قول عجیب نیمار به مادرش بعد از یک بسته بیسکوئیت؛ «روزی آنقدر پولدار میشوم که کارخانهاش را بخرم»
نیمار در روایت تازهای که در سال ۲۰۲۶ بازتاب گستردهای در رسانههای برزیلی و بینالمللی پیدا کرد، به روزهایی برگشت که خانوادهاش با محدودیتهای جدی مالی زندگی میکرد.
او گفت گاهی چیزهایی میخواست که خانواده توان خریدشان را نداشت. یکی از همان روزها از مادرش، نادین گونسالوس، خواست برایش بیسکوئیت بخرد. پاسخ مادر نه از سر مخالفت، بلکه به دلیل یک محاسبه تلخ اقتصادی بود: اگر پول صرف بیسکوئیت میشد، ممکن بود برای غذای اصلی خانواده چیزی باقی نماند.
نیمار گفته است مادرش هنگام توضیح این موضوع گریه میکرد. واکنش کودک اما تبدیل به جملهای شد که سالها در ذهن خانواده باقی ماند. او به مادرش اطمینان داد که یک روز آنقدر ثروتمند خواهد شد که میتواند یک کارخانه کامل بیسکوئیت بخرد.
سالها بعد، نیمار در بازگویی این خاطره با طنز گفت به وعدهاش عمل کرده؛ البته نه به این معنا که واقعاً مالک کارخانه بیسکوئیت شده است. منظور او روشن بود: امروز میتواند هر بیسکوئیتی را که بخواهد بخرد و دغدغه مالی آن روزهای خانواده دیگر وجود ندارد.
یک نکته مهم؛ داستان بیسکوئیت نیمار تازه نیست
اگرچه این ماجرا در سال ۲۰۲۶ دوباره وایرال شده، اصل داستان تازه نیست. نیمار دستکم از سال ۲۰۱۸ درباره همین خاطره صحبت کرده بود.
او آن زمان در گفتوگو با تیاگو نیگرو در برنامه برزیلی «O Primo Rico» شرح داده بود که خانوادهاش همیشه با مشکلات مالی مواجه بوده، هرچند به گفته خودش برای ضروریاتی مانند غذای اصلی دچار محرومیت مطلق نبودند. در همان مصاحبه نیز از درخواست بیسکوئیت، ناتوانی مادرش در خرید آن و وعده خرید کارخانه صحبت کرده بود.
در ماه مه ۲۰۲۶، این روایت در محتوایی که پیرامون کانال نیمار منتشر شد بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و رسانههایی مانند Mundo Deportivo نیز آن را بازتاب دادند. بنابراین تعبیر دقیقتر این است که نیمار در سال ۲۰۲۶ این خاطره قدیمی را دوباره زنده کرده است، نه اینکه برای نخستینبار امسال آن را فاش کرده باشد.
همین سابقه قدیمی اتفاقاً به اعتبار داستان اضافه میکند؛ زیرا روایت کارخانه بیسکوئیت سالها پیش از موج فعلی شبکههای اجتماعی از زبان خود او منتشر شده بود.
۹ نفر در خانه مادربزرگ؛ کودکی نیمار واقعاً چگونه گذشت؟
خاطره بیسکوئیت تنها بخشی از روایت نیمار درباره شرایط اقتصادی خانوادهاش است.
او گفته است مدتی همراه والدین، خواهر، پدربزرگ و مادربزرگ، خالهها و پسرعموها و دخترعموهایش در خانه مادربزرگ زندگی میکردند و مجموعاً ۹ نفر یک خانه کوچک را شریک بودند.
نیمار در توضیح محدودیت فضای خانه گفته بود وقتی تشکها برای خواب روی زمین پهن میشد، تقریباً تمام فضای اتاق را میگرفت و خوابیدن یک نفر عملاً روی بقیه اعضای خانواده نیز اثر میگذاشت. گزارشهای مربوط به مصاحبه سال ۲۰۱۸ همین جزئیات را ثبت کردهاند.
این شرایط در تضاد شدید با تصویری قرار دارد که جهان بعدها از نیمار دید؛ بازیکنی در بارسلونا، پاریسنژرمن و تیم ملی برزیل که نامش با بزرگترین قراردادها و پرهزینهترین نقلوانتقالات فوتبال گره خورد.
از نداشتن پول بیسکوئیت تا انتقال ۲۲۲ میلیون یورویی
شاید هیچ عددی به اندازه ۲۲۲ میلیون یورو فاصله میان کودکی و دوران حرفهای نیمار را نشان ندهد.
در تابستان ۲۰۱۷، نمایندگان نیمار مبلغ ۲۲۲ میلیون یورویی بند فسخ قرارداد او را به بارسلونا پرداخت کردند تا انتقالش به پاریسنژرمن انجام شود. باشگاه بارسلونا در اطلاعیه رسمی خود نیز پرداخت این رقم را تأیید کرد.
بازیکنی که زمانی خرید یک بسته بیسکوئیت برای خانوادهاش هزینهای قابل چشمپوشی نبود، کمتر از دو دهه بعد در مرکز یکی از بزرگترین معاملات مالی تاریخ فوتبال قرار گرفت.
با این حال، خود نیمار هنگام تعریف این خاطره تلاش کرده تمرکز را صرفاً روی پول نگذارد. پیام اصلی او این بوده که موفقیتهای امروز را در کنار چیزهایی که در گذشته پشت سر گذاشته و افرادی که در آن مسیر همراهش بودهاند، ارزشگذاری میکند.
مادر نیمار هنوز با یادآوری آن روز احساساتی میشود
این داستان برای خانواده نیمار ظاهراً فقط یک خاطره خندهدار از دوران کودکی نیست.
نیمار سالها قبل گفته بود مادرش حتی مدتها بعد، هنگام یادآوری ماجرای بیسکوئیت، گریه میکند. برای مادری که در آن مقطع نمیتوانست خواسته کوچک فرزندش را برآورده کند، آن روز احتمالاً معنایی کاملاً متفاوت از چیزی دارد که امروز برای مخاطبان شبکههای اجتماعی پیدا کرده است.
از همین منظر، «کارخانه بیسکوئیت» بیش از آنکه یک وعده تحتاللفظی باشد، به نمادی از امنیت مالی تبدیل شده است؛ وعده کودکی که میخواست روزی خانوادهاش دیگر مجبور نباشد میان یک خرید کوچک و هزینه غذای خانه انتخاب کند.
نیمار در سال ۲۰۲۶ دوباره در سانتوس است
بازگشت این داستان در سال ۲۰۲۶ همزمان با مقطع خاص دیگری از زندگی حرفهای نیمار اتفاق افتاده است.
او پس از سالها حضور در فوتبال اروپا و سپس بازی برای الهلال عربستان، در سال ۲۰۲۵ به باشگاه دوران کودکیاش، سانتوس، بازگشت. سانتوس در ژانویه ۲۰۲۶ رسماً اعلام کرد قرارداد نیمار تا پایان همین سال تمدید شده است. باشگاه همچنین اعلام کرد او در فصل ۲۰۲۵ با وجود مشکلات جسمانی، ۱۲ گل زد و ۶ پاس گل ثبت کرد.
یعنی نیمار در ۳۴ سالگی دوباره به جایی برگشته که رؤیای فوتبالیاش از آنجا شکل گرفت؛ در حالی که قصههای دوران کودکی او نیز دوباره مورد توجه مخاطبان قرار گرفتهاند.
داستانی درباره پول، اما نه فقط درباره ثروتمندشدن
روایت بیسکوئیت نیمار به دلیل تضاد جذابش بهسرعت قابلیت وایرالشدن دارد: کودکی که پول خرید یک بسته بیسکوئیت را ندارد و بعدها تبدیل به فوتبالیستی میشود که انتقال ۲۲۲ میلیون یوروییاش جهان فوتبال را تکان میدهد.
اما اگر خود روایت نیمار را مبنا قرار دهیم، هسته اصلی داستان کمی متفاوت است.
او از پول بهعنوان نشانه تغییر شرایط خانواده صحبت میکند؛ نه صرفاً ابزاری برای نمایش ثروت. در گفتوگوی قدیمیاش نیز تأکید کرده بود که رسیدن به فوتبال حرفهای برایش راهی بود تا مطمئن شود خانواده دیگر با مشکلات گذشته روبهرو نخواهد شد.
شاید به همین دلیل است که بعد از گذشت این همه سال، از میان گلها، جامها و قراردادهای نجومی، خاطره یک بیسکوئیت هنوز برای نیمار زنده مانده است.