قیمت برنج ایرانی از ۶ میلیون تومان عبور کرد؛ چرا یک کیسه برنج در هر فروشگاه یک قیمت دارد؟
بر اساس تازهترین رصدهای بازار، قیمت برخی بستههای ۱۰ کیلویی برنج ایرانی به محدودههایی رسیده که خرید یک کیسه برنج ممتاز را به هزینهای چندمیلیونی برای خانوار تبدیل کرده است.
در نمونههای بررسیشده، برنج عنبربو سوپرلوکس هیمه ۱۰ کیلویی حدود ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد؛ یعنی کیلویی نزدیک ۵۵۰ هزار تومان.
برنج هاشمی گیلان زرین خوشه طبرستان نیز در بسته ۱۰ کیلویی با قیمت حدود ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان عرضه شده که معادل کیلویی ۵۷۰ هزار تومان است.
در گروه ارزانتر، برنج ساده شیرودی گیلان آقای برنج با قیمت ۴ میلیون و ۶۴۵ هزار تومان برای ۱۰ کیلو دیده میشود؛ یعنی هر کیلو حدود ۴۶۴ هزار و ۵۰۰ تومان.
اما یکی از بالاترین قیمتها به برنج هاشمی فریدونکنار برکت تعلق دارد که بسته ۱۰ کیلویی آن به حدود ۶ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است؛ معادل کیلویی ۶۴۰ هزار تومان.
این قیمتها البته نرخ واحد کل بازار نیستند و دقیقاً همین موضوع، یکی از مهمترین ویژگیهای بازار برنج در شرایط فعلی است.
یک برنج، چند قیمت؛ چرا نرخها تا این اندازه متفاوت است؟
بررسی فهرستهای فروش هفتههای اخیر نشان میدهد حتی برای محصولات مشابه نیز قیمت یکسانی وجود ندارد.
برای نمونه، دادههای بازار در ۲۰ شهریور، قیمت ۱۰ کیلوگرم هاشمی گیلان زرین خوشه طبرستان را حدود ۵ میلیون و ۴۷۵ هزار تومان نشان میداد؛ در حالی که در رصد فعلی همین محصول نزدیک ۵.۷ میلیون تومان قیمتگذاری شده است.
اختلاف درباره عنبربو حتی بزرگتر است. در یکی از فهرستهای بازار مربوط به ۱۹ شهریور، ۱۰ کیلوگرم «عنبربو سوپرلوکس هیمه» حدود ۴ میلیون و ۹۹ هزار تومان ثبت شده بود، در حالی که نرخ ارائهشده در رصد فعلی ۵.۵ میلیون تومان است.
چنین اختلافی الزاماً به معنای آن نیست که قیمت واقعی این محصول ظرف چند روز بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است. فروشنده متفاوت، موجودی قدیمی یا جدید، تخفیف، هزینه ارسال، نوع بستهبندی و سیاست قیمتگذاری فروشگاه میتواند بخش بزرگی از تفاوت را توضیح دهد.
همین نمونه بهخوبی نشان میدهد چرا نمیتوان قیمت یک فروشگاه اینترنتی را بهعنوان «قیمت قطعی برنج ایران» معرفی کرد.
شیرودی ۴ میلیون و ۶۴۵ هزار تومان؛ قیمتی که مدتها ثابت مانده
همه ارقام برنج نیز در هفتههای اخیر جهش نکردهاند.
برنج شیرودی گیلان آقای برنج نمونه جالبی است. قیمت بسته ۱۰ کیلویی این محصول در اواخر مرداد حدود ۴ میلیون و ۶۴۵ هزار تومان گزارش شده بود و همین نرخ در گزارشهای شهریور نیز تکرار شده است.
بنابراین تصویر بازار ترکیبی است: برخی برندها و ارقام تغییر زیادی ندارند، در حالی که برخی دیگر با فاصله قابل توجهی در کانالهای مختلف فروش قیمت میخورند.
این مسئله با دادههای اواخر شهریور نیز همخوان است. در آن مقطع طارم عطری حدود ۴.۸ میلیون، طارم هاشمی آراد حدود ۵.۷ میلیون، عنبربو خوزستان ۴.۷۵ میلیون و شیرودی ۴.۶۴۵ میلیون تومان برای هر ۱۰ کیلو عرضه میشد.
پس بازار در سطح بالایی از قیمت قرار دارد، اما نشانهها بیشتر از چسبندگی قیمت و پراکندگی نرخ حکایت میکنند تا یک جهش هماهنگ در تمام ارقام.
چرا برنج ایرانی همچنان گران است؟
بخشی از پاسخ به ساختار تولید برمیگردد.
قیمت برنج از مزرعه تا فروشگاه چند مرحله هزینه را پشت سر میگذارد: بذر و نهاده، کارگر، آب، برداشت مکانیزه، خشککردن شلتوک، شالیکوبی، افت تبدیل شلتوک به برنج سفید، سورتینگ، بستهبندی، انبارداری، حملونقل و سود حلقههای توزیع.
وزارت جهاد کشاورزی نیز پیشتر بر ضرورت محاسبه دقیق هزینه تمامشده و ثبت موجودی برنج در سامانه جامع انبارها تأکید کرده و خواستار تقویت «نظارت هوشمند» از مرحله تولید تا عرضه شده بود.
این موضع رسمی نشان میدهد اختلاف قیمت میان مزرعه و بازار نهایی، خود به یکی از دغدغههای سیاستگذار تبدیل شده است.
با این حال، همه اختلاف قیمت را نمیتوان به واسطهگری نسبت داد. کیفیت رقم، محل کشت، کشت اول یا دوم بودن، میزان شکستگی، درصد رطوبت، سورت و برند بستهبندی نیز میتواند قیمت نهایی را بهشدت تغییر دهد.
برداشت محصول چرا برنج را ارزان نکرد؟
در حالت عادی انتظار میرود ورود محصول جدید در تابستان و ابتدای پاییز فشار عرضه را افزایش دهد و قیمت را کاهش دهد.
برداشت امسال نیز در مناطق مختلف جریان داشته است. برای نمونه، عملیات برداشت در اراضی شرکت سفیدرود از ابتدای شهریور آغاز شد و ۱۴۰۰ هکتار از اراضی این مجموعه زیر برداشت قرار گرفت؛ ۳۳۰ هکتار نیز به بذر مادری رقم هاشمی اختصاص داشته است.
در خداآفرین نیز جهاد کشاورزی برداشت ۱۰ هزار و ۲۰۰ تن شلتوک از ۲۲۶۰ هکتار را برای سال جاری پیشبینی کرده است.
با این همه، افزایش عرضه لزوماً به معنای افت سریع قیمت مصرفکننده نیست. بخشی از محصول جدید ابتدا وارد شالیکوبی و انبار میشود و واسطه زمانی میان برداشت و عرضه خردهفروشی وجود دارد. از سوی دیگر، وقتی هزینه تولید بالا رفته، کف قیمتی مورد انتظار کشاورز نیز افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل در بازار فعلی، فصل برداشت بیشتر جلوی جهش شدیدتر را گرفته تا اینکه لزوماً باعث سقوط قیمت شده باشد.
ایران چقدر برنج نیاز دارد؟
یک عامل مهم دیگر، فاصله میان تولید داخلی و مصرف کشور است.
رئیس هیأتمدیره انجمن واردکنندگان برنج ایران در شهریور ۱۴۰۵ اعلام کرده تولید داخلی سالانه حدود دو میلیون تن است، در حالی که نیاز کشور حدود ۳.۵ میلیون تن برآورد میشود. بر این اساس، واردات همچنان نقش مهمی در تعادل عرضه دارد.
همین فاصله باعث میشود بازار برنج ایرانی کاملاً جدا از برنج وارداتی نباشد.
اگر واردات با اختلال روبهرو شود یا ارز واردکنندگان با تأخیر تخصیص یابد، بخشی از تقاضای مصرفی به سمت ارقام داخلی حرکت میکند و بر قیمت آنها فشار وارد میشود.
انجمن واردکنندگان نیز در خرداد اعلام کرده بود نیاز ماهانه کشور به برنج وارداتی به طور متوسط بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تن است و در برخی ماههای پرتقاضا به حدود ۲۰۰ هزار تن میرسد.
مشکل واردات برنج؛ کالا هست اما سیاست ارزی همچنان ریسک ایجاد میکند
بازار برنج وارداتی طی سال جاری با مسئله تخصیص ارز و مطالبات واردکنندگان روبهرو بوده است.
انجمن واردکنندگان در شهریور هشدار داد که بیثباتی مقررات واردات و وقفههای ارزی میتواند تعادل بازار را در ماههای آینده تحت تأثیر قرار دهد، هرچند وضعیت جاری بازار را از نظر موجودی بحرانی توصیف نکرد.
این نکته برای برنج ایرانی اهمیت زیادی دارد.
وقتی برنج هندی و پاکستانی با قیمت پایینتری نسبت به هاشمی و طارم عرضه شود، بخشی از مصرفکنندگان به سمت محصول وارداتی میروند و فشار تقاضا از بازار داخلی کم میشود. اما اگر واردات محدود یا گران شود، همین تقاضا دوباره به بازار ایرانی منتقل خواهد شد.
به همین دلیل، سیاست واردات میتواند حتی روی قیمت برنجی که در گیلان یا مازندران تولید شده اثر بگذارد.
آیا برنج ایرانی دوباره گران میشود؟
بر اساس دادههای موجود، فعلاً نمیتوان از آغاز یک موج سراسری و قطعی افزایش قیمت سخن گفت.
برخی نرخهای خردهفروشی نسبت به شهریور افزایش یافتهاند، اما در مقابل تعدادی از محصولات مانند شیرودی برای هفتهها تقریباً بدون تغییر ماندهاند. گزارشهای اواخر شهریور نیز از عرضه مستمر کالا و نبود نشانه روشن کمبود حکایت داشتند.
بنابراین سناریوی محتملتر در کوتاهمدت، ادامه نوسان در سطح بالا است؛ نه لزوماً جهش یکباره همه انواع برنج.
اگر واردات بدون اختلال ادامه یابد و محصول جدید نیز وارد شبکه توزیع شود، ظرفیت کاهش فشار قیمتی وجود دارد. اما افزایش هزینههای تولید، حملونقل، بستهبندی یا تغییر سیاست ارزی میتواند اجازه ندهد قیمتها بهراحتی به سطوح پایینتر برگردند.
برنج ۶ میلیونی؛ مسئله فقط گرانی نیست
رسیدن برخی بستههای هاشمی به محدوده ۵.۵ تا ۶.۴ میلیون تومان بدون تردید فشار سنگینی بر بودجه غذایی خانوار ایجاد میکند؛ اما شاید مهمتر از عدد نهایی، نبود یک تصویر شفاف از قیمت واقعی بازار باشد.
وقتی یک محصول مشابه در دو فروشگاه با اختلاف چندصد هزار تا حتی بیش از یک میلیون تومان عرضه میشود، مصرفکننده نمیداند افزایش قیمت ناشی از تغییر واقعی بازار است یا صرفاً سیاست فروشنده.
از همین رو، بازار برنج امروز بیش از هر چیز به شفافیت در قیمت نیاز دارد: تفکیک نرخ عمده و خرده، مشخص بودن کیفیت و سال برداشت، درج دقیق رقم و مبدأ و امکان مقایسه قیمت یک کالای واقعاً همسان.
در آغاز مهر ۱۴۰۵، یک چیز روشن است: برنج ایرانی ارزان نیست، اما بازار نیز یک قیمت واحد ندارد. هاشمی ممتاز میتواند تا کیلویی ۶۴۰ هزار تومان قیمت بخورد، در حالی که شیرودی حدود ۴۶۵ هزار تومان است و حتی برای یک برند مشخص نیز اختلاف قابل توجهی میان فروشندگان دیده میشود.
این پراکندگی همان عاملی است که خرید یکی از اصلیترین کالاهای سفره ایرانی را از یک انتخاب ساده، به یک جستوجوی قیمتی پیچیده تبدیل کرده است.