هدف تازه دولت برای زمستان؛ مصرف انرژی باید ۲۰ درصد کم شود / برنامه «روز بدون خودرو» هم روی میز
مهمترین عدد مطرحشده در نشست امروز، ۲۰ درصد بود.
فاطمه مهاجرانی تأکید کرد دولت برای مدیریت مصرف انرژی در فصل زمستان باید از همین حالا یک هدف مشخص داشته باشد و این هدف را کاهش ۲۰ درصدی مصرف عنوان کرد. از نگاه سخنگوی دولت، ابلاغ یک عدد کلی در سطح کشور کافی نیست و استانهایی مانند اصفهان، لرستان، خوزستان و مازندران باید متناسب با شرایط خود برنامه مشخصی برای رسیدن به سهم تعیینشده داشته باشند.
این بخش از اظهارات مهاجرانی از نظر سیاستگذاری اهمیت ویژهای دارد. طی سالهای گذشته یکی از انتقادهای اصلی به برنامههای صرفهجویی انرژی این بوده که عمدتاً بر توصیههای عمومی مانند کم کردن دمای وسایل گرمایشی یا خاموش کردن تجهیزات غیرضروری متمرکز بودهاند.
اما وقتی دولت از «هدف ۲۰ درصدی» سخن میگوید، موضوع وارد مرحله دیگری میشود؛ زیرا برای ارزیابی موفقیت چنین برنامهای باید مشخص باشد مصرف نسبت به چه دورهای، در کدام بخشها و با چه شاخصی اندازهگیری خواهد شد.
به عبارت دیگر، اگر قرار است کاهش ۲۰ درصدی واقعاً قابل سنجش باشد، دولت باید برای هر استان یک خط مبنا تعیین کند و در پایان دوره نیز عملکرد را با همان خط مبنا مقایسه کند.
کاهش ۱۸۰۰ مگاواتی برق؛ تجربهای که دولت روی آن حساب میکند
سخنگوی دولت برای نشان دادن ظرفیت صرفهجویی مردمی، به تجربه اخیر شبکه برق اشاره کرد.
به گفته مهاجرانی، پس از آسیبهایی که موجب شد قطع برق در بخشهایی از جنوب کشور اجتنابناپذیر شود، وزارت نیرو از مردم درخواست کرد مصرف خود را کاهش دهند. نتیجه، طبق اعلام او، کاهش حدود ۱۸۰۰ مگاواتی مصرف برق در مدت کوتاه بود. مردم با اقداماتی مانند خاموش کردن کولرهای غیرضروری و لامپهای اضافی در این کاهش مشارکت کردند.
۱۸۰۰ مگاوات عدد کوچکی نیست و از نگاه دولت نشان میدهد مدیریت سمت تقاضا میتواند بدون ساخت فوری نیروگاه جدید، بخشی از فشار روی شبکه را کاهش دهد.
اما تکرار چنین تجربهای در زمستان نیازمند برنامهای متفاوت است. در ماههای گرم، کولرهای گازی و تجهیزات سرمایشی بخش مهمی از مصرف اوج را تشکیل میدهند؛ در حالی که در زمستان، گاز طبیعی و تجهیزات گرمایشی وزن بسیار بیشتری پیدا میکنند.
در نتیجه نسخه تابستانی مدیریت مصرف را نمیتوان بدون تغییر به فصل سرد منتقل کرد.
چالش اصلی دولت؛ صرفهجویی بدون خاموش کردن کارخانهها
مهاجرانی یک خط قرمز مهم برای سیاست انرژی دولت ترسیم کرد: کاهش مصرف نباید به قیمت آسیب به صنعت و اشتغال تمام شود.
او تأکید کرد آسیب به تولید در نهایت به بیکاری کارگر منجر میشود و حفظ اشتغال پایدار از موضوعات مورد تأکید رئیسجمهور است. به همین دلیل برنامه مدیریت انرژی باید بهگونهای طراحی شود که بار اصلی آن صرفاً روی واحدهای تولیدی قرار نگیرد.
این موضع در شرایط فعلی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا محدودیت برق و گاز صنایع طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای تولیدکنندگان فولاد، سیمان، پتروشیمی و سایر صنایع انرژیبر تبدیل شده است.
اگر کاهش ۲۰ درصدی مصرف عمدتاً با محدود کردن برق و گاز صنعت محقق شود، ممکن است عدد صرفهجویی روی کاغذ به دست بیاید، اما هزینه آن در قالب کاهش تولید، رشد هزینه تمامشده و فشار بر اشتغال ظاهر شود.
بنابراین آزمون واقعی دولت این است که چه میزان از هدف ۲۰ درصدی را میتواند از محل افزایش بهرهوری و تغییر رفتار مصرفکنندگان به دست بیاورد.
آیا کاهش ۲۰ درصدی بدون فشار به خانوارها ممکن است؟
هدف ۲۰ درصدی بلندپروازانه است.
بخشی از این کاهش میتواند از اصلاح الگوی مصرف خانگی حاصل شود؛ برای مثال کاهش دمای محیط، مدیریت روشنایی، استفاده کمتر از وسایل پرمصرف و بهبود عایقبندی ساختمانها.
اما مسئله مهم این است که همه خانوارها مصرف مشابهی ندارند. اگر سیاست صرفهجویی بدون توجه به تفاوت مصرف مشترکان اجرا شود، خانوادههایی که همین حالا نیز در محدوده مصرف متعارف قرار دارند ممکن است احساس کنند بار اصلی مدیریت ناترازی انرژی بر دوش آنها قرار گرفته است.
از همین رو، یکی از کارآمدترین مسیرها میتواند تمرکز بیشتر بر مشترکان پرمصرف و ساختمانهای اداری باشد؛ جایی که ظرفیت کاهش مصرف بدون آسیب مستقیم به رفاه عمومی بیشتر است.
خود مهاجرانی نیز بر این نکته تأکید کرده که برنامهها باید بدون فشار نامتناسب بر مردم اجرا شوند.
«روز بدون خودرو»؛ نسخه دولت برای بنزین و آلودگی هوا؟
بخش دیگری از سخنان امروز به مصرف سوخت و حملونقل اختصاص داشت.
مهاجرانی خواستار برنامهریزی برای روزهای بدون خودرو شد و توسعه حملونقل عمومی، پیادهروی و استفاده از دوچرخه را از ابزارهای کاهش مصرف بنزین و آلودگی هوا دانست.
البته از صحبتهای او نمیتوان نتیجه گرفت که طرح رسمی و زمانبندیشدهای تحت عنوان «روز بدون خودرو» تصویب شده است. در شرایط فعلی این موضوع بیشتر یک پیشنهاد و جهتگیری سیاستی است که برای اجرا نیازمند جزئیات مشخص خواهد بود.
تجربه شهرهای مختلف دنیا نشان میدهد محدود کردن استفاده از خودروی شخصی زمانی مؤثر است که جایگزین قابل اتکایی وجود داشته باشد.
اگر حملونقل عمومی ظرفیت کافی نداشته باشد، صرف توصیه به کنار گذاشتن خودرو شخصی احتمالاً اثر محدودی خواهد داشت. بنابراین توسعه مترو، اتوبوس و شبکههای حملونقل عمومی باید مقدم یا دستکم همزمان با چنین برنامهای پیش برود.
دولت سراغ چهرههای محلی و افراد اثرگذار میرود
یکی از تفاوتهای رویکرد مطرحشده امروز این است که دولت قصد ندارد مدیریت مصرف را فقط از مسیر دستورهای اداری دنبال کند.
مهاجرانی از بزرگان قومی و طایفهای، دانشگاهیان، هنرمندان، کارآفرینان و سایر چهرههای مورد اعتماد مردم بهعنوان ظرفیتی برای همراه کردن جامعه نام برد. رسانههای استانی و صداوسیمای مراکز استانها نیز قرار است در توضیح ضرورت صرفهجویی نقش بیشتری داشته باشند.
این نگاه بر یک واقعیت مهم تأکید دارد: تغییر رفتار مصرفی فقط با افزایش تعرفه یا بخشنامه اتفاق نمیافتد.
اگر شهروندان ندانند چرا باید مصرف خود را کاهش دهند یا احساس کنند صرفهجویی آنها اثری بر وضعیت شبکه ندارد، انگیزه همراهی کاهش پیدا میکند.
نمونه کاهش ۱۸۰۰ مگاواتی مورد اشاره دولت نیز دقیقاً بر همین عنصر مشارکت عمومی استوار بوده است.
رفع ممنوعیت حضور دستگاههای دولتی در سکوهای خارجی
مهاجرانی در بخش دیگری از سخنانش یک تصمیم مهم رسانهای را نیز تأیید کرد.
به گفته او، با جمعبندی انجامشده منع حضور دستگاههای دولتی در سکوهای غیرایرانی برداشته شده و برای فعالیت در این پلتفرمها نیز مکاتبه اداری جداگانه ضرورت ندارد؛ هرچند ملاحظات امنیتی همچنان باید رعایت شود.
این تصمیم دو روز قبل نیز بهطور رسمی از سوی عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیسجمهور اعلام شده بود. طبق آن اعلام، ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی با اجماع اعضا ممنوعیت اطلاعرسانی دستگاههای اجرایی در پیامرسانهای غیربومی را لغو کرده تا نهادهای دولتی بتوانند برای پاسخگویی و مقابله با شایعات مستقیماً در سکوهایی که مردم در آنها حضور دارند فعال شوند.
این تغییر سیاست در شرایطی رخ میدهد که دولت همزمان برای اجرای برنامههای مدیریت مصرف به ارتباط مستقیم و سریع با شهروندان نیاز دارد.
«جنگ وجودی»؛ توصیف سخنگوی دولت از شرایط کشور
مهاجرانی در پایان سخنان خود شرایط فعلی را یک «جنگ جدی» و «جنگ وجودی» توصیف کرد و گفت مدیریت بهتر منابع میتواند از تحمیل هزینههای سنگینتر جلوگیری کند.
این عبارت، توصیف سیاسی سخنگوی دولت از شرایط جاری کشور است. در تحلیل سیاست انرژی، اهمیت آن بیشتر از زاویه افزایش حساسیت دولت نسبت به تابآوری زیرساختهای حیاتی، برق، گاز و سوخت قابل بررسی است.
در شرایط بحرانی، پایداری شبکه انرژی فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ اختلال گسترده در برق و سوخت میتواند بر خدمات عمومی، بیمارستانها، صنایع و حملونقل نیز اثر بگذارد.
به همین علت دولت تلاش دارد مدیریت تقاضا را به بخشی از سیاست تابآوری کشور تبدیل کند.
زمستان ۱۴۰۵؛ آزمون واقعی برنامه ۲۰ درصدی
هدف کاهش ۲۰ درصدی مصرف انرژی اگر از یک شعار به برنامه اجرایی تبدیل شود، یکی از بزرگترین طرحهای مدیریت مصرف سالهای اخیر خواهد بود.
اما موفقیت آن به چند شرط وابسته است: تعریف خط مبنای روشن برای هر استان، جداسازی مصرف خانگی از صنعت، تمرکز بر مشترکان پرمصرف، توسعه حملونقل عمومی و ارائه گزارش شفاف از میزان صرفهجویی واقعی.
تجربه کاهش ۱۸۰۰ مگاواتی برق نشان داده مشارکت مردم میتواند در کوتاهمدت اثرگذار باشد؛ اما زمستان شرایط متفاوتی دارد و استمرار چنین مشارکتی نیازمند اعتماد و برنامهریزی دقیق است.
در نتیجه مهمترین پرسش از این پس دیگر این نیست که آیا دولت میخواهد مصرف را ۲۰ درصد کاهش دهد؛ بلکه این است که این ۲۰ درصد دقیقاً از کجا قرار است کم شود؟
اگر پاسخ، کاهش اتلاف، اصلاح مصرف پرمصرفها و افزایش بهرهوری باشد، برنامه میتواند هم به شبکه انرژی کمک کند و هم فشار کمتری به اقتصاد وارد کند. اما اگر بخش عمده هدف با محدودیت صنایع و قطعی انرژی محقق شود، هزینه صرفهجویی ممکن است در جایی دیگر، یعنی تولید و اشتغال، ظاهر شود.
به همین دلیل زمستان ۱۴۰۵ نه فقط آزمون شبکه برق و گاز، بلکه آزمون عملی سیاست تازه دولت برای مدیریت انرژی خواهد بود.