندارد. آبیها دو بار قهرمان آسیا شدهاند و یکی از پرافتخارترین باشگاههای ایران هستند.
در شرایط فعلی نیز مسائل مهمتری روی میز باشگاه وجود دارد.
پنجره نقلوانتقالاتی استقلال در تابستان بسته بود و فیفا اجازه استفاده از سهمیه بازیکنان آزاد را نیز نداد. تیم سهراب بختیاریزاده حالا پس از سه تساوی متوالی در لیگ بیستوششم ۱۲ امتیاز دارد و بعد از پایان هفته ششم، پشت سر تراکتور ۱۶ امتیازی و پرسپولیس ۱۳ امتیازی قرار گرفته است.
یعنی چالش واقعی استقلال امروز نه جام لیگ گذشته، بلکه جلوگیری از افزایش فاصله با صدر در لیگ فعلی است.
مدیریت باشگاه اگر انرژی رسانهای و اجرایی خود را روی بازگشت مصدومان، حفظ آرامش تیم، حل اختلافات داخلی و آمادهسازی برای پنجره زمستانی متمرکز کند، احتمالاً سود بیشتری برای استقلال خواهد داشت.
جام حذفی فصل گذشته هم تمام شد؛ فصل جدید هنوز نامشخص
بهاروند در همان گفتوگو تکلیف پرونده دیگری را نیز روشن کرد.
او اعلام کرد مسابقات جام حذفی فصل گذشته دیگر تمام شده و پرونده آن رقابتها نیز بسته است. درباره جام حذفی فصل جاری اما هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است. رئیس سازمان لیگ دلیل این ابهام را افزایش لیگ از ۱۶ به ۱۸ تیم و اضافه شدن حدود ۶۰ مسابقه به تقویم عنوان کرد، هرچند تأکید داشت در صورت فراهم شدن شرایط، سازمان لیگ خواهان برگزاری جام حذفی است.
بنابراین فوتبال ایران هنوز از پیامدهای فصل عجیب گذشته کاملاً عبور نکرده است.
تصمیم درست، اما بسیار دیر
اعلام اینکه لیگ نیمهکاره قهرمان ندارد از نظر حفظ اصل رقابت برابر، تصمیم قابل دفاعی است. اما همین پرونده نشان داد مشکل فوتبال ایران فقط در نتیجه تصمیمها نیست؛ زمان، شفافیت و انسجام تصمیمگیری نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
اگر این مصوبه از همان ابتدا با توضیح حقوقی روشن اعلام و پرونده بسته میشد، ماهها دعوای رسانهای درباره جام استقلال شکل نمیگرفت.
اگر سازوکار معرفی سهمیه آسیایی پیش از مکاتبه با AFC روشن بود، شاید نیازی به تورنمنتی نبود که چادرملو آن را ببرد اما گلگهر به آسیا برود.
و اگر مقررات حرفهایسازی با جدیت بیشتری در باشگاهها اجرا میشد، تیمی در اندازه سپاهان به دلیل مشکل مجوز حرفهای از آسیا کنار نمیماند.
بنابراین شاید مهمترین نتیجه پرونده لیگ بیستوپنجم نه قهرمان نشدن استقلال باشد و نه جامی که اهدا نشد؛ مسئله بزرگتر، ضرورت تصمیمگیری بهموقع و حرفهای در فوتبال ایران است.
حالا آب پاکی روی دست استقلال ریخته شده است: لیگ بیستوپنجم قهرمان ندارد. بهتر است این پرونده واقعاً بسته شود؛ استقلال روی جبران فاصلهاش با صدر تمرکز کند و فدراسیون نیز از ماجرایی که ماهها فوتبال ایران را درگیر کرد، برای تصمیمهای بعدی درس بگیرد.